اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اثبات وجود عالم مثال و حقایق غیرمادی

تبیین جایگاه عالم مثال در سیر صعودی ادراک انسانی

14٬126
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «عالم مثال» و نقش آن در ادراک حقایق هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه قدما درباره اشباح و چگونگی نقش بستن صور خارجی در ذهن آغاز می‌شود و با ارائه تحلیلی فیزیکی و فلسفی از نحوه انتقال اطلاعات به مغز، به این نتیجه می‌رسد که علاوه بر عالم ماده، عالمی دیگر با ویژگی‌های خاص وجود دارد. استاد با تفکیک میان «عقل متصل» و «عقل منفصل»، توضیح می‌دهند که چگونه نفس انسان با اتصال به عالم مثال و عقل، به درک حقایق دست می‌یابد. در این مسیر، تفاوت میان قوه عاقله و قوه مکر تبیین شده و بر لزوم طهارت باطن برای رسیدن به ادراک صحیح تأکید می‌شود. در نهایت، این جلسه با بیان تفاوت‌های وجودی عالم ماده، مثال و عقل، نشان می‌دهد که هرچه انسان از عالم ماده فاصله گرفته و به عوالم بالاتر نزدیک شود، قدرت ادراک و تصرف او در حقایق هستی افزایش می‌یابد.

اثبات وجود عالم مثال و حقایق غیرمادی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «عالم مثال» و نقش آن در ادراک حقایق هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه قدما درباره اشباح و چگونگی نقش بستن صور خارجی در ذهن آغاز می‌شود و با ارائه تحلیلی فیزیکی و فلسفی از نحوه انتقال اطلاعات به مغز، به این نتیجه می‌رسد که علاوه بر عالم ماده، عالمی دیگر با ویژگی‌های خاص وجود دارد. استاد با تفکیک میان «عقل متصل» و «عقل منفصل»، توضیح می‌دهند که چگونه نفس انسان با اتصال به عالم مثال و عقل، به درک حقایق دست می‌یابد. در این مسیر، تفاوت میان قوه عاقله و قوه مکر تبیین شده و بر لزوم طهارت باطن برای رسیدن به ادراک صحیح تأکید می‌شود. در نهایت، این جلسه با بیان تفاوت‌های وجودی عالم ماده، مثال و عقل، نشان می‌دهد که هرچه انسان از عالم ماده فاصله گرفته و به عوالم بالاتر نزدیک شود، قدرت ادراک و تصرف او در حقایق هستی افزایش می‌یابد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اثبات وجود عالم مثال و حقایق غیرمادی

12
  • و برای این وجود باید یک وجودی باشد، برای این انتصاب و برای این صورت باید یک وجودی باشد. فرض ما آن است که این وجود در این عالم نیست و منعدم شده و ازبین رفته است. پس وجودش باید در یک عالم دیگر باشد که عالم مثال است.

  • فَذَهبَ أفلاطون و القدماءُ مِنَ الحکماء الکِبار و أهلِ الذوقِ و الکشفِ مِنَ المُتألّهین إلى أنَّ موجوداتِ ذلکَ العالَم قائمةٌ لا فی مکانٍ و لا فی جهةٍ بَل هو واسطةٌ بینَ عالمِ العقلِ و عالمِ الحسِ.

  • افلاطون و قدماءِ از حکما و بزرگان و اهل ذوق و کشف از متألهین این‌طور معتقدند که موجودات این عالم که عالم مثال اعظم است، نه در مکانی هستند و نه در جهتی از جهات سته! بلکه این عالم یک عالمی است که واسطۀ عالم عقل است که از همۀ این عوالم بالاتر است و عرض شد که در آنجا صورت نیست و عالم حس است که همین عالم ماده و ظاهر و فیزیکی باشد.

  • إذ الموجوداتُ العقلیةِ مجردةٌ عنِ المادةِ و توابِعِها مِنَ الأینِ و الشکلِ و الکمِّ و اللونِ و الضوءِ و أمثالِها بِالکلیةِ و الموجوداتُ الحِسّیّةِ مَغمورَةٌ فی تلکَ الأعراضِ و أما الأشباحُ المثالیةُ الثابتةُ فی هذا العالمِ فَلَها نحوُ تجردٍّ حیثُ لا یَدخُلُ فی جهةٍ و لا یَحویها مکانٌ و نحوُ تَجسُّمٍ حیثُ لَها مقادیرٌ و أشکالٌ.

  • زیرا موجودات عقلیه مجرد از ماده هستند و توابع ماده و آثار ماده از مکان، شکل، مقدار، رنگ، ضوء و امثال‌ذلک بالکلیه از ماده و آثار و لوازم ماده اینها خارج هستند یعنی شکل ندارند و موجودات حسیه که ما حس می‌کنیم اینها أین، شکل، کمّ، لون و این چیزها دارند. می‌ماند بین این دوتا؛ شبح‌های مثالی که در این عالم مثال ثابت هستند نحوه‌ای از تجرد دارند، نه مثل عقل می‌مانند و نه مثل ماده هستند از این نظر که داخل در جهات سته نیستند و مکانی هم اینها را نمی‌گیرد، از این نقطه‌نظر مثل عالم عقل‌ هستند و از یک طرف نحوه‌ای از تجسم دارند و مثل جسم هستند و یک مقداری به جسمیت [شباهت دارند] چون مقدار و شکل را دارند.

/ 260