
حقیقت علم و کیفیت تحقق آن در ذهن
تبیین تفاوت میان ماهیت، وجود ذهنی و عین ثابت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبانی فلسفی پیرامون حقیقت علم و کیفیت تحقق صور علمی در ذهن میپردازند. بحث با بازخوانی دیدگاههای پیشین در باب ماهیت و عین ثابت آغاز شده و با تفکیک میان مشرب عرفا و حکما در تعریف عین ثابت ادامه مییابد. استاد در ادامه به تبیین نحوه ادراک صور حسی، خیالی و عقلی توسط نفس پرداخته و با نقد نظریه اشباح، بر این نکته تأکید میکنند که نفس انسانی در مواجهه با موجودات خارجی، با تکیه بر تجرد و صقالت خود، صور علمی را به نحو فعل و ایجاد، نه صرفِ انفعال و پذیرش، در ساحت وجودی خویش محقق میسازد. در نهایت، این جلسه با تحلیل چگونگی اتحاد ماهیت کلی با مراتب مختلف وجود در خارج و ذهن، به تبیین دقیق جایگاه عرض نفسانی بودنِ صور ذهنی و تفاوت آن با جوهریتِ موجودات خارجی میانجامد.
حقیقت علم و کیفیت تحقق آن در ذهن
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مبانی فلسفی پیرامون حقیقت علم و کیفیت تحقق صور علمی در ذهن میپردازند. بحث با بازخوانی دیدگاههای پیشین در باب ماهیت و عین ثابت آغاز شده و با تفکیک میان مشرب عرفا و حکما در تعریف عین ثابت ادامه مییابد. استاد در ادامه به تبیین نحوه ادراک صور حسی، خیالی و عقلی توسط نفس پرداخته و با نقد نظریه اشباح، بر این نکته تأکید میکنند که نفس انسانی در مواجهه با موجودات خارجی، با تکیه بر تجرد و صقالت خود، صور علمی را به نحو فعل و ایجاد، نه صرفِ انفعال و پذیرش، در ساحت وجودی خویش محقق میسازد. در نهایت، این جلسه با تحلیل چگونگی اتحاد ماهیت کلی با مراتب مختلف وجود در خارج و ذهن، به تبیین دقیق جایگاه عرض نفسانی بودنِ صور ذهنی و تفاوت آن با جوهریتِ موجودات خارجی میانجامد.
حقیقت علم و کیفیت تحقق آن در ذهن
10وقوع ما یَتراءى مِن الأمثلةِ ... همانطوریکه از مثالها در اشیاء صیقلیهای که عکس را به خودش جذب میکند شما این نحوه را میبینید که در صفا و بساطت شبیه به وجود هستند. منبابمثال عکس یک شیئی در آب میافتد خب واقعاً عکسش در آب افتاده و خودش که در آب نرفته است یا عکس یک چیز در مرآت میآفتد یا عکس یک چیز در شیء صیقلی و صاف میافتد، خود او که آنجا نرفته است بلکه شبحی از او در او نموار شده است. و عدمِ الاختلافِ مِن غَیرِ أن ... بدون اینکه ما حکم کنیم بر این اشباح به اینکه اینها در ذات خودشان جواهر و یا اعراض هستند. جواهر و اعراض همان ذات الصوره است؛ صورتش در این صیقل قرار میگیرد و آنچه را که از صورت انسان در مرآت تخیل میشود به حقیقت انسان نیست بلکه وجود او شبح است برای وجود انسانی که تحققش به تحقق انسان است بالعرض؛ چون انسان هست این شبح هم تحقق وجودی بالعرض دارد.
فَکذلکَ ما یَقَعُ فی الذهنِ مِن مَفهومِ الحیوانِ و النباتِ و الحرکةِ و الحرارةِ و غَیرِها هی مفهوماتُ تلکَ الأشیاءِ و معانیها لا ذواتُها و حقائقُها و مفهومُ کلِّ شیءٍ لا یلزمُ أن یکونَ فرداً له و بالجملةِ یَحصُلُ لِلنفسِ الإنسانیةِ حینَ موافاتِها الموجوداتِ الخارجیةَ لأجلِ صقالتِها و تَجردِها عَن الموادِ صورٌ عقلیةٌ و خیالیة و حسیة کما یَحصُل فی المرآةِ أشباحُ تلکَ الأشیاءِ و خیالاتِها و الفرقُ بینَ الحصولینِ أنَّ الحصولَ فی المرآةِ بِضربٍ شَبیهٍ بِالقبولِ و فی النفسِ بِضربٍ مِن الفِعلِ.
[پس اینگونه است] آنچه را که از مفهوم حیوان، نبات، حرکت، حرارت و غیره در ذهن است اینها مفهومات این اشیاء هستند و خود اینها در واقع نیستند اگر حرارت و آتش باشد که شما مغزتان ذوب میشود بلکه مفهومات این اشیاء و معانی اینها هستند و ذوات و حقایقشان نیستند. زیرا ذوات و حقایقشان در خارج هست و مفهوم هر شیئی که نباید مصداق او باشد بلکه مفهوم هر شیء مفهوم اوست و با مصداق او فرق میکند. و بالجمله برای نفس انسانیه حاصل میشود وقتی که مقابل با موجودات خارجیه قرار میگیرد چون نفس خیلی صقیلی است و مجرد است و متأثر است و خیلی راحت میشود در آن تأثیر گذارد. از مواد، یک صور عقلیه و خیالیه و حسیه پیدا میشود. صور عقلیهاش عبارت از همان ماهیت کلی است و خیالیه عبارت از همان معانی تخیلهای است که بهواسطۀ این برای انسان حاصل میشود؛ صور فکری عالم، عالم تخیل و اینها مانند کیفیتی که از عداوت در ذهن یک شخص میآید. به آن کیفیت عداوت صور خیالیه میگویند؛ آنچه را که شخص در مقابل او قرار گرفته و ابروهایش را درهم کرده که دلالت بر عداوت نمیکند بلکه از این ابرو بههم کردن یک صورت خیالیه در ذهن میآید که الآن این با من دشمن است که دارد اینجا اخم میکند.
