اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت ابداع صور ذهنی توسط نفس

نقش وحدت در معرفت و لزوم متابعت از حق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، بحث فلسفی پیرامون کیفیت اتصاف نفس به صور مدرکه را تبیین می‌کنند. ایشان با نقد دیدگاه حلولی بودنِ صور در نفس، به تبیین دیدگاه ابداعی می‌پردازند که در آن نفس، خالقِ صور ذهنی است. در ادامه، این بحثِ دقیقِ فلسفی به یک اصلِ مهمِ تربیتی و سلوکی پیوند می‌خورد: ضرورتِ ایجادِ وحدت و سنخیت میانِ سالک و حقایقِ هستی برای حصولِ معرفتِ حقیقی. استاد با نقدِ رفتارهای احساسی و ظاهربینانه، تأکید می‌کنند که معرفتِ واقعی، فراتر از تخیلات و ساخته‌های ذهنی است و تنها با نزدیک شدنِ حقیقی به حق و کنار گذاشتنِ حجاب‌های اعتباری حاصل می‌شود. در پایان، ایشان با اشاره به حوادثِ اخیر، بر لزومِ استقامت بر موازینِ حق و پرهیز از انحرافاتِ ناشی از احساسات‌گرایی تأکید کرده و ثباتِ نفس در برابرِ تقدیراتِ الهی را نشانه‌ی کمالِ سالک می‌دانند.

کیفیت ابداع صور ذهنی توسط نفس

7
  • آقا این حرف را زدید. [می‌گوید که] نه، از گذشته دیگر حرفى نزنید. اِ خودتان گفتید!! این را حقه‌بازى مى‌گویند! یا آقاى آسید محسن در جلسات ما بیاید و ما او را قبول داریم اما رفقایش را نیاورد. چه شد؟! آقاى آسید محسن که خیلى بدتر از آن موقع‌ است!! آقاى آسید محسن که خیلى بدتر از آن موقع شده الحمدلله آن چند درجه هم که اول بود حالا نیست و تمام شد. خلاص! خیلى بدتر است! وانگهى رفیق آسید محسن رفیق سلوکى است و من بیایم و اینها را نیاورم براى چه؟ چرا؟ روى چه حسابى؟ حالا معلوم شد وقتى من هفت سال پیش گفتم که همۀ اینها بازى است حالا فهمیدید؟! حالا بعد از هفت سال فهمیدید همه‌اش بازى بود؟! آقاى آسید محسن چرا بیاید و اگر بیاید در جلسه قبولش مى‌کنید؟ چرا؟ اولاً که او صد سال نمى‌آید! این یک، ثانیاً چه فرقى کرده است؟! تازه کارش خراب‌تر هم شده است!!

  • این است که کسى که از اول به‌دنبال [حق] نمى‌رود و نمى‌خواهد حق را قبول کند یک روزى مى‌رسد که درقبال حق مى‌ماند! من به همین شخصى که در آنجا بود و شخص محترمی بود گفتم که اگر همین الآن مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ سرش را از خاک بیرون بیاورد، اینهایى که آمدند ولىّ درست کردند چه جوابى دارند به آقا بدهند؟! اگر آقا به اینها بگوید که من خودم زبان داشتم که بگویم: ولىّ یا وصى یا وکیل اما من که نگفتم پس شما چرا درست کردید؟! چه حرفى دارند بزنند؟ ولى اگر آقا [از خاک] بیرون بیاید من همانى را مى‌گویم که همان هفت سال پیش گفتم و برایم فرق نمى‌کند! الآن هم همین را می‌گویم که هیچ کسی نیست؛ نه بعد از آقا و نه پشت آقا، وکیل وصى ولىّ هرچه مى‌خواهید اسم بیاورید، همه مثل هم هستیم یا على! حرف ما که عوض نشده است ولى آنهایى که مى‌گویند: ما ولىّ و وصى و هیچی نبودیم و ما را ولىّ کردند بعد هم خودشان زمین زدند، آنها چه؟ خب شما که ولىّ نیستید، وصى هم که نیستید، خلیفه هم که نیستند خیلى خب پس با یک آدم در کوچه و خیابان چه فرقى مى‌کنید؟ سلام علیکم خیلى مخلصتان هستیم! ما هم همین را مى‌خواهیم که شما هیچ چیزی نیستید!! ما چیز دیگری نمى‌خواهیم و همین را مى‌گوییم. شما هم نسبت به ما این را مى‌گویید یا نه؟ مى‌گویید که [هیچ چیزی نیستیم] راست هم مى‌گویید، ما هم کسى نیستیم و ما هم‌ همین‌طور هستیم. پس دیگر دعواها چه بود؟!