
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
تحلیل جایگاه مفاهیم ذهنی و هویت وجودی اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی میپردازند. بحث با بررسی مثالهایی همچون مفهوم جزئی، لا مفهوم و لا ممکن آغاز میشود تا روشن گردد چگونه یک مفهوم در ذهن، هویتی مستقل مییابد که با مصداق خارجی آن متفاوت است. در ادامه، استاد با بهرهگیری از مثال معنای حرفی، به تبیین هویتِ «فیالغیر» و «بالغیر» پرداخته و آن را با فقر وجودی انسان در برابر غنای مطلق پروردگار پیوند میزنند. در بخش پایانی، با ورود به مبحث طبایع کلیه و مقولات، این نکته تبیین میشود که مفاهیم ذهنی از حیث کلیت، تحت مقولات قرار نمیگیرند، اما از حیث وجود در نفس، میتوانند به عنوان کیف نفسانی مورد بررسی قرار گیرند. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا تفاوت میان مفهوم و مصداق را در تحلیلهای فلسفی و اعتقادی به درستی درک کند.
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
4فرض کنید «از» و «به» را شما از این جمله بردارید، میشود: حرکت کردم قم و طهران رسیدم! حالا در طهران رسیدم «به» هست ولی رسیدم تنها را شما درنظر بگیرید طهران را هم درنظر بگیرید هیچ ارتباطی با همدیگر ندارند. حرکت کردم قم، یعنی چه؟! هیچ ارتباطی اینها با همدیگر ندارند و این حلقۀ رابط بین اسامی و افعال را حروف تشکیل میدهند. خود این معنای حروف در ضمن طرفین دو لغت که اسم و فعل هست یا دو اسم هست جایگاه خودش را پیدا میکند. ما نمیتوانیم اشاره کنیم بلکه فقط همینقدر میفهمیم که یک چیزی این وسط هست. از قم حرکت کردم، این حرکت من را به قم نسبت میدهد. یک وقت حرکت من از همدان است، یک وقت حرکت من از کرمانشاه است، یک وقت حرکت من از تبریز است و یک وقت حرکت من از طهران است این حرکت من که میتواند موارد مختلفی به خود بگیرد، این حرکت را به یک مورد خاص منتسب میکنند و این حرکت را به قم نسبت میدهند. این معنا معنای حرفی است!
پس هویت حرف و هویتِ شخصیتِ حرف در دو جنب آن لغتی که در کنار او قرار گرفته شکل پیدا میکند. مثل اینکه پدر یک نفر از علما است ولی خودش کسی نیست اما همه احترامش میگذارند و وقتی که وارد مجلس میشود همه بلند میشوند. چرا بلند میشوند؟ بهخاطر اینکه پدرش عالم است والاّ اگر پدرش نبود کسی به این نگاه هم نمیکرد و بیچاره از گرسنگی در خیابان میافتاد ولی بهخاطر پدرش ـ ولو پدرش هم نباشد ـ وقتی وارد یک مجلس میشود برایش بلند میشوند. هویت این الآن در چیست؟ هویتش در پدرش هست و خودش هیچ چیز ندارد بیچاره! فقط کافی است بابا سر را زمین بگذارد آنوقت بفهمند که این کیست و چیست!
اما یکی برای خودش هویت دارد و برای خودش شخصیت دارد ـ چه پدر باشد چه نباشد برای خودش کسی است ـ علم دارد، موقعیت دارد، مثلاً موقعیت اجتماعی دارد، حرفه دارد، فن دارد، صناعت دارد جاذبههای متفاوتی دارد و برای خودش هویت و شخصیتی دارد. ولی یک نفر نه، خودش هست و پدرش یعنی این پدر را از او بگیرند خودش هیچ نیست؛ یعنی بهدرد هیچ نمیخورد. معنای حرفی این است. این مسئله خیلی مهم است که ما دقت کنیم و کمی به خودمان بیاییم و ببینیم که آیا این هویت ما هویت استقلالی است یااینکه این هویت به جای دیگر مربوط است؟! این مسئله را ادراک بکنیم که چه جایگاهی در این مسائل داریم.
