
نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال
تحلیل جایگاه صور خیالی و انعکاسات در عالم مثال
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دیدگاه شیخ اشراق پیرامون عالم مثال اعظم میپردازند. بحث با بررسی مبنای سهروردی در خصوص صور خیالی و انعکاسات در آینه و اشیاء صیقلی آغاز میشود که همگی را مرتبط با عالم مثال اعظم میداند. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی توحید افعالی، به نقد این دیدگاه پرداخته و میان «مثال اعظم» و «مثال متصل به نفس» تفکیک قائل میشوند. ایشان با توضیح نحوه تحقق قوای متخیله و تفاوت آن با حقایق عینی، بر این نکته تأکید میکنند که بسیاری از تصورات ذهنی، زائیده نفس بوده و نباید به عالم مثال اعظم نسبت داده شوند. در نهایت، استاد با تبیین جایگاه ظلی و بالعرضِ صور مرآتی و انعکاسات صوتی، بحث را به سوی درک حقیقتِ تجلیات الهی در عالم هستی هدایت کرده و تفاوت میان حقیقت و حکایت را روشن میسازند.
نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال
3تعریف ندا و صَداء
مانند صَداء؛ برگشت صدا را صَداء میگویند. مخصوصاً وقتی که انسان در کوهستان یک صوتی را دربیاورد میتواند این معنا را مشاهده کند یا فرض کنید در طبقاتی باشد یا در بعضی از جاهایی که گنبد دارد و یک حالت انعکاس صدا دارد، وقتی که صدایی دربیاید، در انعکاس آن به طبقات مختلف صداهای مختلفی برگشت میکند که آن برگشت صدا را صَداء میگویند. نوا و ندا عبارت از همان صدای اصلی است و صَداء عبارت از برگشت این ندا به آن مرجع و مقصد اصلی است. اینهم وجود دارد منتها وجود او وجود بالعرض است یعنی آن اصل عبارت از آن صوتی است که از دهان متکلم خارج میشود ولی وقتی که این صوت به یک مانع میخورد و برمیگردد شما دوباره همان را مشاهده میکنید، دوباره به این مانع میخورد و برمیگردد و مشاهده میکنید. در بعضی از جاها مثل گنبد مسجد شاه در اصفهان وقتی چند مرتبه صدایی باشد همینطور چند مرتبه این صدا برگشت دارد. این بسته به کیفیت زاویههایی است که معمار این گنبد را براساس آن زاویهها طرحریزی کرده است.
احول بودن همۀ انسانها
یااینکه شکلی را که احول مشاهده میکند، آن شکل جنبۀ بالعرض دارد. احول عبارت از دو بین است، احول یعنی کسی که دو میبیند؛ دو شیء میبیند. همۀ ما احول هستیم! تااینکه این حِول ازبین برود و انسان یکی ببیند خیلی کار دارد! خیال میکنیم که دو نمیبینیم ولیکن اینها کار زیادی دارد، خدا توفیق بدهد. علیٰکلّحال احول دو میبیند درحالیکه در خارج دویی نیست بلکه در خارج یکی است. پس آن را که میبیند، آن جنبه جنبۀ بالعرض دارد؛ یعنی وقتی که چشم یک حالت و شیئی را مشاهده میکند به تبع او یک امر دیگری هم مشاهده میشود درحالیکه وجود خارجی ندارد و فقط مشاهدۀ احول است ولیکن در خارج تحقق ندارد و آنچه که در خارج هست فقط یک امر واحد است. این مربوط به احول و آنهم مربوط به این! بنابراین نظر مرحوم آخوند بر این است که اشیائی که شبح از شیء اصلی هستند جنبۀ حسی دارند و این جنبۀ حسی در خود عالم موجود است، این یک اشکال است.
