اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی و حقیقت وجود ذهنی در فلسفه اسلامی

تحلیل تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی وجود ذهنی و حل اشکالات پیرامون آن می‌پردازند. بحث با تفکیک میان دو نوع حمل آغاز می‌شود؛ حمل اولی ذاتی که ناظر به مفهوم و ذاتیات یک شیء است و حمل شایع صناعی که به اتحاد وجودی در خارج اشاره دارد. استاد با بهره‌گیری از این تفکیک، به بررسی چگونگی حضور جواهر و اعراض در ذهن پرداخته و این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا حضور این مفاهیم در ذهن، به معنای تغییر ماهیت آن‌هاست یا خیر. در ادامه، با تکیه بر دیدگاه‌های فلسفی، تبیین می‌شود که چگونه نفس با پذیرش این صور، دچار تحولی از سنخ کیف نفسانی می‌شود. این جلسه با هدف گشودن کلید ورود به مباحث پیچیده‌تر وجود ذهنی و رفع تناقضات ظاهری در قضایای فلسفی، راهکاری دقیق برای فهم نسبت میان ذهن و واقعیت خارجی ارائه می‌دهد.

مبانی و حقیقت وجود ذهنی در فلسفه اسلامی

3
  • خب تا اینجا صحبت تمام شد ولی آنچه را که از این مسئله نتیجه گرفته می‌شود، چیست؟ این است که در حمل اوّلی ذاتی آنچه که برای ما مهم است این است که خود این مفهومی را که ما به‌صورت مبتدا یا به‌صورت گزاره بیان کردیم، خود او را به‌صورت خبر بیان کنیم؛ خود مفهوم را ما در عرض مبتدا و در عرض موضوع قرار بدهیم و از آن محمولی که برای موضوع می‌آوریم، شرح بدهیم این موضوعی را که ما بیان کردیم؛ این موضوعی را که ما در اینجا بیان کردیم توضیح بدهیم. پس آنچه را که در حمل اوّلی ذاتی مدّنظر متکلم و مدّنظر متصور ـ آن کسی که می‌آید تصور می‌کند ـ است این است که خود این مفهوم را بیاید بیان کند، این یک معنا است.

  • مسئله‌ای که بعد از این و متأخر از این مطرح می‌شود این است که این قضیه به‌عنوان قضیۀ حملیه چه جایگاهی دارد؟ آیا این قضیۀ حملیه یک مسئلۀ خارجی است یااینکه نه، این قضیۀ حملیه یک مسئلۀ ذهنی است و جزو ذهنیات است؟ خب زید یک وجود خارجی است؛ زیدٌ کاتبٌ یک وجود خارجی است و خودمان هم داریم می‌بینیم که زید دارد می‌نویسد، خب الآن کتابت یک وجود خارجی است و زید هم یک وجود خارجی است و در اینجا بین کتابت و زید اتحاد برقرار شده است و می‌گوییم: زیدٌ کاتبٌ.

  • ولی بحث ما در مسائل و در قضایای حملیه بحث ذهنی است یعنی مفهومی را ما در اینجا توضیح می‌دهیم و کاری به وجود خارجی‌اش نداریم. اصلاً فرض می‌کنیم که در دنیا زیدی وجود ندارد، عمروی وجود ندارد، تقی و نقی‌ای وجود ندارند، هوشنگ و اردشیری در خارج وجود ندارد، ما می‌گوییم که آقا این انسان اگر بخواهد در خارج وجود پیدا بکند یا نکند، این مفهوم انسان، این عنقا، این سیمرغ که وجود خارجی ندارد ولی اگر از شما سؤال کنند که سیمرغ چیست؟ شما نمی‌گویید که آقا در وهلۀ اول سیمرغ وجود ندارد و بعد مسئله را ببندید و قضیه را ببندید. نه، می‌آیید سیمرغ را شرح می‌دهید و می‌گویید: مرغی است که می‌گویند: بال‌های او شرق و غرب عالم را فرا گرفته و وقتی که پرواز می‌کند ...، این مرغ حیوانی است و پر دارد و پرواز می‌کند و مانند او هیچ حیوانی نیست و به قدرت او هم قدرت حیوانی نیست. عطار می‌گوید! بعد سؤال می‌کنند که این کجاست؟ می‌گوییم که اینها در افسانه‌ها و در حکایات هست و وجود خارجی ندارد. مقصود ما از این حمل اولی ذاتی فقط بیان این مسئله است و کاری به آن حقیقت خارجی نداریم. ولی همین‌که شما این را برای یک بچه توضیح می‌دهید فوراً بچه در ذهن خودش یک مرغ درست می‌کند و اسم آن مرغ را سیمرغ می‌گذارد، برای او بال می‌گذارد، برای او پر می‌گذارد، برای او قدرت و توان قرار می‌دهد و او را پرواز می‌دهد و می‌گوید: سیمرغ این‌طوری است. بعد از شما سؤال می‌کند که پس منزلش در کجاست؟ آن چیزی که الآن در ذهن او نقش پیدا کرد آیا آن وجود هم وجودِ شایع صناعی است؟ یعنی همان وجود، وجودی است که اتحاد با موضوع دارد یااینکه نه، آن وجود عبارت از یک وجود ذهنی و جدای از آن محمولی است که ما آوردیم تصور کردیم؟ ما در این توضیحی که برای این موضوع دادیم، داخلش این را هم قرار دادیم؛ حیوانی است که دارای این خصوصیات است ولی وجود خارجی ندارد. خب الآن ما نگاه می‌کنیم در ذهن ما وجود دارد، پس چرا شما گفتید که وجود خارجی ندارد؟! این وجود خارجی ندارد، به وجود خارجی برمی‌گردد و به وجود ذهنی برنمی‌گردد.