
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
تحلیل جایگاه مفاهیم ذهنی و هویت وجودی اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی میپردازند. بحث با بررسی مثالهایی همچون مفهوم جزئی، لا مفهوم و لا ممکن آغاز میشود تا روشن گردد چگونه یک مفهوم در ذهن، هویتی مستقل مییابد که با مصداق خارجی آن متفاوت است. در ادامه، استاد با بهرهگیری از مثال معنای حرفی، به تبیین هویتِ «فیالغیر» و «بالغیر» پرداخته و آن را با فقر وجودی انسان در برابر غنای مطلق پروردگار پیوند میزنند. در بخش پایانی، با ورود به مبحث طبایع کلیه و مقولات، این نکته تبیین میشود که مفاهیم ذهنی از حیث کلیت، تحت مقولات قرار نمیگیرند، اما از حیث وجود در نفس، میتوانند به عنوان کیف نفسانی مورد بررسی قرار گیرند. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا تفاوت میان مفهوم و مصداق را در تحلیلهای فلسفی و اعتقادی به درستی درک کند.
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
5معنای آیۀ ﴿يَـٰأَيُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلفُقَرَاءُ إِلَى ٱللَهِ ...﴾
﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلۡفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَهِ وَٱللَهُ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾؛1 خیلی آیۀ عجیبی است و این معنا را خیلی بیان میکند. هویت برای غناست و آن کسی که غنی است، شما الآن دارید از مایۀ او میخورید، شما دارید از مایۀ او خرج میکنید و از کیسۀ او خرج میکنید. ای بندۀ خدا اگر یک ویروس و یک میکروب به جانت بیاندازد از کار میافتی! یک سر درد پیدا کنی دیگر کسی نمیتواند نگاهت کند. یک فراموشی و یک آلزایمر پیدا میکنی دیگر حتی یادت میرود شلوار بپوشی و بیرون بیایی! من یک بنده خدایی را سراغ دارم که به این ناراحتی مبتلا شده بود، آدم خوبی بود و حتی حالاتی هم داشت و اهل مکاشفه و امثالذلک بود، از بستگان ما هم بود، این بنده خدا در این اواخر عمر به این ناراحتی مبتلا شده بود. میگویند: نمک [خوردن با آدم] اینطور میکند! آقای دکتر همینطور است؟! تخصص شماست! نمیدانم! من شنیدهام کسانی که نمک زیاد میخورند ممکن است که زمینه برای این مسئله باشد و این شخص هم خیلی نمک با غذایش میخورد، غذاهایی که برای دیگران شور بود برای او بینمک بود. من به او میگفتم که نکن.
خلاصه یک روز اینها در طبقۀ بالا بودند و دخترش هم در طبقۀ پایین بود، دخترش بیرون میآید یکدفعه میبیند پدرش دارد از پلهها پایین میآید؛ کأنَه ولد یوم ولده أُمه و میخواهد از در خانه بیرون برود! داد میزند ای هوار بیایید! نمیدانم حالا مادرش در منزل بود یا نبود! ظاهراً نبود، فوراً میرود در را قفل میکند، این هم میرود دم در که بیرون برود و در خیابان برود! بعد از یک مدت که مادرش میآید، به او تحویل میدهد.
خب این عجیب است! اینها همه برای انسان عبرت است! مرحوم میرزا حبیب الله رشتی واقعاً مرد عجیبی بود! یک رسالهای ایشان در مقدمۀ واجب دارد من یک دفعه مطالعه کرده بودم ـ البته همه چیز در آن بود و خیلی [بههم ریخته] بود ـ از نظر اطلاع و سعۀ فکر و مجال جولان در مطالب واقعاً مرد غریبی بود! گفته بود که مرحوم شیخ انصاری سه چیز داشت:
- . سوره فاطر (٣٥) آیه ١٥. عنوان بصری، ج 5، ص 98:
«ای مردم، تمامیِ شما (بدون استثناء) فقیر و محتاج به پروردگار هستید، و بهدرستیکه فقط خداوند است که غنی است و افتقار و احتیاج در او راه ندارد و مورد حمد و ستایش است!»
- . سوره فاطر (٣٥) آیه ١٥. عنوان بصری، ج 5، ص 98:
