
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
تحلیل جایگاه وجودی و مفهومی در قضایای منطقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان دو نوع حمل در منطق و فلسفه، یعنی حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی میپردازند. بحث با بررسی کیفیت نقش بستن مفاهیم در ذهن و خروج وجود از بساطت آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه هر وجودی پس از خروج از بساطت، تحت مقولهای از مقولات قرار میگیرد. در ادامه، با تفکیک میان اتحاد مفهومی و اتحاد وجودی، روشن میشود که در حمل اولی ذاتی، ملاک، اتحاد در ماهیت و مفهوم است و صدق و کذب آن بدون نیاز به واسطه در اثبات مشخص میشود؛ در حالی که در حمل شایع صناعی، ملاک، اتحاد موضوع و محمول در وجود است. این جلسه با ارائه مثالهای کاربردی از قضایای متعارف و تحلیل جایگاه اعراض در نفس، به مخاطب کمک میکند تا مرز دقیق میان این دو نوع حمل را در استدلالهای فلسفی و علمی بازشناسد.
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
4تعریف «کیف» و بیان اقسام آن
یکی از آن اعراض کیف است! کیف به معنای چگونگی است؛ کیف دارای عرض چگونگی است؛ از نظر رنگ و از نظر شکل و از نظر قیافه. خود کیف هم به کیفهای متعدد تقسیم میشود؛ کیف محسوس، کیف ملموس، کیف مذوقات، مبصرات، مسمعات و الوان که تمام اینها داخل در مقولۀ عرض کیف هستند که این بر هر جسمی به تناسب موقعیت خودش عارض میشود. نفس هم از این مقوله مستثنیٰ نیست؛ خود نفس انسان گرچه مجرد است ولی از نقطهنظر خصوصیات، اعراضی بر این نفس عارض میشود. حتماً که لازم نیست عرض، عرض مادی باشد، ممکن است عرض مجرد باشد. خود نور و انوار حتی اَشکال و صور برزخی و صور ملکوتی، تمام اینها دارای اعراض هستند. شما که شخصی را که از دنیا رفته است در خواب میبینید، گرچه بدن مثالی او را میبینید، همان بدن مادی او پوسیده شده و استخوان شده و گرد شده است مثلاً صد سال از آن گذشته و دیگر وجود مادی و گوشتی از او باقی نمانده است ولی شما او را در خواب میبینید یعنی همان حقیقت زید و آن شخصی را که سی سال قبل یا پنجاه سال قبل بوده است و مشاهده کردید، الآن همان حقیقت را در خواب میبینید. آن موقع به لباس مادی بوده و الآن به لباس مثالی بیرون آمده است، حالا اینکه روز قیامت به چه لباس دیگری بیرون بیاید، آن را خدا میداند! الآن که شما او را میبینید، با لباس میبینید. هیچوقت شده است که در خواب شخصی را عریان ببینید؟! البته ممکن است و اشکال ندارد ولی بالأخره آنچه را که انسان از افرادی که از دنیا رفتهاند میبیند، مثلاً پدرش را با همان عمامهای که بوده میبیند که حالا جوان شده است. فلان شخصی را که از دنیا رفته در خواب میبینید که با یک هیئت زیبایی آمده است یااینکه شخصی را میبیند که دارای حالت ناراحتکننده و حالت ذلت است. آن حالت بهجت، کیفی است که الآن بر او عارض شده است و رنگ صورت او کیفی است که الآن بر این صورت عارض شده است، بالأخره میبینید یا نمیبینید؟! ابرو، بینی، دهان، ریش و لحیه، تمام اینها سر جایش هست. همۀ اینها عبارت از اعراضی است که این اعراض الآن در عالم مثال بر آن لباس مثالی تعلق گرفته است.
