اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت علم و وجود ذهنی

نقش نفس در ادراک صور حسی و عقلی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ماهیت علم و کیفیت ارتباط نفس با معلوم می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره وجود ذهنی آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که علم، چیزی جز تعلق و ارتباط نفس با خارج نیست و میان علم و معلوم بالذات، وحدت عینی برقرار است. در ادامه، تفاوت جایگاه نفس در ادراک صور حسی و عقلی تشریح می‌شود؛ بدین معنا که نفس در برابر صور حسی و برزخی، نقش فاعل و مبدع را ایفا می‌کند، اما در مواجهه با صور عقلی، مظهر و آینه‌ای برای انعکاس حقایق عالم انوار است. استاد با استناد به روایات و مبانی فلسفی، بر ضرورت تهذیب نفس و دوری از تعلقات برای نیل به این ادراکات تأکید ورزیده و علت ضعف انسان در درک حقایق کلی و عالم عقول را انس با ماده و غفلت از عالم ملکوت برمی‌شمارند.

تبیین حقیقت علم و وجود ذهنی

1
  • درس سیصد و چهل و هفتم

  • توضیحی در باب اشکالات وارده بر وجود ذهنی

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • عرض شد اشکالاتی که بر صور ذهنی و وجود ذهنی وارد می‌شود براساس ظهور و بروز معلوم بالذات بر ظرفیت بر محل نفس که عبارت از همان ذهن است. یک مسئله‌ای در بعضی از تقریرات مشاهده می‌شود که محل تأمّل و اشکال است؛ طبق مشهور و معروف نفس به‌واسطۀ تعلقش به خارج از محیط خودش ارتباط‌مائی بین خودش و آن اعیان خارجی برقرار می‌کند. آن اعیان خارجی فقط جنبۀ وساطت را برای تصور و معلومیت نفس دارند و چیز اضافه‌ای ندارند. اعیان خارجی دارای آثاری هستند که مختص به وجود خارجی است و آن آثار به ذهن منتقل نمی‌شود. اعیان خارجی دارای جسمیت که جسمیت به ذهن منتقل نمی‌شود و دارای خصوصیات وجود خارجی هستند. نفس هم هیچ ارتباطی با آن اعیان خارجی ندارد و صرفاً برای خودش تشخص و تعیّن دارد.

  • تعریف علم

  • به‌واسطۀ ارتباطی که نفس با آن شیء خارجی پیدا می‌کند و آن تقابلی که بین او و خارج پیدا می‌شود امری در این‌وسط حادث می‌شود که عبارت از علم است. علم عبارت از تعلق و ارتباط نفس با آن اعیان خارجی است که هیچ‌گونه ارتباطی با ما ندارند. الآن که این ظرف آب در مقابل من هست هیچ ارتباطی با من ندارد و من هم هیچ ارتباطی با او ندارم ولی درعین‌حال می‌گویم که این ظرف آب در اینجا هست. این ظرف آب را چه وقت می‌گویم؟ وقتی که یک نوع مواجهه و تقابل منطقی بین نفس و این امر خارجی برقرار بشود آن‌وقت من می‌گویم که این ظرف آب. قبل از اینکه این مقابله انجام بشود اگر به‌واسطۀ جهتی از جهات یا به‌واسطۀ عدم ادراک یا قصور در مدرِک یا مانع خارجی ـ فرض کنید که الآن این کتاب در مقابل این شیء قرار گرفته ـ یا به‌واسطۀ عدم ذوق، این مقابله و مواجهۀ منطقی حاصل نشود، آن تعلق و ارتباط بین نفس و خارج هم انجام نخواهد شد. خب این مسئله واضح و بدیهی است! این برای خودش هست من هم برای خودم در اینجا هستم و هیچ ارتباطی باهم نداریم. پس به نفسِ تعلق نفس به آن شیء خارجی، امری حادث می‌شود که نبوده است و آن امر عبارت از علم است. علم یعنی نفس ارتباط با آن عین خارجی. حالا یا آن عین خارجی عبارت از محسوسات است یا آن عین خارجی عبارت از متخیلات است که آن یک بحث دیگری دارد ولی آن نفس ارتباط را علم می‌گویند.