
مبانی و حقیقت وجود ذهنی در فلسفه اسلامی
تحلیل تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی وجود ذهنی و حل اشکالات پیرامون آن میپردازند. بحث با تفکیک میان دو نوع حمل آغاز میشود؛ حمل اولی ذاتی که ناظر به مفهوم و ذاتیات یک شیء است و حمل شایع صناعی که به اتحاد وجودی در خارج اشاره دارد. استاد با بهرهگیری از این تفکیک، به بررسی چگونگی حضور جواهر و اعراض در ذهن پرداخته و این پرسش را مطرح میکنند که آیا حضور این مفاهیم در ذهن، به معنای تغییر ماهیت آنهاست یا خیر. در ادامه، با تکیه بر دیدگاههای فلسفی، تبیین میشود که چگونه نفس با پذیرش این صور، دچار تحولی از سنخ کیف نفسانی میشود. این جلسه با هدف گشودن کلید ورود به مباحث پیچیدهتر وجود ذهنی و رفع تناقضات ظاهری در قضایای فلسفی، راهکاری دقیق برای فهم نسبت میان ذهن و واقعیت خارجی ارائه میدهد.
مبانی و حقیقت وجود ذهنی در فلسفه اسلامی
4مثلاً من با یک قلم روی این دیوار یا تخته که در اینجا هست بنویسم: روی این دیوار چیزی نوشته نشده است، خب اینکه الآن من مینویسم روی این دیوار چیزی نوشته نشده است، آیا خود این کلام نوشته شد یا نه؟! از یک نقطهنظر شما میتوانید بگویید که خود این کلام صحیح است، چرا صحیح است؟ چون دارد حکایت از ماوراء خود میکند، نه حکایت از خود میکند! وقتی که من روی دیوار سفید مینویسم: روی این دیوار چیزی نوشته نشده است، یعنی غیر از این عبارت که من دارم مینویسم، روی این دیوار چیزی نوشته نشده است و این درست است. از یک طرف شما میتوانید بگویید: کاذب است، بهخاطر اینکه خود همین عبارت که روی دیوار چیزی نوشته نشده است، حکایت از وجود خودش میکند یعنی من الآن روی دیوار نوشته شدهام درحالیکه قضیه، قضیۀ صادقه است. به دو حمل و به دو جهت در اینجا ما به این عبارت نگاه میکنیم؛ به مفهومش نگاه میکنیم و بعد از اینکه از مفهوم فارغ شدیم حالا به وجودش نگاه میکنیم. بالأخره این رنگش قرمز است، بالأخره این که الآن روی دیوار هست سیاه است، بالأخره این که روی دیوار هست سبز است، این را که الآن با چشممان میبینیم نمیتوانیم انکار کنیم. اینجاست که ما از قضیۀ اوّلی ذاتی به یک قضیۀ دیگری پشت این مسئله میرسیم که آن حمل شایع صناعی است.
آن قضیۀ دوم قضیۀ وجودی است. در قضیۀ اول به وجود کاری نداریم و فقط به مفهوم این عبارت: روی این دیوار چیزی نوشته نشده است کار داریم. در قضیۀ دوم به وجود کار داریم. میگوییم: روی دیوار چیزی نوشته نشده است و نگاه میکنیم میگوییم: چیزی هم نیست، بعد یکدفعه چشممان میافتد میگوییم که خود این عبارت الآن روی دیوار هست. در اینجاست که میگوییم: این عبارت حکایت از خودش نمیکند و حکایت از خارج میکند.
