اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نظریه شیخ اشراق در کیفیت ابصار و ادراک

تحلیل جایگاه عالم مثال در فرآیند دیدن و ادراک نفس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون کیفیت ابصار و ادراک می‌پردازند. بحث با نقد نظریات رایج در فلسفه و علوم طبیعی آغاز می‌شود که ابصار را صرفاً انطباع صورت در چشم یا خروج شعاع می‌دانند. استاد با بررسی دقیق کلام شیخ اشراق، تبیین می‌کنند که ابصار فراتر از یک فعل مادی است و بر پایه مقابله رائی با مرئی در وعاء عالم مثال استوار است. در ادامه، ضمن اشاره به نقش ضروری فعل و انفعالات مادی و عصبی به عنوان مقدمه، بر این نکته تأکید می‌شود که ادراک حقیقی زمانی محقق می‌گردد که نفس با اشراف خود، صورت مادی را به صورتی مجرد تبدیل کند. این جلسه با ترسیم مرز میان ادراک حصولی و وجدان حضوری، به تفاوت جایگاه فلاسفه و اولیای الهی در مواجهه با حقایق هستی و عالم عقل کلی پایان می‌یابد.

نظریه شیخ اشراق در کیفیت ابصار و ادراک

3
  • ایشان می‌خواهند از این مطلب به این نکته برسند که آنچه را که عوام می‌پندارند بر اینکه اشیاء خارجی در چشم نقش پیدا می‌کنند و یااینکه چشم نوری از خودش خارج می‌کند و به اشیاء خارجی برخورد می‌کند، هیچ‌کدام از این دو را ابصار نمی‌گویند!

  • تعریف ابصار

  • ابصار به معنای دیدن و ابصار به معنای ادراک کردن و ابصار به معنای تشخیص دادن، نه ابصار به معنای آن صورت و شکل و قیافه! ابصار به معنای دیدن که به انسان می‌گویند: مبصر؛ یعنی بیننده، به معنای این است که حالتی که برای انسان عارض می‌شود و آن حالت حالتی است که موجب می‌شود بین این وجود و وجود قبل از ابصار تفاوتی باشد، آن حالت به نقش و نقشه نیست بلکه آن حالت به جنبۀ درّاکی و حالت وجدانی است که شخص مبصر این حالت را نسبت به مسائل در خود می‌بیند و این نه ماده است بلکه به‌واسطۀ مقابلۀ رائی یعنی انسان با مرئی ـ آنچه را که دیده است ـ این حالت در وجود او پیدا می‌شود.

  • دلیل بر این مسئله هم این است که ایشان می‌فرمایند: همان‌طوری‌که در آینه هم همین‌طور است؛ آنچه را که انسان در مرآت می‌بیند، آن صورت در مرآت نیست و مرآتی را که انسان می‌بیند یعنی صورت خود را که در مرآت می‌بیند، اگر قرار باشد که همان منتقل به چشم بشود، انطباع کبیر بر صغیر است که گفتیم: محال است و همین‌طور آن صورتی که در خود مرأت نقش می‌بندد در مرآت نیست زیرا اگر صورت در مرأت باشد، وقتی که از زوایای مختلف به مرآت نگاه کنید، باید یک واقعیت بیشتر نبینید درحالی‌که شما واقعیت‌های متفاوته‌ای را برای آن صورت در اینجا مشاهده می‌کنید درحالی‌که یک واقعیت بیشتر نیست. یک صورتی است که این صورت هم در مرآت و آینه نقش بسته است و دیگر از این زاویه این قسم را دیدن و از آن زاویه آن قسم را دیدن ندارد! چرا ما اقسام صور مختلف در مرآت را مختلف می‌بینیم؟! به‌خاطر اینکه صورت در مرآت نقش نبسته است و ما در مقابلۀ با مرآت یک برداشت داریم که نحوۀ تغییر مقابلۀ ما، نحوۀ اختلاف برداشت است. از این زاویه قرار بگیرید صورتی را که در مرآت هست به این نحو می‌بینید و از آن زاویه قرار بگیرید صورت را به‌نحو دیگری می‌بینید. پس برگشت مسئله به مقابلۀ ما با مرآت است نه‌اینکه صورت در مرآت باشد، این کلام کلام ایشان است. البته حالا ما قبل از اینکه به آن کلام بعدی ایشان برسیم همین‌جا یک اصلاحی در مسئله به عمل می‌آوریم و بعداً وارد مطلب مرحوم شیخ اشراق می‌شویم.