اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق

نقش نفس در ادراک حضوری و جایگاه عالم مثال

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ابصار و ادراک از منظر شیخ اشراق می‌پردازند. بحث با نقد نظریات پیشین پیرامون انطباع صورت در چشم یا خروج شعاع از آن آغاز می‌شود و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، به این نتیجه می‌رسد که ادراک، امری مجرد و متعلق به نفس است. در ادامه، سیر بحث به تبیین جایگاه «عالم مثال» یا «خیال منفصل» به عنوان ظرف تحقق صور ادراکی کشیده می‌شود. استاد با تفکیک میان صور شبحی در عالم مثال و مُثُل نوریه افلاطونی، به تفاوت مراتب ادراک و لذات اخروی برای گروه‌های مختلف انسانی، از اصحاب یمین تا سابقون مقربون، اشاره می‌کنند. این جلسه در نهایت با تأکید بر اینکه حقیقت معرفت، نوعی اتحاد وجودی میان مدرِک و مدرَک است، به تبیین معنای تحیر اولیاء الهی در برابر تجلیات بی‌انتهای ذات پروردگار ختم می‌شود.

تبیین کیفیت ابصار و ادراک در حکمت اشراق

3
  • تعریف علم اشراقی حضوری

  • کاری که نفس می‌کند این است که می‌آید از دریچۀ چشم یک صورتی را برمی‌دارد نه‌اینکه صورت در چشم می‌افتد. نه! این صورت، صورت است. مثال گوسفندی که سرش را می‌برید، چطور چشمش هیچ کاری نمی‌کند و هیچ چیزی نمی‌بیند و فقط عکس روی همین شبکیه می‌افتد اما اصلاً عبور نمی‌کند، چون حس ندارد! چشم انسان هم در وقتی که زنده است همین است! فقط کاری که هست این است که نفس می‌آید از چشم به‌عنوان وسیله برای صورت‌برداری استفاده می‌کند ولی نه اشیاء نقش می‌بندند و نه شعاعی از چشم عبور می‌کند، این را علم اشراقی حضوری می‌گویند. یعنی علمی که فقط یک طرف دارد و دو طرف ندارد. علمِ مضاف نیست که یک عالمی و یک معلومی داشته باشد و این علم به یک امر خارج تعلق بگیرد که به‌واسطۀ مقابلۀ این شیء با آن امر خارج یک صورتی از او نقش ببندد که اگر این مقابله نباشد این صورت هم نباشد. این دو طرف می‌خواهد اما علم اشراقی حضوری فقط یک طرف دارد و فقط نفس است که در اینجا کار می‌کند منتها از باب علل مُعدِّه و اسباب مُهیّئۀ ابصار، وجود آن مرئی در اینجا لازم است. این از باب علل مُعدِّه است اما نه از باب این است که نفس واقعاً احتیاج دارد به اینکه چیزی در مقابلش باشد. هر کاری که نفس در ابصار می‌کند خودش می‌کند و کسی دیگر انجام نمی‌دهد و از این چشم هم به‌عنوان یک آلت و وسیله استفاده می‌کند، این علم اشراقی حضوری است. علم اشراقی یعنی علمی که یک طرف دارد و حضوری است؛ یعنی یک نحوه اتحاد با آن صور صورت خارجی در عالم مثال اعظم ایجاد می‌کند و خود را با این صورت مجرده در عالم مثال متحد می‌کند و دلیل و برهان این‌هم مشخص است که هر چیزی که بخواهد در حیطۀ معرفت قرار بگیرد باید وحدت صناعی و وحدت عرفیه داشته باشد تا چیزی با چیز دیگر متحد نشود معرفت و بینش در آنجا حاصل نمی‌شود.