اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات وجود عالم مثال و حقایق غیرمادی

تبیین جایگاه عالم مثال در سیر صعودی ادراک انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «عالم مثال» و نقش آن در ادراک حقایق هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه قدما درباره اشباح و چگونگی نقش بستن صور خارجی در ذهن آغاز می‌شود و با ارائه تحلیلی فیزیکی و فلسفی از نحوه انتقال اطلاعات به مغز، به این نتیجه می‌رسد که علاوه بر عالم ماده، عالمی دیگر با ویژگی‌های خاص وجود دارد. استاد با تفکیک میان «عقل متصل» و «عقل منفصل»، توضیح می‌دهند که چگونه نفس انسان با اتصال به عالم مثال و عقل، به درک حقایق دست می‌یابد. در این مسیر، تفاوت میان قوه عاقله و قوه مکر تبیین شده و بر لزوم طهارت باطن برای رسیدن به ادراک صحیح تأکید می‌شود. در نهایت، این جلسه با بیان تفاوت‌های وجودی عالم ماده، مثال و عقل، نشان می‌دهد که هرچه انسان از عالم ماده فاصله گرفته و به عوالم بالاتر نزدیک شود، قدرت ادراک و تصرف او در حقایق هستی افزایش می‌یابد.

اثبات وجود عالم مثال و حقایق غیرمادی

3
  • پس در اینجا این صورتی که الآن بزرگ شده و کم شده است، ذرات این صورت منتشر و کم می‌شود نه‌اینکه خود آن صورت دست‌کاری بشود! یعنی شما چیزی از آن اشیاء که محتویات و اعراض این صورت را تشکیل می‌دهند کم‌وزیاد نمی‌کنید یعنی هر عرض و هر وضعی در این صورت به‌جای خودش محفوظ است؛ ابرو به این فاصله است و پیشانی به این فاصله است و بینی و دهان و اینها همه در فاصلۀ منظم هستند. حالا این ذرات یا منتشر می‌شود یااینکه این ذرات و نقطه‌های گردانندۀ این تصویر و نور فشرده می‌شود. روی این جهت وقتی قرار بر این باشد که یک شخص رائی نگاه می‌کند و یک صورتی را مشاهده می‌کند، آن‌هم از همین قبیل است یعنی تمام آنچه که درمقابل اوست به‌واسطۀ یک نور و شعاعی است که آن شعاع به چشم تابیده می‌شود البته بعضی‌ها معتقدند بر اینکه این شعاع از خود چشم بیرون می‌آید و به اشیاء می‌خورد نه‌اینکه از بیرون به داخل چشم بیاید. این یک نقل قولی است و بر این مسئله ادله‌ای هم دارند. ولی حالا آن قول صحیح‌تر این است که شعاع از بیرون می‌آید و بر چشم تابیده می‌شود و وقتی که این چشم از نقطه‌نظر عدسی و آن تحدّبی که دارد می‌تواند آن ذرات شعاعی که از بیرون است را درهم فشرده کند به حدی که به‌اندازۀ یک سر سوزن برسد یعنی وقتی که این آسمان با این پهناوری‌ای که الآن می‌بینیم می‌خواهد وارد این قرنیه بشود، به‌اندازۀ یک سر سوزن می‌شود! این‌قدر این ذرات به‌هم فشرده می‌شوند که به‌اندازۀ یک تَه سوزن می‌شود، به این مقدار! بعد از آنجا وارد می‌شود و در قسمت شبکیه می‌رود و روی شبکیه منعکس می‌شود و وقتی که روی شبکیه منعکس شد، تازه شبکیه او را خلاصه و کوچک می‌کند و به آن نقطۀ زرد که ماکولا هست می‌فرستد و از آن نقطۀ زرد وارد قسمت مغز می‌شود و در آنجا تجزیه و فیلتری است که همۀ اینها را از هم جدا می‌کند و رنگ‌ها را از هم جدا می‌کند و این تشخیص در آنجا پیدا می‌شود. خب این یک مسئلۀ عادی و فیزیکی است و یک مسئلۀ غیر عادی نیست.