
کیفیت ابداع صور ذهنی توسط نفس
نقش وحدت در معرفت و لزوم متابعت از حق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، بحث فلسفی پیرامون کیفیت اتصاف نفس به صور مدرکه را تبیین میکنند. ایشان با نقد دیدگاه حلولی بودنِ صور در نفس، به تبیین دیدگاه ابداعی میپردازند که در آن نفس، خالقِ صور ذهنی است. در ادامه، این بحثِ دقیقِ فلسفی به یک اصلِ مهمِ تربیتی و سلوکی پیوند میخورد: ضرورتِ ایجادِ وحدت و سنخیت میانِ سالک و حقایقِ هستی برای حصولِ معرفتِ حقیقی. استاد با نقدِ رفتارهای احساسی و ظاهربینانه، تأکید میکنند که معرفتِ واقعی، فراتر از تخیلات و ساختههای ذهنی است و تنها با نزدیک شدنِ حقیقی به حق و کنار گذاشتنِ حجابهای اعتباری حاصل میشود. در پایان، ایشان با اشاره به حوادثِ اخیر، بر لزومِ استقامت بر موازینِ حق و پرهیز از انحرافاتِ ناشی از احساساتگرایی تأکید کرده و ثباتِ نفس در برابرِ تقدیراتِ الهی را نشانهی کمالِ سالک میدانند.
کیفیت ابداع صور ذهنی توسط نفس
1درس سیصد و چهل و ششم
کیفیت اتصاف نفس به صور مدرکه و قیام این صور به نفس
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
نَعَم مَنِ استَنارَ قَلبهُ بِنورِ اللهِ و ذاقَ شیئاً مِن علومِ المَلکوتیین یُمکنهُ أن یَذهبَ إلى ما ذَهبنا إلیهِ حَسبما لوّحناکَ إلیهِ فی صِدرِ المَبحثِ أنَّ النَّفسَ بِالقیاسِ إلى مُدرکاتِها الخیالیةِ و الحِسیةِ أشبَهُ بِالفاعلِ المُبدع مِنها بِالمحلِّ القابِل.1
بحث راجع به کیفیت اتصاف نفس به صور مدرکه و اشیائى است که نفس، آنها را در وجود ذهنى خود تصور مىکند و اینکه قیام این صور به نفس به چه کیفیت است؟ آیا قیام حلولى است به این معنا که نفس، ظرف و محل براى حلول و بروز این صور است یااینکه قیام، قیام صدورى است یعنى نفس مبدع این صور است و به عبارت دیگر خالق صور است؟
اشکالاتى که بر مسئلۀ حلولى بودن و عروض وارد مىشود یکى این است که اگر این نفس محل براى عروض صور و حالّ صور حالّۀ در آن محیط خودش باشد بنابراین از آنجایى که این صور جوهریه، جوهر هستند و موجب تنوع و تشخص وجودِ حالِّ در خود هستند باید بگوییم که نفس باید در اینجا بهعنوان هیولا براى عروض این صور جوهریه باشد.
تعریف هیولا
هیولا عبارت از حالت تهیّؤ ماده است که بهواسطۀ عروض و حلول صور نوعیه به نوعى از انواع متبدل مىشود و از آن جنبۀ استعدادیت به جنبۀ فعلیت نوعیه متبدل مىشود. این را هیولا مىگویند. بناءًعلیٰهذا نفس مانند مادهاى مىماند که صور جوهریه در او حکم منبع و مشخص و معیّنِ نوعیتِ وجود خود آن صور نوعیه خواهند بود درحالىکه نفس، مجرد است و وجود امر مجرد، وجود بالفعل است و نمىتواند هیولا واقع بشود و هیولا در مورد مواد و جسمانیات است. این یکى از اشکالاتى است که بر حلول وارد مىشود.
اشکال دوم همان اشکالی است که امر واحد با حفظ جوهریت متبدل به عَرَض بشود و یااینکه دو مقولۀ متباین بالذات در تحت مقولۀ کیف که مقولۀ عرض هست داخل بشود که این اشکال هم قبلاً مطرح شد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 287.
