
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
تحلیل جایگاه وجودی و مفهومی در قضایای منطقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان دو نوع حمل در منطق و فلسفه، یعنی حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی میپردازند. بحث با بررسی کیفیت نقش بستن مفاهیم در ذهن و خروج وجود از بساطت آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه هر وجودی پس از خروج از بساطت، تحت مقولهای از مقولات قرار میگیرد. در ادامه، با تفکیک میان اتحاد مفهومی و اتحاد وجودی، روشن میشود که در حمل اولی ذاتی، ملاک، اتحاد در ماهیت و مفهوم است و صدق و کذب آن بدون نیاز به واسطه در اثبات مشخص میشود؛ در حالی که در حمل شایع صناعی، ملاک، اتحاد موضوع و محمول در وجود است. این جلسه با ارائه مثالهای کاربردی از قضایای متعارف و تحلیل جایگاه اعراض در نفس، به مخاطب کمک میکند تا مرز دقیق میان این دو نوع حمل را در استدلالهای فلسفی و علمی بازشناسد.
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان دو نوع حمل در منطق و فلسفه، یعنی حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی میپردازند. بحث با بررسی کیفیت نقش بستن مفاهیم در ذهن و خروج وجود از بساطت آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه هر وجودی پس از خروج از بساطت، تحت مقولهای از مقولات قرار میگیرد. در ادامه، با تفکیک میان اتحاد مفهومی و اتحاد وجودی، روشن میشود که در حمل اولی ذاتی، ملاک، اتحاد در ماهیت و مفهوم است و صدق و کذب آن بدون نیاز به واسطه در اثبات مشخص میشود؛ در حالی که در حمل شایع صناعی، ملاک، اتحاد موضوع و محمول در وجود است. این جلسه با ارائه مثالهای کاربردی از قضایای متعارف و تحلیل جایگاه اعراض در نفس، به مخاطب کمک میکند تا مرز دقیق میان این دو نوع حمل را در استدلالهای فلسفی و علمی بازشناسد.
تبیین تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
11و ثانیُهما أن یعنى بِه أنّ الموضوعَ هو بِعینِه نفسُ ماهیةِ المحمولِ و مفهومِه بعد أن یُلحَظ نحوٌ مِن التَّغایُر أی هذا بِعینه عنوانُ ماهیةِ ذلک لا أن یُقتَصرَ على مجردِ الاتحّاد فی الذّاتِ و الوجودِ و یُسمّى حملاً ذاتیاً أوّلیاً أمّا ذاتیاً فَلِکونِه لا یَجری و لا یَصدُق إلاّ فی الذّاتیات و أمّا أوّلیاً فَلِکونِه أوّلیُ الصِّدق أو الکِذب فَکثیراً ما یَصدُق و یَکذِب محمولٌ واحدٌ على موضوعٍ واحدٍ بلَ مفهومٌ واحدٌ على نفسِه.
قسم دوم حمل این است که موضوع بِعینه خود ماهیت محمول است؛ یعنی موضوع با محمول یکی است منتها این زودتر آمده و این دیرتر آمده است. چه شما بگویید: «الإنسانُ حیوانٌ ناطق» و چه بگویید: «حیوانُ الناطق انسانٌ»، آن را اول آوردید و این را بعد آوردید. چه اینکه شما بگویید: آب عبارت از اکسیژن و هیدروژن است و چه بگویید: اکسیژن و هیدروژن عبارت از آب است، هردو یکی است. چه اینکه بگویید: نمک مساوی با ید و سدیم است یااینکه بگویید: ید و سدیم مساوی با نمک است، تمام اینها عبارت از یک مساوی است، این را اول میگذارید مساوی است با بعد، این حمل اوّلی ذاتی میشود. چه این را اول بیاورید و چه آن را بعد بیاورید، هردو یکی است منتها اختلاف به اجمال برمیگردد. ما یک اسم را میدانیم ولی از حقیقتش اطلاع نداریم، بعد شما آن حقیقت را در جلوی آن اسم مجمل قرار میدهید. بعد از اینکه یک تغایر و غیریت و فرقی بین این دوتا باشد ولو تغایر به اجمال و تفصیل است. این موضوع ما بِعینه خودش عنوان ماهیت خودش است و هیچ تفاوتی ندارد. نهاینکه در این قضیه ما بر مجرد اتحاد در ذات و وجود اقتصار بشود. منظور از ذات در اینجا مصداق است. بر مجرد اتحاد در مصداق و وجود اکتفا نمیشود، نه! بلکه مفهوم توضیح داده میشود و این اسمی که آورده شده بیان میشود. توضیح خود همین اسم در مقابلش آورده میشود یعنی اصلاً به وجود و مصداقش کاری نداریم.
