
کیفیت ابداع صور ذهنی توسط نفس
نقش وحدت در معرفت و لزوم متابعت از حق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، بحث فلسفی پیرامون کیفیت اتصاف نفس به صور مدرکه را تبیین میکنند. ایشان با نقد دیدگاه حلولی بودنِ صور در نفس، به تبیین دیدگاه ابداعی میپردازند که در آن نفس، خالقِ صور ذهنی است. در ادامه، این بحثِ دقیقِ فلسفی به یک اصلِ مهمِ تربیتی و سلوکی پیوند میخورد: ضرورتِ ایجادِ وحدت و سنخیت میانِ سالک و حقایقِ هستی برای حصولِ معرفتِ حقیقی. استاد با نقدِ رفتارهای احساسی و ظاهربینانه، تأکید میکنند که معرفتِ واقعی، فراتر از تخیلات و ساختههای ذهنی است و تنها با نزدیک شدنِ حقیقی به حق و کنار گذاشتنِ حجابهای اعتباری حاصل میشود. در پایان، ایشان با اشاره به حوادثِ اخیر، بر لزومِ استقامت بر موازینِ حق و پرهیز از انحرافاتِ ناشی از احساساتگرایی تأکید کرده و ثباتِ نفس در برابرِ تقدیراتِ الهی را نشانهی کمالِ سالک میدانند.
کیفیت ابداع صور ذهنی توسط نفس
2اشکال سوم اشکالى است که نفس به تمام آثار و خصوصیات صورى که براى او حالّ مىشود متصف بشود. این مسئله بدیهى است که هر صورتى مقتضى آثار خاص به خودش است؛ صورت حرارت ناریه مقتضى حرارت است و صورت مائیه مقتضى برودت است و صورت حجریه اقتضاى صُلبیت را مىکند و حجر امری است که صلب و قاسى است یا صوری که ذو رعونتین هستند اقتضاى رعونت و لین را مىکنند درحالىکه نفس به هیچکدام از آثار این صور متصف نمىشود؛ تصور نار موجب حرارت در نفس نیست و تصور ماء موجب برودت نفس و سیلان ماء در نفس نیست و هَلُمّ َّجَرّاً.
بنابراین این اشکالات درصورتى است که نفس براى آن صور حالّۀ در خود محل و معروض باشد. چطور اینکه اگر یک جسمى را درنظر بگیرید وقتى که آن بیاضیت بیاض بر او عارض مىشود خصوصیت و آثار بیاض هم از او تراوش پیدا مىکند، مثل اینکه انعکاس نور بهواسطۀ این جسم از او متمشی مىشود یااینکه انقباض و انبساط از او متمشى مىشود و انعکاس حرارت و برودت بهواسطۀ الوان مختلف از جسم متمشی مىشود. اینها آثارى است که بهواسطۀ عروضِ عارض بر این محل و بر این معروض پیدا مىشود. خب نفس هم طبعاً باید به همین کیفیت باشد. تمام این اشکالات مبتنى بر این است که نفس، محل باشد.
اما مرحوم آخوند در اینجا مطلب دیگرى را مىفرمایند و مسئله را از بُعد فلسفى یکقدرى به بُعد ذوقى و شهودى هم متمایل مىکنند. کأنّ این مطلب علاوه بر برهان فلسفى با شهود و کشف هم براى مرحوم آخوند روشن شده است و آن اینکه نفس بالنسبه به صور ظاهریه و حسیه ـ چه ظاهریه یا باطنیه، حسّ ظاهر یا قوۀ تخیل فرق نمىکند ـ مبدع است یعنى ابداع و خلق مىکند. البته خلق او هم گتره و بىقیاس نیست بلکه براساس امکاناتى که خداوند متعال آن امکانات را در نفس قرار داده است، این خلق را مىکند و دلیلش تشابه مخلوق در بین افراد است.
