
تأثیر تجرد نفس بر ادراک حقایق عقلی
نقش سنخیت میان مدرک و مدرک در درک معانی کلی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت ادراک نفس انسانی و رابطه میان تجرد نفس با درک حقایق کلی میپردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که ادراک امور عقلی، نه از طریق انتزاع ذهنیِ صرف، بلکه در گروِ ایجاد سنخیت و قرب وجودی میان مدرِک و مدرَک است. استاد با استناد به آیۀ «وَلَقَدۡ عَلِمۡتُمُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُولَىٰ»، توضیح میدهند که چگونه نفس با عبور از تعلقات دنیوی و نشئۀ اولیٰ، به عالم مثال و سپس به عالم عقول و اسماء الهی صعود میکند. در این مسیر، معاشرتهای دنیوی و اشتغال به امور مادی به عنوان عواملی برای انحطاط نفس و کاهش قدرت ادراک معرفی میشوند. در نهایت، جلسه با تأکید بر این نکته به پایان میرسد که هرچه نفس با ریاضت و مراقبت، لطافت و تجرد بیشتری یابد، عقل در قیاسات و استنتاجات خود به واقعیت نزدیکتر شده و حقایق را با شفافیت بیشتری مشاهده میکند.
تأثیر تجرد نفس بر ادراک حقایق عقلی
5حقانیت مسئلۀ عزلت و انعزال
دیدهاید که وقتی در یک مجلسی از افراد عادی شرکت میکنید و نیم ساعت ـ نیم ساعت که هیچ بلکه یک ربع ـ مینشینید و ساکت میباشید و هیچ حرفی نمیزنید انگار دارند دنیا را بر سر اینها خراب میکنند؟! خب بابا یک ربع ساکت بنشینید و هیچ چیزی نگویید و حرفی نزنید. همیشه باید در حال اضطراب و تلاطم و تشویش انجام بشود. چرا؟ چون سنخیت پیدا شده است. اینجاست که واقعاً مسئلۀ عزلت و انعزال حقانیت خودش را نشان میدهد که در عین تکلیف انسان باید چطور عمل کند. اینجا دیگر خیلی جای صحبت است یعنی نتایج اخلاق عملی که انسان از این حکمت نظری میگیرد، در اینجا میتواند جای خیلی زیادی برای ارتباطات انسان پیدا کند. یکی از موارد بسیار بسیار مهم و دقیق است که اتحاد عقل و معقول باشد.
اختلاف کیفیت ادراک ما از توحید و اسماء و صفات جمالیه و جلالیۀ پروردگار
در بعضی موارد مرحوم آخوند میفرمایند که مسئله به قوت و شدت مدرَک برمیگردد؛ یعنی آنقدر مدرَک عالی و راقی و بلندمرتبه است که نفس بهواسطۀ محدودیت وجودی و ماهوی که دارد نمیتواند به آن مدرَک برسد و نمیتواند او را ادراک کند. مثلاً مسئلۀ حقیقة الوجود، صرافة الوجود، اطلاع بر اسماء کلیۀ الهی، اطلاع بر اسم رزق به جمیع صور و به جمیع مظاهر خودش و اطلاع بر اسم علم و کیفیت علم پروردگار و نحوۀ احاطۀ علّی و سعی آن علم بر همۀ موجودات، انسان چطور میتواند این را ادراک کند؟! با توجه به آن مسئلۀ اطلاق و لایتناهی بودن ذات پروردگار و همینطور اسماء و صفات کلیۀ پروردگار، انسان چگونه میتواند ادراک کند؟!
از آن چرخه که گرداند زن پیر *** قیاس چرخ گردنده همان گیر1 همانطوریکه امام باقر علیهالسّلام میفرماید که هر شخصی بر طبق مدرکات خودش تصویری از وحدت و توحید دارد و مانند دو زبانیهای که برای مورچه هست و تمام عالم را با او میسنجد و همینطور خدا هم در ذهن او به همین کیفیت است و خیال میکند که خدا هم دارای دو شاخک است منتها دو شاخک خدا خیلی بزرگتر از این حرفها است!2 آنچه را که از معلومات ما هست، محدودۀ وجودی ماست و بهواسطۀ تقرب و تبدل در آن معلومات، تجرد و سعۀ بیشتری برای نفس حاصل میشود و کیفیت ادراک ما از توحید و اسماء و صفات جمالیه و جلالیۀ پروردگار متفاوت خواهد بود.
- . دیوان نظامی، خمسه خسرو و شیرین.
- . الأربعون حدیثا، شیخ بهائی، ص ١٦، ح ٢؛ بحار الأنوار، ج ٦٦، ص ٢٩٢، به نقل از شیخ بهائی؛ گلشن اسرار، ج 1، ص 330.
