اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی

تحلیل جایگاه مفاهیم ذهنی و هویت وجودی اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی می‌پردازند. بحث با بررسی مثال‌هایی همچون مفهوم جزئی، لا مفهوم و لا ممکن آغاز می‌شود تا روشن گردد چگونه یک مفهوم در ذهن، هویتی مستقل می‌یابد که با مصداق خارجی آن متفاوت است. در ادامه، استاد با بهره‌گیری از مثال معنای حرفی، به تبیین هویتِ «فی‌الغیر» و «بالغیر» پرداخته و آن را با فقر وجودی انسان در برابر غنای مطلق پروردگار پیوند می‌زنند. در بخش پایانی، با ورود به مبحث طبایع کلیه و مقولات، این نکته تبیین می‌شود که مفاهیم ذهنی از حیث کلیت، تحت مقولات قرار نمی‌گیرند، اما از حیث وجود در نفس، می‌توانند به عنوان کیف نفسانی مورد بررسی قرار گیرند. این مباحث به مخاطب کمک می‌کند تا تفاوت میان مفهوم و مصداق را در تحلیل‌های فلسفی و اعتقادی به درستی درک کند.

تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی

6
  • علم و تقوا و ریاست؛ علمش را به من داد، ریاستش را به مرحوم میرزا حسن شیرازی، تقوایش را هم با خودش برد!

  • واقعاً در علم [بی‌نظیر] بود. نقل می‌کنند که در اواخر عمر این دست را به ماست می‌زد آن‌وقت آن دست را در دهانش می‌گذاشت و می‌گفت: خیلی شیرین است! یک وقت‌هایی زغال برمی‌داشت سر کوچه علامت می‌زد که وقتی حرم می‌رود و برمی‌گردد راه را گم نکند، بعد شک می‌کرد که این را من نوشتم یا دیگری نوشته است! خیلی این مسئله، مسئلۀ مهمی است!

  • حالا همین حرف که وجود و هویتش در الفاظی است که در این‌طرف و آن‌طرف قرار دارد را شما برمی‌دارید می‌آورید و می‌گویید که آقا برای جملۀ صرتُ مِنَ البصرةِ إلی الکوفة چه می‌آوریم؟! می‌گوییم: مِن و إلی می‌آوریم. این را که الآن شما می‌گویید؛ مِن برای ابتدا است، الآن دیگر هویتش در اینجا هویت استقلالی شده است لذا شما خبر می‌دهید و می‌گویید که «مِن» برای ابتدا است و این الآن هویتش هویت استقلالی می‌شود درحالی‌که قبلاً هویتش بالغیر و فی الغیر بود و در غیر بود، خودش از خود هیچ چیز نداشت ولی الآن نه‌خیر! آمده لباس استقلال پوشیده و أنا الحق می‌گوید و دم از وجود شخصی و وجود استقلالی می‌زند و در کنار اسم و فعل خودش را به‌حساب می‌آورد و می‌گوید: اسم و فعل برای خودشان، من هم برای خودم هستم. این در اینجا این‌هم به‌واسطۀ همان معنای مصداقی خودش معنایش هویت در غیر است اما آن معنای مفهومی که ذهن آن معنا را تصور می‌کند؛ حرف آن چیزی است که در غیر باشد، الآن در اینجا برای خودش یک وجودی در ذهن پیدا کرده است. شریک الباری هم همین‌طور است؛ شریک الباری از همین قسم است! بالأخره زید شریک الباری را تصور می‌کند گرچه در خارج وجودش ممتنع است، نقیضین هم همین‌طور است؛ ادراک نقیضین هم یک مفهومی است که ذهن تصور می‌کند گرچه در خارج نباشد و ممتنع باشد.