
مبانی و حقیقت وجود ذهنی در فلسفه اسلامی
تحلیل تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی وجود ذهنی و حل اشکالات پیرامون آن میپردازند. بحث با تفکیک میان دو نوع حمل آغاز میشود؛ حمل اولی ذاتی که ناظر به مفهوم و ذاتیات یک شیء است و حمل شایع صناعی که به اتحاد وجودی در خارج اشاره دارد. استاد با بهرهگیری از این تفکیک، به بررسی چگونگی حضور جواهر و اعراض در ذهن پرداخته و این پرسش را مطرح میکنند که آیا حضور این مفاهیم در ذهن، به معنای تغییر ماهیت آنهاست یا خیر. در ادامه، با تکیه بر دیدگاههای فلسفی، تبیین میشود که چگونه نفس با پذیرش این صور، دچار تحولی از سنخ کیف نفسانی میشود. این جلسه با هدف گشودن کلید ورود به مباحث پیچیدهتر وجود ذهنی و رفع تناقضات ظاهری در قضایای فلسفی، راهکاری دقیق برای فهم نسبت میان ذهن و واقعیت خارجی ارائه میدهد.
مبانی و حقیقت وجود ذهنی در فلسفه اسلامی
5معنای وجود ذهنی و کیف نفسانی طبق نظر مرحوم آخوند
بنابراین این جمله عبارت از وجود خارجی است همانطوریکه قضایای ذهنیهای که ما آن قضایای ذهنیه را بهعنوان قضیۀ حملیۀ اوّلیۀ ذاتیه در ذهن میآوریم بعد از اینکه آن مفهوم را فهمیدیم احساس میکنیم ما در نفس خود و در ذهن خود چیزی را داریم، آن چه بود؟! همین تصور همین قضیهای که قبلاً نبود. همینکه الآن ما این مسئله را فهمیدیم. خب این قبلاً نبود. تمام مطالبی را که شما میشنوید همه از همین قبیل است مثلاً شما میگویید: باران آمد، شما که باران را ندیدید ولی الآن در وجود خودتان یک چیزی را احساس کردید که قبلاً فاقد بودید. فرض کنید که خدا اینطوری است، خدا را که ندیدید ولی الآن در وجود خودتان این را میبینید. حسن مرد، حسین بهدنیا آمد، او زائید، او از دنیا رفت، او عروسی کرد، او متولد شد، او مسافرت رفت، او از سفر برگشت، او خورد، او خوابید، تمام این قضایایی را که بهعنوان یک خبر به گوش ما میرسد خود مفهوم را ما تصور کردیم درحالیکه ما هیچ ارتباطی نداریم ولی بعد از تصور مفهوم، الآن احساسی که برای ما پیدا شد با احساسی که قبل از اینکه این خبر به گوش ما برسد دوتاست و فرق دارد. به آن احساس چه میگویند؟ وجود ذهنی و کیف نفسانی!
بنابراین در وجودات ذهنی ـ مرحوم آخوند از اینجا میخواهند به این نکته برسند ـ گرچه ممکن است که ما مسائل مختلفی را تصور کنیم؛ یک وقت شما تصور جوهر را میکنید، جواهر را تصور میکنید؛ زید، عمرو، آسمان، زمین، کهکشان، ستاره، ملائکه، انبیاء، شیطان، یزید و امام حسین علیهالسّلام، تمام اینها جزو جواهر هستند و جواهر را تصور میکنید. یک وقتی در اینجا ممکن است شما اعراض را تصور کنید؛ سفیدی، سیاهی، کم، کیف، عرض، نسبت، جده، متیٰ، أین، زمان، مکان و اینها همه اعراض هستند و شما اعراض را تصور میکنید ولی تصور این جواهر در ذهن، تصور یک جوهر و تصور یک عرض، مفهوم خاص خودش را دارد. وقتی که شما گوسفند را در ذهن تصور کردید، گوسفندِ ذهن شما بهصورت شتر و بهصورت بقر درنمیآید بلکه همان گوسفند است. اگر دستگاهی باشد ـ یک دستگاه الکترونیکی باشد ـ که بخواهد از آن ذهن و مغز شما که الآن این گوسفند در ذهن و در مغز شما آمد و بهعنوان رابطۀ بین نفس و بین ماده دارد عمل میکند عکسبرداری کند، آن دستگاه میآید یک گوسفند را در صفحۀ مانیتور ظاهر میکند نهاینکه در ذهن شما گوسفند هست اما در صفحۀ مانیتور شتر رسم شود یا قطار مسافربری بیاید.
