
تبیین کیفیت حمل و اندراج مفاهیم در مقولات
تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی در ادراک ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت حمل و تفاوت میان حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی میپردازند. بحث با بررسی نحوه اندراج طبایع نوعیه و ماهیات در مقولات آغاز میشود و این پرسش مطرح میگردد که آیا مفاهیم ذهنی، همانند وجودات خارجی، تحت مقولات مندرج هستند یا خیر. استاد با تفکیک میان ادراک مفهومی و ترتب آثار وجودی، توضیح میدهند که چگونه مفاهیم کلی در ذهن، بدون دارا بودن آثار خارجیِ آن مقوله، تصور میشوند. در ادامه، با ذکر مثالهایی از مفاهیم جوهر و کم، به این نتیجه میرسند که شرط اندراج یک موجود در تحت مقوله، علاوه بر اخذ مفهوم در تعریف، ترتب آثار آن مقوله بر موجود است. این جلسه با تبیین تفاوت میان وجود ذهنی و خارجی و نقش تشخصات در ترتب آثار، به رفع شبهات پیرامون نحوه صدق مقولات بر طبایع میپردازد و مرز میان مفهوم و مصداق را روشن میسازد.
تبیین کیفیت حمل و اندراج مفاهیم در مقولات
1درس سیصد و پنجاه و چهارم
کیفیت حمل، و تبادل بین دو حمل اوّلی ذاتی و حمل شایع صناعی (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
نتیجهای را که مرحوم آخوند بر انقسام حمل به حمل اوّلی ذاتی و حمل عرفی و عرضی و شایع صناعی مترتب گرفتند عبارت از اختلاف در مفهوم و وجود تصورات ذهنی و اندراج این مفاهیم بهحسب وجودشان در تحت مقولۀ کیف بوده است.
ماهیات بودن طبایع نوعیه
مرحوم آخوند با این بیان این تضاد را مرتفع کردند که گرچه طبایع نوعیه که همان عبارت از ماهیات است وقتی که در ذهن تصور بشود همان طبیعت و ماهیت با همان حدود و ثغور خودش وارد میشود و آنچه را که انسان از هر طبیعتی، معقولی که تصور کند عبارت از همان ماهیت آن طبیعت است و از این نقطهنظر در ماهیاتی که ذهن تصور میکند فرقی نیست.
ادراک هر حقیقتی در وعاءِ ذهن براساس همان ماهیت
[منبابمثال] اگر ما جوهر و ماهیت جوهریهای را تصور کنیم، همان جوهر در ذهن میآید و اگر ماهیت عرضیه را تصور کنیم همان در نظر میآید. اگر شما یک خط را در ذهن تصور کردید بهجای آن خط، کتاب یا دفتر یا سنگ و شجر درنظر نمیآید بلکه همان معنای کمیت درنظر میآید. این عبارت از ادراک هر حقیقتی در وعاءِ ذهن براساس همان ماهیت است لا غیر.
معنای ادراک عدم
اما صحبتی که در اینجا میکنیم ماوراء این قضیه است و به عبارت دیگر ادراک ما از هر ماهیت مَطلبٌ و خود وجود این ادراک مَطلبٌ آخَرٌ. حتی ادراک تصور معنای عدم و عدم مطلق چیزی جز نیستی نیست؛ ادراک عدم یعنی نیستی و نبودن. طاردِ وجود و در مقابل وجود است. این یک مطلبی است که نمیتوانید مابإزایی برای این تصورتان در خارج قرار بدهید.
عدم وجود حقیقتی به نام نیستی و عدم در خارج
آنچه را که در خارج مشاهده میکنیم مظاهر هستی است اما حقیقتی به نام نیستی و عدم در خارج نداریم درعینحال این حقیقت را تصور میکنیم و این مفهوم را در ذهن میآوریم و براساس این مفهوم اعتباراتی را مترتب میکنیم. حالا این مفهومی که در ذهن آمده و وجود پیدا کرد ـ چون اگر وجود پیدا نمیکرد که نمیتوانستیم آثاری را بر آن مترتب کنیم و فکر خود را به او مشغول کنیم پس معلوم میشود وجودی پیدا کرده است یعنی همین مفهوم عدمی در ذهن وجود دارد ـ در تحت چه مقولهای خواهد بود؟ لذا اینجاست که مرحوم آخوند بین این دو مسئله تفکیک قائل میشوند؛ مسئلۀ اول اندراج هر مفهومی در تحت ماهیت خودش در عالم مفاهیم است. وقتی که میگوییم: «شجر» این مندرج در تحت آن مفهوم ماهوی است که ما از شجریت استنباط میکنیم. این از نقطهنظر مفهومی است و از نقطهنظر مقولهای در تحت مقولۀ کیف مندرج است چون کیف نفسانی است و کیف نفسانی حظّی از وجود عرضی دارد و بهواسطهای که در ذهن، نقش و تصور پیدا کرده در اندراج همین حقیقت وجودیه که عبارت از کیف است که حقیقت وجودیۀ عرضیه است در اینجا نقش میبندد.
