
نظریه شیخ اشراق در کیفیت ابصار و ادراک
تحلیل جایگاه عالم مثال در فرآیند دیدن و ادراک نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه شیخ اشراق پیرامون کیفیت ابصار و ادراک میپردازند. بحث با نقد نظریات رایج در فلسفه و علوم طبیعی آغاز میشود که ابصار را صرفاً انطباع صورت در چشم یا خروج شعاع میدانند. استاد با بررسی دقیق کلام شیخ اشراق، تبیین میکنند که ابصار فراتر از یک فعل مادی است و بر پایه مقابله رائی با مرئی در وعاء عالم مثال استوار است. در ادامه، ضمن اشاره به نقش ضروری فعل و انفعالات مادی و عصبی به عنوان مقدمه، بر این نکته تأکید میشود که ادراک حقیقی زمانی محقق میگردد که نفس با اشراف خود، صورت مادی را به صورتی مجرد تبدیل کند. این جلسه با ترسیم مرز میان ادراک حصولی و وجدان حضوری، به تفاوت جایگاه فلاسفه و اولیای الهی در مواجهه با حقایق هستی و عالم عقل کلی پایان مییابد.
نظریه شیخ اشراق در کیفیت ابصار و ادراک
2کلام مرحوم شیخ شهاب بر این پایه است که دو نظر راجع به کیفیت ابصار وجود دارد؛ نظر اول نظر ارسطو است که میگوید: صور خارجی در همان جلیدیه و به تعبیر ما در قرنیه انطباع پیدا میکنند و نقش میبندند. همانطوریکه اشیاء خارجی در ما نقش میبندند و انطباع پیدا میکند، صور خارجی هم در اعضاء و جوارح چشم نقش میبندد و این کیفیت ابصار است.
نظر افراد دیگر همانطوریکه نظر ریاضییون و قائلین به کیفیت شعاع و تصویر اجرام مخروطی و هروی است، آنها قائل هستند که اشیاء خارجی و صور خارجی در قرنیه انطباع پیدا نمیکنند بلکه یک نور از چشم خارج میشود و به اشیاء خارجی برخورد میکند و به این ابصار میگویند ولی علیٰکلّحال اینها از این غافل هستند که نوری که از چشم خارج میشود و به اشیاء میخورد، خب این تا دوباره به خود چشم برنگردد که ابصار تحقق پیدا نمیکند! بحث راجع به کیفیت ابصار در ذهن ـ حالا یا در عین یا در نفس ـ است اما صرف خروج نور از چشم به شکل مخروط و برخورد او با اشیاء خارج که موجب ابصار نیست، این دوباره باید برگردد و در برگشت ابصار تحقق پیدا میکند. خب این همان رأی اوّلیها میشود و تفاوتی با این قضیه ندارد. معلم اول؛ ارسطو هم همین را میگفت. میگفت: اشیاء و صور خارجی در قرنیه انطباع پیدا میکند، آن بندۀ خدا هم که همین را میگفت. مرحوم شیخ اشراق میفرمایند: نه، این است و نه آن است. آنچه را که ایشان اثبات میکنند این است که میفرمایند: نه، اصلاً به مقابلۀ رائی با مرئی ابصار تحقق پیدا میکند یعنی همینقدر که انسان مواجه بشود و چشمش را نبندد و باز نگه دارد و مرأی در مقابل او باشد، این ابصار و صورتبندی و نقش صورت در بصر تحقق پیدا میکند، در انسان تحقق پیدا میکند. اما ایشان میخواهند کیفیت تحقق را به یک نحو دیگری و به این کیفیت بیان کنند.
