اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات وجود عالم مثال و حقایق غیرمادی

تبیین جایگاه عالم مثال در سیر صعودی ادراک انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «عالم مثال» و نقش آن در ادراک حقایق هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه قدما درباره اشباح و چگونگی نقش بستن صور خارجی در ذهن آغاز می‌شود و با ارائه تحلیلی فیزیکی و فلسفی از نحوه انتقال اطلاعات به مغز، به این نتیجه می‌رسد که علاوه بر عالم ماده، عالمی دیگر با ویژگی‌های خاص وجود دارد. استاد با تفکیک میان «عقل متصل» و «عقل منفصل»، توضیح می‌دهند که چگونه نفس انسان با اتصال به عالم مثال و عقل، به درک حقایق دست می‌یابد. در این مسیر، تفاوت میان قوه عاقله و قوه مکر تبیین شده و بر لزوم طهارت باطن برای رسیدن به ادراک صحیح تأکید می‌شود. در نهایت، این جلسه با بیان تفاوت‌های وجودی عالم ماده، مثال و عقل، نشان می‌دهد که هرچه انسان از عالم ماده فاصله گرفته و به عوالم بالاتر نزدیک شود، قدرت ادراک و تصرف او در حقایق هستی افزایش می‌یابد.

اثبات وجود عالم مثال و حقایق غیرمادی

2
  • مطلبی که در اینجا به‌نظر می‌رسد این است که علیٰ‌رغم مسئله‌ای که در جلسۀ قبل مطرح شد و قول قدماء نسبت به عدم اندراج یک امر عظیم در یک امر صغیر که قائلین به اشباح به این مسئله رسیده بودند که شبحی از خارج در ذهن انسان نقش می‌بندد و بعد اشکالی که فلاسفه بر اینها کرده‌اند که اگر قرار بر این باشد که اشباح و شبح و به عبارت دیگر صورت کَنده شدۀ از خارج بخواهد در ذهن نقش ببندد، چطور ممکن است که یک امر عظیم و تصور و شبحی که انسان از اشیاء خارجی دارد، در یک امر صغیر انطباع پیدا کند؟ بطلانش از ابده بدیهیات است!

  • اگر قرار بر این باشد که یک صفحۀ کاغذی به طول 20 سانت در 10 سانت درنظر بگیرید طبعاً عکسی را که روی این صفحۀ کاغذ منطبع می‌شود، آن عکس هم باید 20 سانت در 10 سانت باشد و نمی‌شود یک عکس و تصویر 30 سانتی را در یک کاغذ 20 سانتی قرار دهید، این محال است. مگر اینکه خود تصویر را هم کوچک کنید، آن‌وقت به‌اندازۀ 20 سانت می‌کنید و آن موقع می‌شود که همین روی کاغذ نقش ببندد. قائلین به اشباح یک هم‌چنین مطلبی را مطرح می‌کنند و اینها این جواب را می‌دهند.

  • حالا می‌توانیم از طرف قائلین به اشباح این‌طور پاسخ بدهیم بر اینکه ـ منظور از قول به شبح ـ گرچه قول به شبح باطل است ولی جا برای دفاع دارد و اشکال صدرالمتألهین و دیگران بر این توجیهی که ما می‌کنیم، دیگر وارد نمی‌شود. ممکن است قائلین به شبح این‌طور کلامشان را توجیه کنند که ما وقتی که می‌گوییم: شبحی از یک جسم خارج وارد ذهن می‌شود معنایش این نیست که به همان حدود و قیودی که در خارج موجود هست وارد بشود! خب این محال است و یک بچۀ چهارساله هم می‌فهمد که محال است و نیاز به دلیل ندارد. منظور ما این است همان‌طوری‌که از نقطه‌نظر فیزیکی اگر آن نور بخواهد به فاصلۀ شعاع رائی تا آن امر انعکاس پیدا کند، به هر مقدار که بخواهد به آن نقطۀ محور که آن نقطۀ مخروط است نزدیک بشود طبعاً ذرات منتشرۀ آن صورت درهم فشرده می‌شوند تا وقتی که مدام بخواهد به آن نقطۀ کم برسد، آنجا دیگر این ذرات فشرده شده به یک حدی می‌رسند که بتوانند در آن مرکز، مستقیم تابش پیدا کنند و ما این را در همه جا می‌بینیم. شما یک لامپی را که روشن می‌کنید محیط لامپ 10 سانت است ولی این محیط لامپ یک محیط پنجاه متری را هم روشن می‌کند یعنی نور از آن نقطۀ مخروط یک‌مرتبه گسترش پیدا می‌کند و وقتی که از آنجا گسترش پیدا کرد، تا آن میزانی که مانع به آن برخورد نکند و توان داشته باشد، نور منتشر خواهد شد. و همین‌طور وقتی که این نور دوباره بخواهد برگردد و بر یک نقطه انعکاس پیدا کند، به هر مقدار که از نقطه‌نظر فیزیکی بین آن شاخص و آن نقطۀ تابش شده و آن صورتی که می‌خواهد منعکس بشود نزدیک بشود، صورت نورهایی که دارد برمی‌گردد خودش را به‌هم فشرده می‌کند تا بتواند در آن مرکز قرار بگیرد و این در همه‌جا همین‌طور است. شما می‌توانید یک صورتی را بزرگ کنید؛ فرض کنید که می‌توانید صورت انسانی را در یک فیلم و نگاتیو بزرگ کنید به یک نحوی که آن صورت در یک صفحۀ پنجاه در یک متر هم واقع بشود. بعد می‌توانید همان صورت نگاتیوی را در یک کاغذ فشرده کنید که همان صورت بتواند در یک کاغذ سه در چهار به همان کیفیت قرار بگیرد.