اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق

نقش نفس در ادراک حضوری و جایگاه عالم مثال

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ابصار و ادراک از منظر شیخ اشراق می‌پردازند. بحث با نقد نظریات پیشین پیرامون انطباع صورت در چشم یا خروج شعاع از آن آغاز می‌شود و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، به این نتیجه می‌رسد که ادراک، امری مجرد و متعلق به نفس است. در ادامه، سیر بحث به تبیین جایگاه «عالم مثال» یا «خیال منفصل» به عنوان ظرف تحقق صور ادراکی کشیده می‌شود. استاد با تفکیک میان صور شبحی در عالم مثال و مُثُل نوریه افلاطونی، به تفاوت مراتب ادراک و لذات اخروی برای گروه‌های مختلف انسانی، از اصحاب یمین تا سابقون مقربون، اشاره می‌کنند. این جلسه در نهایت با تأکید بر اینکه حقیقت معرفت، نوعی اتحاد وجودی میان مدرِک و مدرَک است، به تبیین معنای تحیر اولیاء الهی در برابر تجلیات بی‌انتهای ذات پروردگار ختم می‌شود.

تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق

4
  • مجرد بودن معرفت و شناخت!

  • اصلاً مسئلۀ معرفت یک مسئلۀ تجرد است! وقتی که شما به رفیقتان معرفت پیدا می‌کنید یعنی خودتان را به آن حیطۀ مثالی و ملکوتی او نزدیک می‌کنید؛ یک مقدار، یک مقدار، دو مقدار، دو مقدار، سه مقدار، سه مقدار و هرچه این دو جنبۀ مثالی و ملکوتی بیشتر نزدیک بشوند معرفت و بینش انسان نسبت به رفیق و شیء و اشیاء بیشتر می‌شود. چه وقتی انسان واقعاً به یک شیء و به یک ماهیتی معرفت کامل پیدا می‌کند؟ وقتی که آن هوهویت خارجیه که به عبارت دیگر وحدت صناعی است در خارج محقق بشود.

  • اطلاع علام الغیوب از فصول اشیاء

  • اینجاست که مرحوم بوعلی می‌فرمایند که اطلاع بر فصول اشیاء غیر ممکن است مگر برای علام الغیوب! چرا؟ چون انسان نمی‌تواند و در قدرت او نیست که با فصول اشیاء خارجی وحدت پیدا کند و چون اشیاء خارجی نازل شدۀ از مبدأ و مقام وجود و قدرت و ارادۀ پروردگار است، از این نقطه‌نظر او بر این فصول اشراف و اطلاع دارد اما بین ما و آنها فاصله و بُون بعیدی وجود دارد.

  • کیفیت اطلاع عارف به حقیقت اشیاء

  • وقتی که یک عارف به حقیقت اشیاء اطلاع پیدا می‌کند وقتی است که با آن صورت نوعیۀ اشیاء وحدت پیدا می‌کند والاّ هزار سال در یک طرف بنشیند و اشیاء دیگر در مقابلش در طرف دیگر بنشینند نمی‌تواند کَما هوَ هو از اشیاء خارجی اطلاع پیدا کند و خبر بدهد. تا شما در درون یک باغی قرار نگرفته‌اید نمی‌توانید از آنچه که در این باغ می‌گذرد اطلاع و خبر بدهید. تا انسان در درون یک شیئی قرار نگیرد، نمی‌تواند از محتویات آن شیء خبر بدهد و اطلاع داشته باشد. به هر مقداری که انسان اطلاع دارد [نسبت به آن علم حضوری دارد].

  • رابطۀ علم حضوری و وحدت با اشیاء

  • الآن ما در این اتاق قرار گرفته‌ایم، آنچه که می‌توانیم اطلاع بدهیم به همان مقداری است که با این محیط سنخیت داریم بیش از این مقدار نمی‌توانیم [اطلاع بدهیم]. الآن شما می‌توانید بگویید که این فرش چیست و خصوصیتش چیست؟ نمی‌توانید! چون از این اطلاع ندارید و فقط بر روی آن نشسته‌اید و یک رنگی را می‌بینید اما اینکه ذات او چیست؟ این احتیاجی به وحدت و به هوهویت دارد، این را علم حضوری می‌گویند.