اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال

تحلیل جایگاه صور خیالی و انعکاسات در عالم مثال

14٬132
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دیدگاه شیخ اشراق پیرامون عالم مثال اعظم می‌پردازند. بحث با بررسی مبنای سهروردی در خصوص صور خیالی و انعکاسات در آینه و اشیاء صیقلی آغاز می‌شود که همگی را مرتبط با عالم مثال اعظم می‌داند. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی توحید افعالی، به نقد این دیدگاه پرداخته و میان «مثال اعظم» و «مثال متصل به نفس» تفکیک قائل می‌شوند. ایشان با توضیح نحوه تحقق قوای متخیله و تفاوت آن با حقایق عینی، بر این نکته تأکید می‌کنند که بسیاری از تصورات ذهنی، زائیده نفس بوده و نباید به عالم مثال اعظم نسبت داده شوند. در نهایت، استاد با تبیین جایگاه ظلی و بالعرضِ صور مرآتی و انعکاسات صوتی، بحث را به سوی درک حقیقتِ تجلیات الهی در عالم هستی هدایت کرده و تفاوت میان حقیقت و حکایت را روشن می‌سازند.

نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد دیدگاه شیخ اشراق پیرامون عالم مثال اعظم می‌پردازند. بحث با بررسی مبنای سهروردی در خصوص صور خیالی و انعکاسات در آینه و اشیاء صیقلی آغاز می‌شود که همگی را مرتبط با عالم مثال اعظم می‌داند. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی توحید افعالی، به نقد این دیدگاه پرداخته و میان «مثال اعظم» و «مثال متصل به نفس» تفکیک قائل می‌شوند. ایشان با توضیح نحوه تحقق قوای متخیله و تفاوت آن با حقایق عینی، بر این نکته تأکید می‌کنند که بسیاری از تصورات ذهنی، زائیده نفس بوده و نباید به عالم مثال اعظم نسبت داده شوند. در نهایت، استاد با تبیین جایگاه ظلی و بالعرضِ صور مرآتی و انعکاسات صوتی، بحث را به سوی درک حقیقتِ تجلیات الهی در عالم هستی هدایت کرده و تفاوت میان حقیقت و حکایت را روشن می‌سازند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد و بررسی نظریه شیخ اشراق درباره عالم مثال

11
  • فی صُقعٍ مِنَ النَّفس بِمُجرَّدِ تَأثیرِها و تَصویرِها بِاستخدامِ الخیالِ لا فی عالمِ خارجِ عنها بِتأثیرِ مؤثرٍ غیرِها کما یفهم مِن کلامِه لِظهورِ أنَّ تصرفاتَ المتخیلةِ و دعاباتِها الجَزافیة.

  • در یک مرتبۀ از نفس، به مجرد اینکه این نفس به‌واسطۀ قوۀ خیال تأثیر می‌گذارد و به تصویر می‌کشد، این نفس قوۀ خیالیه را به استخدام می‌گیرد و شروع به ساختن و پرداختن می‌کند چطور اینکه قوۀ واهمه را به اختیار می‌گیرد و صور وهمیه می‌سازد. چطور اینکه قوۀ عاقله را به استخدام می‌گیرد و قضایای عقلیه را ترسیم می‌کند؛ آن نکات کلیۀ عقلی و مسائل حسن و قبح عقلی و آن کیفیت ارتباطات کلی و قضایای کلی، همۀ اینها به‌واسطۀ استخدام قوۀ عاقله است.

  • پس به هر مقدار که مشاهده کردید فردی از نقطه‌نظر مبانی عقلی قوی‌تر است و مطالب جدیدی را مطرح می‌کند که منطبق با فطرت است و در کیفیت بیان و استنتاج مطالب کلی و ارزش‌های فطری سهم بیشتری دارد، بدانید که استخدام قوۀ عاقله برای نفس او بیشتر از سایر افراد است. افرادی را دیده‌اید که اینها در صورت‌پردازی خیلی قوی هستند؟ هنرپیشه‌های سینما را دیده‌اید که دلقک‌بازی از خودشان درمی‌آورند؟! اصلاً هویت خودشان را ازدست می‌دهند؛ امروز به صورت این نقش بازی می‌کند و فردا به صورت آن نقش بازی می‌کند! امروز به صورت نقش یک شاگرد راننده و [کسی که] در قهوه‌خانه فحش چارواداری می‌دهد بازی می‌کند و فردا در نقش ابن‌سینا درمی‌آید و پس‌فردا در نقش بوعلی و روز چهارم در نقش کله‌پاچه فروش می‌رود! این [نقش‌های] مختلفی که دارد، هویتی از خودش ندارد و این قوۀ متخیلۀ او برای تصویر خیلی قوی است ولی از قوۀ عاقله استفاده نمی‌کند. بعضی‌ها قوۀ وهمشان خیلی زیاد است و مطالب غیرواقعی را خیلی خوب می‌کشند! دیده‌اید بعضی‌ها زود باور می‌کنند؟ تا یک مطلبی را بگویید باور می‌کنند، قوۀ واهمۀ اینها خیلی زیاد است!

  • یکی از رفقا می‌گفت که با یک بنده‌ خدایی در همدان داشتیم به‌سمت یک بیابانی می‌رفتیم، هفتۀ قبل رفتیم و این دفعه که خواستیم برویم گفت: نه، از این راه نرویم. گفتیم که ما همدانی هستیم و وجب‌به‌وجب خاکش را می‌دانیم! تو چه می‌گویی؟! ما بهتر بلد هستیم! می‌گفت: نه، من می‌دانم. گفتیم: ما بچۀ اینجا هستیم، آخر به چه دلیل می‌گویی؟! گفت که هفتۀ قبل که داشتیم می‌رفتیم دوتا کبوتر آمدند و از اینجا رفتند و الآن هم از این سمت می‌روند و چون اینها با ما بودند ما هم باید از این راه برویم! یعنی این‌قدر این قوۀ واهمه [قوی بود]. من آن شخص را دیده بودم سید ساده‌ای است و ظاهراً الآن حیات دارد خدا حفظش کند. این‌قدر این قوۀ واهمه قوی است و این‌قدر او ساده است که حتی قادر بر تشخیص ابتدایی‌ترین مسئله نیست. خب خیلی‌ها این‌طور هستند و خیلی سریع باور می‌کنند، خیلی سریع!

/