
تبیین حقیقت وجود ذهنی و جایگاه آن در نفس
بررسی تفاوت علم حضوری و حصولی در ادراک حقایق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون مسئله «وجود ذهنی» و کیفیت ادراک حقایق توسط نفس میپردازند. بحث با واکاوی دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی و صدرالمتألهین آغاز میشود و به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که آیا صور ذهنی، وجودی ضعیفتر از صور خارجی دارند یا از مرتبهای بالاتر برخوردارند. استاد با تفکیک میان دو جنبه «علمی» و «معلومی» صورت، توضیح میدهند که چگونه صورت ذهنی در حالت اتحاد با نفس، از یک تشخص و قدرت وجودی ویژه برخوردار میشود که میتواند در خارج اثرگذار باشد. در ادامه، تفاوت میان علم حصولی که برآمده از انتزاع و تجرید است با علم حضوری که ناشی از حضور صورت در نفس است، تشریح شده و به این شبهه پاسخ داده میشود که چگونه با وجود تفاوت در ادراکات شخصی، اشتراک در مفاهیم و انتقال مطالب ممکن میگردد.
تبیین حقیقت وجود ذهنی و جایگاه آن در نفس
4کیفیت کارهای عجیب صادره از مرتاضها
یااینکه مرتاضهایی که صورى را درنظر مىگیرند و بهواسطۀ آن صور عملى را در خارج انجام مىدهند این بهواسطۀ همان تجردی است که براى این صورت بهواسطۀ التصاق با نفس و بهواسطۀ وحدت با نفس پیش آمده است؛ منبابمثال قطار را نگه مىدارند، از طیران طائر جلوگیرى و ممانعت مىکنند، از حرکت یک سنگ جلوگیرى مىکنند [مثلاً] سنگ دارد از کوه پایین مىآید و او نگاه مىکند و سنگ را در همان نیمۀ راه و در وسط طریق متوقف مىکند. این صورت جزئی که الآن نسبت به او پیدا کرده این اقوائیت موجب شده که در ماده بتواند اثر بگذارد چون این مجرد هست. این منظور نظر اینهاست، نهاینکه نفس یک کلى را ادراک بکند و بهواسطۀ ادراک کلى آن صورت کلى از خارج اقویٰ باشد.
صرف ادراک یک کلى که عبارت از یک امر انتزاعى است موجب اقوائیت نیست! صرف اینکه من یک طبیعت کلیۀ مبهمه و مجملهاى را ادراک بکنم که این موجب اقوائیت از وجود خارج نیست! قابل صدق بودنش به معناى قابل صدق مفهومى است نه قابل صدق سعى و خارجى! بنابراین باید در اینجا بین این دو مسئله امتیاز قائل شد. آن افرادى که قائل هستند بر اینکه این صورت ذهنى اضعف از صورت خارجى است بهواسطۀ این است که آن جنبۀ اعتبارى دارد یعنى نفس آن صورت بدون ملاحظۀ التصاق با نفس، آن کسانى که مىگویند: صورت ذهنى وجوداً از صورت خارجى اقواست، صورت است در حال التصاق با نفس و وحدت با نفس که جنبۀ کیف نفس را دارد.
صورت دارای دو جنبۀ علمی و معلومی
تلمیذ: مگر مىشود که صورت را از نفس جدا بدانیم؟!
استاد: ببینید همانطوریکه قبلاً گفتیم، صورت دو جنبه دارد: یک جنبۀ علمى دارد یک جنبۀ معلومى؛ در جنبۀ علمى نفس آن صورت را بدون ملاحظه با نفس درنظر مىگیریم یعنى اگر بگویند که آن صورتى را که در نفس هست را روى کاغذ بیاور، من آن چیزى را که روى کاغذ مىآورم همان صورت ذهنى مىشود لذا مىگوییم که این همان است و آن این است؛ این وحدتى که بین صورت خارجى و صورت ذهنى برقرار مىشود جنبۀ التصاق با نفسش مدّنظر قرار نگرفته که الآن کیف براى نفس است بلکه نفس این صورت را درنظر مىگیریم. اگر به همۀ شما بگویند که الآن آنچه را که من در این مدت یک ربع، بیست دقیقه گفتم را بیایید مطرح بکنید هر کسى بیاید آنچه را که شنیده بنویسد، وقتى که به همه نگاه مىکنیم مىبینیم همه تقریباً یک مفهومى را روى کاغذ آوردهاند، اسم آن را صورتى که به نفس ملتصق نیست مىگذاریم. اما آن صورتى که به نفس ملتصق است که روى کاغذ آورده نمىشود، آن به نفس مربوط است و خودتان نمىتوانید آن را بیرون بیاورید چون یک مسئلۀ شخصیه هست و مسئلۀ شخصیۀ هر کسی براى خودش است و آنچه را که الآن شما از مطالب من مىفهمید آن مربوط به شماست و ارتباطى به ایشان ندارد. آنهم که ایشان مىفهمند مربوط به ایشان است. در عین اینکه اگر بخواهید تقریر کنید هردو یک مطلب را تقریر مىکنید.
