
تأثیر تجرد نفس بر ادراک حقایق عقلی
نقش سنخیت میان مدرک و مدرک در درک معانی کلی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت ادراک نفس انسانی و رابطه میان تجرد نفس با درک حقایق کلی میپردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که ادراک امور عقلی، نه از طریق انتزاع ذهنیِ صرف، بلکه در گروِ ایجاد سنخیت و قرب وجودی میان مدرِک و مدرَک است. استاد با استناد به آیۀ «وَلَقَدۡ عَلِمۡتُمُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُولَىٰ»، توضیح میدهند که چگونه نفس با عبور از تعلقات دنیوی و نشئۀ اولیٰ، به عالم مثال و سپس به عالم عقول و اسماء الهی صعود میکند. در این مسیر، معاشرتهای دنیوی و اشتغال به امور مادی به عنوان عواملی برای انحطاط نفس و کاهش قدرت ادراک معرفی میشوند. در نهایت، جلسه با تأکید بر این نکته به پایان میرسد که هرچه نفس با ریاضت و مراقبت، لطافت و تجرد بیشتری یابد، عقل در قیاسات و استنتاجات خود به واقعیت نزدیکتر شده و حقایق را با شفافیت بیشتری مشاهده میکند.
تأثیر تجرد نفس بر ادراک حقایق عقلی
3انسان همیشه در حال تغییر و تبدل
انسان همیشه در حال تغییر و تبدل است! مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بارها میفرمودند که وقتی برای انسان حالات تجردی خاص پیدا بشود طبعاً سایر امور خود را در اختیار خودش قرار میدهد و او را به همان کیفیت خاص خودش متبدّل و متحول میکند و اگر انسان کمکم از این حال فاصله بگیرد و از اینجا بیرون بیاید، به یک نقطهای میرسد که نفس به یکسری از دادهها قناعت میکند و به صرف بیان آن وقایع و صوری که از آن زمان در او باقی مانده است دل خوش میکند و دیگر آن حال در او نیست بلکه پوستهای از آن حال بر روی او قرار گرفته است. صحبت میکند اما صحبتش دیگر حالوهوای آن موقع را ندارد! به یکسری الفاظ و تعبیرات دل خوش میکند درحالیکه همین برای او بزرگترین دام است! یعنی این الفاظ آن درد را در وجود او پنهان میکند و نمیگذارد آن درد نمود و ظهور پیدا کند و در نتیجه به همین کیفیت میماند و همۀ آن استعدادات ازبین میرود! این برای آن است که آن وجود جوهری تجرد خود را ازدست داده است.
آلت ادراک حقایق کلیه برای انسان
بنابراین برای انسان واسطه و آلت ادراک حقایق کلیه عبارت از سنخیت بین مدرَک و مدرِک است. آن مدرک در آن مرتبۀ علوّی که قرار دارد، مدرِک باید با آن مدرک سنخیت پیدا کند. در آن سنخیت که قرب وجودی و تجردی مدرَک است، مدرِک باید به آن قرب برسد و به آن مقداری که به آنجا رسید میتواند از آن حقایق بهرهمند شود، نه بیشتر! نمیتواند بیشتر بهرهمند شود. درست مثل حدائق یا منزلی میماند که همینطور اطاقهای تودرتو دارد؛ یک اطاق اینجاست و یک اطاق دیگر در آنجاست و همینطور اطاقهای تودرتو و در هرکدام از این اطاقها اشیائی مختص به خود است و به هر مقدار که انسان وارد در این غرفهها بشود میتواند از اشیاء و آنچه که در این غرفه هست بهره بگیرد و به هر مقدار که نتواند جلو برود طبعاً بهرۀ او کمتر میشود. بهواسطۀ اتحادی که بین مدرِک و بین مدرَک است و به تعبیر مرحوم آخوند بین عقل و معقول باید اتحاد باشد تااینکه آن جنبۀ علم برای نفس حاصل بشود، از این نقطهنظر توصیهای که شده است این است که هیچگاه عقل خود را در امور دنی مورد استفاده قرار ندهید! هیچگاه آن نفس را در امور پایین مورد استفاده قرار ندهید، چون اتحاد برقرار میشود! امکان ندارد که انسان صفحۀ کتابی بخواند و با مطالب صفحۀ آن کتاب اتحاد برقرار نکند! امکان ندارد انسان با یک فردی معاشرت داشته باشد درحالیکه از آن خصوصیات آن فرد برای او حاصل نشود و یک نحو سنخیت و اتحادی برقرار نشود! اینهمه روایات در اینجا داریم؛ میفرماید: «اختر صدیقاً لنفسک یقربک إلی الله و یقربک إلی الجنة»1 این و نظایر این روایات برای چیست؟ بهخاطر این است. میفرماید: «یُعرَفُ المرءُ مِن صدیقه.»2 اینهم از همین باب است. همینطور سایر موارد و روایاتی که راجع به انعزال و عدم معاشرت با افراد است، همه براساس تحقق سنخیت و تحقق وحدت بین طرفین است که این ناشی از همان مسئلۀ متضایفین است.
- . چنین روایتی یافت نشد ولی این جمله که از کلمات قصار علمای اهل سنت است یافت شد:
«اختر لنفسک من الصالحین صدیقا و ذاحرص علیه لا تعاتبه فی کل صغیرة و کبیرة غض الطرف عن زلاته فإن الکمال لله تعالى وحده ضع نصب عینیک إخلاصه لله.» - . وسائل الشیعة، ج ٤، ص ٢٠٧؛ بحار الأنوار، ج ٧١، ص ١٩٢. نوروز در جاهلیت و اسلام، ص 71، تعلیقه 2:
«رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”المرء علی دین خلیله و قرینه؛ روش آدمی بر طبق مذهب و سیرۀ دوست صمیمی و رفیق دلبندش خواهد بود.“»
- . چنین روایتی یافت نشد ولی این جمله که از کلمات قصار علمای اهل سنت است یافت شد:
