اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی

تحلیل جایگاه مفاهیم ذهنی و هویت وجودی اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی می‌پردازند. بحث با بررسی مثال‌هایی همچون مفهوم جزئی، لا مفهوم و لا ممکن آغاز می‌شود تا روشن گردد چگونه یک مفهوم در ذهن، هویتی مستقل می‌یابد که با مصداق خارجی آن متفاوت است. در ادامه، استاد با بهره‌گیری از مثال معنای حرفی، به تبیین هویتِ «فی‌الغیر» و «بالغیر» پرداخته و آن را با فقر وجودی انسان در برابر غنای مطلق پروردگار پیوند می‌زنند. در بخش پایانی، با ورود به مبحث طبایع کلیه و مقولات، این نکته تبیین می‌شود که مفاهیم ذهنی از حیث کلیت، تحت مقولات قرار نمی‌گیرند، اما از حیث وجود در نفس، می‌توانند به عنوان کیف نفسانی مورد بررسی قرار گیرند. این مباحث به مخاطب کمک می‌کند تا تفاوت میان مفهوم و مصداق را در تحلیل‌های فلسفی و اعتقادی به درستی درک کند.

تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی

7
  • و لِذلکَ اعتُبرَت فی التناقضِ وحدةٌ أخرىٰ سوَى الشروطاتِ الثمانیةِ المشهورةِ و هی وحدةُ الحملِ فالجزئیُ مثلاً جزئیٌ بِالحملِ الذاتی لیسَ بِجزئیٍ بَل کلیٌ بِالحملِ المتعارف و مفهومُ الحرفِ حرفٌ بِالأولِ اسمٌ بِالثّانی.1

  • به همین جهت اختلاف در حمل است که در باب تناقض وحدت دیگری را که وحدت حمل است غیر از سایر شرط‌های ثمانیۀ مشهوره آن را اعتبار دانستند که وحدت حمل باشد. در حمل متعارف و در استعمال خارجی همین جزیی برای موارد غیر متناهی به‌کار برده می‌شود و مفهوم الحرف، حرف است به معنای اوّل و به حمل اوّلی، اسم است به همان حمل متعارف.

  • این آن مطلبی بود که مرحوم آخوند قدری راجع به این قضیه صحبت کردند و برای ورودشان در مطلب می‌خواستند از آن استفاده کنند.

  • فاذا تمَهدت هذه المقدمة فَنقولُ إنَّ الطبائعَ الکلیةَ العقلیةَ مِن حیثُ کلیَّتِها و معقولیَّتِها لا تَدخُلُ تحتَ مقولةٍ مِنَ المقولات‌ .

  • طبایع کلیۀ عقلیه ـ طبایع مانند انسان، حیوان، جماد، نبات، شجر، حجر، مدر و ... ـ از حیث این که اینها کلی هستند و معقول هستند، چون ذهن آن حقایق را تصور می‌کنند در تحت مقوله‌ای از مقولات داخل نمی‌شوند. چرا؟ چون مقولات عبارت از حقایق خارجیه و عینیه است درحالی‌که آن حقیقتی را که ذهن تصور می‌کند و آن ذهن آن حقیقت را می‌یابد آن معقول است و نمی‌تواند در تحت مقوله‌ای از مقولات وارد بشود، مقولات برای وجود خارجی است. ما وجود را در خارج ـ یعنی موجود را به عبارت دیگر ـ تقسیم می‌کنیم به موجود جوهر و موجود عرض؛ آن موجود خارجی دو قسم است: جوهر است یا عرض است. جوهر است من‌باب‌مثال جسم دارد ـ حالا یکی از اقسام جوهر ـ اسم این جسمیتش را شما جوهر می‌گذارید، من‌باب‌مثال عرض می‌کنیم، اسم آن خصوصیات و عوارض دیگر مثل طول، قد، حجم، رنگ، تحیّز و در زمان بودنش را عرض می‌گذاریم بالأخره وجود خارجی را ما تقسیم می‌کنیم اما آنچه را که در ذهن می‌آوریم آن طبیعتی را که در ذهن می‌آوریم؛ انسانیت، حیوانیت، شجریت، سمائیت، ارضیت و تمام این مقولات و ماهیات کلیه را که ما در ذهن می‌آوریم، دیگر وجود ندارد. این در ذهن هست پس در تحت مقوله‌ای از مقولات هم نمی‌گنجد و این از یک نقطه‌نظر است.

    1. الحکمة المتعالیه، ج 1، ص 294.