اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی و حقیقت وجود ذهنی در فلسفه اسلامی

تحلیل تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی وجود ذهنی و حل اشکالات پیرامون آن می‌پردازند. بحث با تفکیک میان دو نوع حمل آغاز می‌شود؛ حمل اولی ذاتی که ناظر به مفهوم و ذاتیات یک شیء است و حمل شایع صناعی که به اتحاد وجودی در خارج اشاره دارد. استاد با بهره‌گیری از این تفکیک، به بررسی چگونگی حضور جواهر و اعراض در ذهن پرداخته و این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا حضور این مفاهیم در ذهن، به معنای تغییر ماهیت آن‌هاست یا خیر. در ادامه، با تکیه بر دیدگاه‌های فلسفی، تبیین می‌شود که چگونه نفس با پذیرش این صور، دچار تحولی از سنخ کیف نفسانی می‌شود. این جلسه با هدف گشودن کلید ورود به مباحث پیچیده‌تر وجود ذهنی و رفع تناقضات ظاهری در قضایای فلسفی، راهکاری دقیق برای فهم نسبت میان ذهن و واقعیت خارجی ارائه می‌دهد.

مبانی و حقیقت وجود ذهنی در فلسفه اسلامی

2
  • تعریف حمل اوّلی ذاتی

  • قسم دوم از حمل، حمل اوّلی ذاتی است و در حمل اوّلی ذاتی بحث روی مفهوم موضوع رفته است و آنچه که انسان از این موضوع می‌فهمد و در ذهن می‌آورد به‌واسطۀ محمول شرح و توضیح داده می‌شود؛ به عبارت دیگر ذاتیات این موضوع برای این موضوع بیان می‌شود. می‌گوییم: زیدٌ حیوانٌ ناطق، [و یا] بقرٌ حیوانٌ کذا، [یا] ماشین وسیله‌ای است نقلیه که دارای خصوصیات آهن، چدن، پلاستیک است، لوله دارد و فرض کنید که این خصوصیات را دارد و به‌واسطۀ او انسان از مکانی به مکان دیگر منتقل می‌شود. فلان دارو این خصوصیات را دارد؛ دارای ویتامین «آ» است، دارای پتاسیم و کلسیم است و این خصوصیات این دارو است. مثلاً وقتی که می‌گوییم: داروی مسکن چیست؟ در جوابش گفته نمی‌شود که این داروی مسکن در داروخانه یا در منزل یا در عطاری هست بلکه در جوابش خصوصیات ذاتی این دارو را بیان می‌کنید. این حمل اوّلی ذاتی می‌شود؛ یعنی ذاتیات یک شیء برای این موضوع در اینجا بیان می‌شود.

  • وجه تسمیۀ حمل اوّلی ذاتی

  • اینکه می‌گویند: اوّلی، به‌خاطر این است که اوّلی الصدق و الکذب است؛ یعنی برای صدق محمول بر موضوع، ما احتیاج به چیز دیگری نداریم چون هیچ چیز نزدیک‌تر از ذاتیات خود شیء به شیء نیست. هر شیئی را شما تصور می‌کنید، به‌واسطۀ ذاتیاتش تصور می‌کنید. پس ذاتیاتش از خود شیء حتی از وجود شیء به شیء نزدیک‌تر است. فرض کنید وقتی که من می‌گویم: مثلث عبارت از شکلی است که دارای مجموع سه خط و مجموع سه زاویه است که این مجموع را 180 درجه تشکیل می‌دهد، در اینجا این مفهومی را که من الآن بیان کردم و این مرتبۀ وجودی مرتبۀ متأخری از خود همین مفهومی است که الآن تصور شده است لذا همین‌که الآن من این را بیان می‌کنم در ذهن شما وجود مثلث نمی‌آید که آیا وجود مثلث در صحن است؟ آیا این وجودش در این اتاق است؟ آیا در منزل شما مثلث و از این چیزها دارید؟ یااینکه فرض کنید که در مغازۀ خرازی و لوازم‌التحریرفروشی از این مثلث‌ها پیدا می‌شود؟ هیچ‌کدام از این موارد به ذهن نمی‌آید و فقط آنچه که الآن به ذهن آمده این مفهوم به ذهن آمده است، پس از هر چیز به این مفهوم، خود ذاتیات این مفهوم نزدیک‌تر است گرچه بعضی‌ها این اوّلی را به یک عناوین دیگر معنا کردند ولی آنچه که به‌نظر می‌رسد این معنا اقرب است که از این نظر حمل را حمل اوّلی می‌گویند چون از نقطه‌نظر سیر طبیعی این مفهوم از همۀ اشیاء دیگر نسبت به این موضوع نزدیک‌تر است و رتبۀ اول را در حملش بر این موضوع حائز است. بعد آن‌وقت سراغ وجود می‌رویم و بعد سراغ عوارض دیگر می‌رویم که آنها در رتبه‌های متأخر قرار دارند. فعلیٰ‌هذا وقتی که می‌گوییم: حمل اوّلی یعنی اوّلی الصدق و الکذب است. وقتی که انسان می‌گوید: زیدٌ حیوانٌ ناطق صدق حیوان ناطق بر این نیازی به چیز دیگر ندارد و در رتبۀ اول واقع شده است یااینکه اگر بگوییم که زیدٌ حیوانٌ صاهل کذب این مسئله نسبت به زید، کذب اوّلی است و نیازی به چیزی ندارد چون تصرف در ذاتیات در اینجا شده است. ذاتی می‌گویند، چرا ذاتی می‌گویند؟! به‌جهت اینکه محمول در اینجا از ذاتیات موضوع واقع شده است.