اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق

نقش نفس در ادراک حضوری و جایگاه عالم مثال

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ابصار و ادراک از منظر شیخ اشراق می‌پردازند. بحث با نقد نظریات پیشین پیرامون انطباع صورت در چشم یا خروج شعاع از آن آغاز می‌شود و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، به این نتیجه می‌رسد که ادراک، امری مجرد و متعلق به نفس است. در ادامه، سیر بحث به تبیین جایگاه «عالم مثال» یا «خیال منفصل» به عنوان ظرف تحقق صور ادراکی کشیده می‌شود. استاد با تفکیک میان صور شبحی در عالم مثال و مُثُل نوریه افلاطونی، به تفاوت مراتب ادراک و لذات اخروی برای گروه‌های مختلف انسانی، از اصحاب یمین تا سابقون مقربون، اشاره می‌کنند. این جلسه در نهایت با تأکید بر اینکه حقیقت معرفت، نوعی اتحاد وجودی میان مدرِک و مدرَک است، به تبیین معنای تحیر اولیاء الهی در برابر تجلیات بی‌انتهای ذات پروردگار ختم می‌شود.

تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق

6
  • می‌گویند که بعد از «قال»، «إنَّ» است، بعد یک کسی «إنَّ» می‌گفت، [گفتند که] چرا این‌قدر «إنَّ» می‌گویی؟ ‌گفت که چند صفحه پیش یک «قالَ» دیدم! ـ حالا این قبلش «إنَّ» است ـ گفتند که «قالَ» چند صفحۀ پیش بود! گفت که بَعدیّت بهتر صدق می‌کند! هرچه قبل باشد این بَعدیّت [بهتر صدق می‌کند]!

  • حالا مثل اینکه مرحوم شیخ اشراق داخلش هم یک چند متری احتیاج دارند تااینکه آن معنای بطن را کاملاً بدهد، ایشان این‌طور خیال می‌کنند. نه! این معنای داخل، اعتباری است یعنی حضور این معنا در این شکل و در این لوح، این معنای «فی» و ظرفیت در اینجا به این معنا است.

  • فَکما أنَّ صورةَ المِرآةِ لَیست فیها کذلِکَ الصورةُ التی تُدرکُ النَّفس بِواسطتِها لَیست فی الجلیدیةِ بَل تَحدثُ عِندَ المُقابلةِ و ارتفاعِ المَوانعِ مِنَ النَّفسِ إشراقٌ حضوریٌ علىٰ ذلکَ الشّی‌ءِ المُستَنیر.

  • همان‌طوری‌که صورت در آینه نیست بلکه روی آینه است. صورتی که نفس به‌واسطۀ این مقابله ادراک می‌کند این در جلیدیه نیست بلکه این صورت پیش مقابلۀ نفس با مرئی حاصل می‌شود و از موقع مقابلۀ نفس و ارتفاع موانع از نفس یک اشراق حضوری بر این شیء مستنیر، یک حالت وحدت و یک استیلاء بر آن امر خارج به‌واسطۀ این عضو حاصل می‌شود.

  • فَإن کانَ لهُ هویةٌ فی الخارجِ فَیَراه و إن کانَ شَبحاً مَحضاً فَیَحتاجُ إلى مَظهرٍ آخرِ کالمِرآةِ .

  • اگر این شیء در خارج وجود داشته باشد او را می‌بیند و اگر یک شبح محض باشد احتیاج به یک مظهر دیگری مانند مرآت دارد؛ یعنی اگر یک صورت در مقابل وجود نداشته باشد بلکه شبح او باشد و او از پشت سر انعکاس پیدا بکند مانند آینه، آن شبح باید به آینه بخورد تااینکه انسان بتواند او را ببیند؛ یعنی یا انسان به‌واسطۀ مقابلۀ با خود آن شیء خارج ادراک صورت می‌کند یا اگر مقابلۀ با او نیست شبح او را که در مرآت ـ در ماه!! ـ در یک امر سیال یا صیقل و در هر چیز دیگری آن را که مظهر برای اوست انسان او را ادراک می‌کند درصورتی‌که تازه انسان با مرآت مقابله کند.