اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت وجود ذهنی و کیفیت تحقق آن در نفس

تبیین تفاوت میان مفاهیم ذهنی و آثار وجودی در عالم خارج

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت تحقق وجود ذهنی و جایگاه آن در مقولات می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه آخوند ملاصدرا درباره نحوه حضور طبایع کلیه در ذهن آغاز شده و بر این نکته تأکید می‌شود که آنچه در ذهن تصور می‌شود، همان حقیقت مفهوم است، اما از نظر وجودی، این تصورات در تحت مقوله کیف نفسانی قرار می‌گیرند. در ادامه، تفاوت بنیادین میان مفاهیم ذهنی و آثار خارجی مورد واکاوی قرار می‌گیرد تا مشخص شود چرا تصور یک شیء، لزوماً به معنای تحقق فردی از آن در ذهن با تمام آثار خارجی‌اش نیست. در نهایت، با اشاره به اهمیت مراقبه، بر این نکته تأکید می‌شود که هر تصور ذهنی، وجودی مجرد و ماندگار است که آثار وضعی بر نفس انسان می‌گذارد و می‌تواند موجب کدورت یا نورانیت نفس شود؛ لذا توجه به کیفیت تصورات و پرهیز از خطورات سوء، نقشی حیاتی در مسیر تکامل و تقرب به خداوند دارد.

ماهیت وجود ذهنی و کیفیت تحقق آن در نفس

4
  • بعد فردا آمد و شروع به بحث کردن کرد. بعد از درس این قضیه را تعریف کرد؛ گفت: دیشب وقتی که آمدم کتاب را مطالعه بکنم دیدم هیچ چیز نمی‌فهمم! هرچه عبارت‌ها را نگاه می‌کنم نمی‌فهمم که چه نوشته است! فإن قلتَ، إذا لم یَکن چیست؟ معنایش چیست؟ هیچ نفهمیدم! می‌گفت که صبح به درس آمدم و گفتم که حالا شاید یک قضیه‌ای پیش آمده و شاید صبح تغییر کند. آمدم و دیدم صبح هم مثل همان است! آن درویش هم نشسته بود. خلاصه خیلی منقلب شده بود و ناراحت بود و به بیرون کلاس رفت و در شصت هفتاد سال پیش آنجاها بیرون طهران تلقی می‌شد. یک‌دفعه دیدیم که این درویش به آنجا آمده است و به او گفت: خیلی ناراحتی! چرا؟! امروز نتوانستی درس بدهی؟! چرا دیروز به شهید اهانت کردی؟! مگر نمی‌دانی که این از بزرگان است؟! مگر نمی‌دانی اینها پیش خدا مقام دارند؟! درویش به او گفته بود که حالا شما یک مطلبی را قبول نداری دلیل نمی‌شود که اهانت کنی! برو و توبه کن تا خدا به تو برگرداند. فهمیدیم که بابا این [از ما] گرفته است؛ آمده و یک نگاه به ما کرده و هرچه در ذهن بوده را گرفته و اینجا گذاشته است! گفت: حالا بخوان! دیگر بابا آب داد هم بلد نبود!! نه‌تنها همین [بلکه] کلاس اول هم می‌رفت نمی‌فهمید در آنجا چه خبر است!!

  • خب حالا اگر یکی بیاید و همین کار را بکند. این معلوماتی را که الآن ما بعد از یک صفحه مطالعه در ذهن آوردیم را بیرون بکشد. این حالت ما مثل حالت قبل از مطالعه شد. پس معلوم است یک چیزی وجود و تحقق پیدا کرده است. حالا آن که تحقق پیدا کرده چند کیلو است؟ به وزن نمی‌آید! چند سیر است؟! به وزن نمی‌آید! شکلش چطور است؟! شکل هم ندارد! یک حالت احساسی، بدون بیان است. بدون اینکه انسان بتواند بیان کند. شما می‌توانید حالت درّاکۀ خودتان را بیان کنید؟! همین‌قدر می‌توانید بگویید که حالت من تغییر پیدا کرد. اما اینکه من چه حالتی دارم و در چه وضعیتی هستم را نه من می‌فهمم و نه شما می‌توانید بیان کنید. آنچه من می‌فهمم همین قیافه، سر، دست و پا است که قبل از ادراک این معنا به همین کیفیت بود. شما هم نمی‌توانید بیان کنید زیرا قابل بیان نیست. بله، می‌توانید بگویید که این معنا را در ذهن آوردم اما آن حالتی را که قبل نداشتید و الآن دارید را می‌توانید بیان کنید؟! این‌هم قابل بیان نیست! پس در واقع وجودی تحقق پیدا کرده است که وزن و شکل و رنگ ندارد و فقط احساسی است که برای نفس حاصل می‌شود. این طبعاً باید در تحت مقوله‌ای قرار بگیرد چون هر چیزی که وجود مقید پیدا می‌کند ـ مجرد یا مادی ـ در تحت مقوله‌ای از مقولات است. این در تحت مقولۀ کیف نفسانی است.