
مبانی و حقیقت وجود ذهنی در فلسفه اسلامی
تحلیل تفاوت حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی وجود ذهنی و حل اشکالات پیرامون آن میپردازند. بحث با تفکیک میان دو نوع حمل آغاز میشود؛ حمل اولی ذاتی که ناظر به مفهوم و ذاتیات یک شیء است و حمل شایع صناعی که به اتحاد وجودی در خارج اشاره دارد. استاد با بهرهگیری از این تفکیک، به بررسی چگونگی حضور جواهر و اعراض در ذهن پرداخته و این پرسش را مطرح میکنند که آیا حضور این مفاهیم در ذهن، به معنای تغییر ماهیت آنهاست یا خیر. در ادامه، با تکیه بر دیدگاههای فلسفی، تبیین میشود که چگونه نفس با پذیرش این صور، دچار تحولی از سنخ کیف نفسانی میشود. این جلسه با هدف گشودن کلید ورود به مباحث پیچیدهتر وجود ذهنی و رفع تناقضات ظاهری در قضایای فلسفی، راهکاری دقیق برای فهم نسبت میان ذهن و واقعیت خارجی ارائه میدهد.
مبانی و حقیقت وجود ذهنی در فلسفه اسلامی
1درس سیصد و پنجاه و یکم
کلید و رمز برای ورود در بحث وجود ذهنی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تحقیقٌ و تفصیلٌ:
اعلَم أنَّ حملَ شیءٍ على شیءٍ و اتحادَه معه یَتصورُ على وجهین: أحدُهما الشائعُ الصناعیُ المسمىٰ بِالحملِ المتعارف و هو عبارةٌ عن مجردِ اتحادِ الموضوعِ و المحمولِ وجوداً و یَرجعُ إلى کونِ الموضوعِ مِن أفرادِ ...1
در اینجا راجع به مسئلۀ وجود ذهنی و حقیقت وجود ذهنی مسائلی مطرح شد منتها مرحوم آخوند اشکالاتی راجع به کیفیت تصورات ذهنی و وجود ذهنی مطرح کردند که مهمترین اشکال تبدّل جوهر به عرض دیگر و از همه مهمتر اندراج همۀ اعراض در تحت مقولۀ کیف بود که مرحوم حاجی از این دو اشکال مهم و اساسی نسبت به این مسئله تعبیر به:
فجوهر مع عرض کیف اجتمع *** أم کیف کل تحت الکیف قد وقع2 کردند.
مرحوم آخوند در اینجا از باب تفصی از این اشکال شروع میکنند و حقیقت از این به بعد از بحث سوروزیما مبنای خودشان را در وجود ذهنی مطرح میکنند و مسئله را بهسمت کیف نفسانی سوق میدهند که تمام صور ذهنی ـ چه آنچه را که از خارج به ذهن وارد میشود و چه آنچه را که خود ذهن خلق و ابداع میکند و تحقق خارجی ندارد ـ در تحت مقولۀ کیف هستند منتها کیف، یک کیف خارجی است و یک کیف نفسانی است و اینها داخل در تحت همان مقولۀ کیف نفسانی هستند و مصداق کیف هستند و از نظر وجودی با وجود کیف اتحاد دارند. با این بیان این مطلب خودشان را شروع میکنند.
اقسام حمل
راجع به حمل میفرمایند که دو نوع حمل داریم: یک حمل، حمل شایع صناعی است که به آن حمل عرضی گفته میشود و عبارت از حمل وجود محمول بر موضوع است؛ به عبارت دیگر در این حمل صحبت از اتحاد وجودی است یعنی وجود موضوع برای مصداقِ وجودِ محمول است. مانند اینکه میگوییم: زیدٌ کاتبٌ یااینکه میگوییم: زیدٌ عالمٌ و این خصوصیات را دارد یااینکه فرض کنید میگوییم که انسان ماشی است؛ راه میرود، الإنسانُ متعجبٌ، الإنسانُ کاتبٌ، الإنسانُ شاعرٌ، مثلاً بقر در فلانجا هست و لونُه کذا، الغنمُ کذا، زمین، آسمان، ستارگان، سیارهها و تمام موضوعاتی که این موضوعات را ما بهنحوی از انحاء صفتی بر آنها بار میکنیم در واقع میخواهیم وجود آن موضوع را با وجود آن محمول و وجود آن صفت یکی کنیم؛ وقتی که میگوییم: زیدٌ کاتبٌ معنایش این نیست که مفهوم زید با مفهوم کاتب یکی است بلکه معنایش این است که وجود زید در اینجا با وجود کاتب اتحاد برقرار کرده است. پس آنچه که در خارج هست یک وجود است که همان وجود زید است و همان وجود کاتب است. اگر زید بخواهد در خارج باشد همین است و اگر کاتبی هم بخواهد در خارج باشد همین است. این دو مفهوم در یک جا باهم آشتی کردند و در آنجا عقد اخوت باهم بستند که عبارت از وجود زید و وجود کتابت در اینجا است. به این حمل عرفی یا حمل مصداقی یا حمل وجودی یا حمل عرضی میگویند و تمام اینها به یک معنای واحد است زیرا در اینجا وجود که عارض بر ماهیت شده است، در اینجا ملاک برای حمل است نه چیز دیگر. ما به زید و ذات زید کاری نداریم؛ زید میخواهد بقر باشد، میخواهد غنم باشد، میخواهد حجر باشد ما کاری نداریم. میگوییم: زید کاتب و نویسنده است و دارد مینویسد حالا ماهیتش هرچه میخواهد باشد. پس آنچه که ملاک برای هوهویت در اینجا است آن ملاک عبارت از وجود است و چون وجود هم عارض بر ماهیت است، از این نقطهنظر این حمل را به همۀ اقسامش حمل عرضی میگویند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 292.
- . شرح منظومه، تعلیقه حسن زاده آملی، ج 2، ص 121.
