اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات وجود عالم مثال و حقایق غیرمادی

تبیین جایگاه عالم مثال در سیر صعودی ادراک انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «عالم مثال» و نقش آن در ادراک حقایق هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه قدما درباره اشباح و چگونگی نقش بستن صور خارجی در ذهن آغاز می‌شود و با ارائه تحلیلی فیزیکی و فلسفی از نحوه انتقال اطلاعات به مغز، به این نتیجه می‌رسد که علاوه بر عالم ماده، عالمی دیگر با ویژگی‌های خاص وجود دارد. استاد با تفکیک میان «عقل متصل» و «عقل منفصل»، توضیح می‌دهند که چگونه نفس انسان با اتصال به عالم مثال و عقل، به درک حقایق دست می‌یابد. در این مسیر، تفاوت میان قوه عاقله و قوه مکر تبیین شده و بر لزوم طهارت باطن برای رسیدن به ادراک صحیح تأکید می‌شود. در نهایت، این جلسه با بیان تفاوت‌های وجودی عالم ماده، مثال و عقل، نشان می‌دهد که هرچه انسان از عالم ماده فاصله گرفته و به عوالم بالاتر نزدیک شود، قدرت ادراک و تصرف او در حقایق هستی افزایش می‌یابد.

اثبات وجود عالم مثال و حقایق غیرمادی

1
  • درس سیصد و پنجاه و هشتم

  • اثبات وجود عالمی غیر از عالم ماده

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • و بِالجملةِ فإنمّا یَثبتُ بِأدلةِ الوجودِ العلمی لِلأشیاءِ الصوریةِ وجودُ عالمٍ آخَر و أنّ لِهذه الصورِ و الأشباحِ وجوداً آخَر سوىٰ ما یَظهَرُ عَلى الحواسِ الظاهرةِ.1

  • منظور از حصول صورت بر حواس

  • ادلۀ وجود ذهنی برای صور اشیاء اثبات وجودی غیر از آنچه که بر حواس ظاهر می‌شود را می‌کنند. البته منظور از حصول صورت بر حواس اشاره به این آثاری که روی خود حواس انسان به‌واسطۀ تأثیر و تأثرات از عوامل خارجی پیدا می‌شود نیست بلکه مقصود از حواس همان حواس ذهنی است یعنی وسائطی که آن وسائط جنبۀ انتقال از حس به مرتبۀ باطن را دارند که حس عبارت از قوایی است که این قوا در مغز قرار دارند و جنبۀ ‌واسطه و آلیت برای انتقال این صور حسی از ماده به باطن را برعهده دارند.

  • بنابراین هر اثری که بر یکی از حواس انسان وارد بشود، آن اثر در یک ناحیه از ناحیۀ مغز ایجاد می‌شود و حواسی در نواحی مختلفۀ مغز مربوط به آن تأثرات هستند، آن حواس وجود دارند که برای هرکدام از اینها موطن خاصی است؛ باصره و بینایی موطن خاصی از مغز را دارد و همین‌طور سامعه ـ شنوایی ـ و ذائقه و لامسه، هرکدام از اینها برای خودشان حواس مختص به خودشان را دارند. قوۀ حافظه، قوۀ درّاکه، هوش و استعداد و اینها مسائلی است که هرکدام از اینها موطن خاصی را در مغز اشغال کرده‌اند.

  • تبیین خصوصیات سلول‌های مغزی

  • علیٰ‌کل‌ّحال اصلاً مغز یک عضو عجیبی است که هنوز به او پی نبرده‌اند و متوجه نشده‌اند این خصوصیت سلول‌های مغزی که همه مشابه همدیگر است، چطور هرکدام یک وظیفۀ خاص به‌خودشان را ایفا می‌کنند و این نحوه تمرکزی که هرکدام از اینها مشغول به فعالیت در یک نقطۀ خاص هستند چطور می‌توانند این اثر را به‌وجود بیاورند؟! سلول‌هایی که مربوط به سامعه هستند و سلول‌هایی که مربوط به باصره هستند از نقطه‌نظر شکل و قیافه و از نقطه‌نظر ترکیب فیزیکی یکسان هستند اما امروز در این مسئله مانده‌اند که چطور وظایف مختلف را انجام می‌دهند در عین اینکه آنها دارای تأثّرات مختلف هستند و دارای داده‌های متفاوتی هستند صرف‌نظر از آن واسطۀ انتقال که عبارت از اعصاب مجوّف یا اعصاب توپر است که هرکدام از اینها وظیفۀ خاصی را برای انتقال اطلاعات به مغز ایفا می‌کنند. خب این تا اینجا حواسی است که این صور خارجیه موجب گرفتن این حواس خواهد شد.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 300.