
نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال
تحلیل جایگاه صور خیالی و انعکاسات در عالم مثال
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دیدگاه شیخ اشراق پیرامون عالم مثال اعظم میپردازند. بحث با بررسی مبنای سهروردی در خصوص صور خیالی و انعکاسات در آینه و اشیاء صیقلی آغاز میشود که همگی را مرتبط با عالم مثال اعظم میداند. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی توحید افعالی، به نقد این دیدگاه پرداخته و میان «مثال اعظم» و «مثال متصل به نفس» تفکیک قائل میشوند. ایشان با توضیح نحوه تحقق قوای متخیله و تفاوت آن با حقایق عینی، بر این نکته تأکید میکنند که بسیاری از تصورات ذهنی، زائیده نفس بوده و نباید به عالم مثال اعظم نسبت داده شوند. در نهایت، استاد با تبیین جایگاه ظلی و بالعرضِ صور مرآتی و انعکاسات صوتی، بحث را به سوی درک حقیقتِ تجلیات الهی در عالم هستی هدایت کرده و تفاوت میان حقیقت و حکایت را روشن میسازند.
نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال
2مقایسه ابعاد شخصیتی مرحوم آخوند و مرحوم حاجی
گرچه خب مرحوم حاجی قویتر از ایشان بوده و مکاشفاتش قویتر بوده است ولی خب مرحوم آخوند از نقطهنظر اطلاع بر مسائل فلسفی قویتر از مرحوم حاجی بوده و این مسئله مسلّم است. ولی از نقطهنظر حال، مرحوم حاجی قویتر بوده و جنبۀ توحیدی مرحوم حاجی قویتر از ایشان بوده است بهطوریکه در حواشی و تذییلات مرحوم حاجی هم این مسئله استفاده میشود و مشخص است که عبارات مرحوم حاجی یکقدری با عبارات اسفار تفاوت دارد و اگر از نقطهنظر ورود در عمق مسائل عرفانی، مرحوم آخوند را جزو فلاسفۀ درجه یک بهحساب بیاوریم قطعاً مرحوم حاجی جزو فلاسفۀ درجه دو هستند و شکی در این مسئله نیست. اما مرحوم آخوند از نقطهنظر مطالب و اطلاع و سعۀ در مطالب قویتر بود و اینهم مطلب قابل توجهی است. ولی خب علیٰکلّحال خود مرحوم آخوند هم اهل مکاشفه بوده است و امکان ندارد یک شخص، اهل مراقبه و مکاشفات باشد و قائل به مثال اعظم نباشد. امکان ندارد!
نظریات مرحوم آخوند بر کلام مرحوم شیخ اشراق
بنابراین خود مرحوم آخوند در اصل قضیه شکی نداشتند و در دو جا نسبت به کلام شیخ اشراق نظر دارند؛ حالا دومی را میگوییم و بعد سراغ اوّلی میرویم. اشکال دوم را که اول طرح میکنیم این است که ایشان میفرمایند: مرحوم شیخ اشراق قائل به این هستند که صوری که در مَرآ قرار میگیرد و شبحی از آن مرئی در آن مرآت تحقق پیدا میکند مربوط به عالم مثال اعظم است.
ایشان میگویند: قضیه اینطور نیست و صورت شبح در خود همین عالم محسوس است چطور اینکه خود آن صورت مرئی در این عالم محسوس است سواءٌ اینکه انسان علم پیدا کند یا علم پیدا نکند، آن صورت در مرآت که به تبع آن صورت مرئی هست قطعاً باید در این عالم باشد و جزو محسوسات باشد، ما قبول نمیکنیم که این صورت مرئی در عالم مثال اعظم هست. نه، این یک صور مادی است و صورت، صورت مادی است. یک عکس در آب میافتد و آن مشخص است و یک عکس و صورت در آینه میافتد و بهواسطۀ انعکاس نور مشخص است و یک عکس در اشیاء صیقلی و اشیائی که نور را برمیگردانند میافتد و این مشخص است و ما نمیتوانیم این را داخل در عالم مثال و اینها قرار بدهیم همانطوریکه ـ ایشان میفرمایند ـ انحاء وجودات به تبع آن وجود اصلی وجود دارند و بالعرض هستند، این صوری که در مَرآی وجود خارجی دارند، وجود اینها نسبت به آن وجود اصلی وجود بالعرض است. وقتی که نور بر آن وجود اصلی بتابد در انعکاسش به اشیاء صیقل چه آینه و مرآت باشد و چه ماء یا سایر فلزات و امثالذلک باشد، در انعکاس، یک تحقق بالعرض و ثانوی پیدا میکند.
