
تبیین حقیقت وجود ذهنی و جایگاه آن در نفس
بررسی تفاوت علم حضوری و حصولی در ادراک حقایق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون مسئله «وجود ذهنی» و کیفیت ادراک حقایق توسط نفس میپردازند. بحث با واکاوی دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی و صدرالمتألهین آغاز میشود و به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که آیا صور ذهنی، وجودی ضعیفتر از صور خارجی دارند یا از مرتبهای بالاتر برخوردارند. استاد با تفکیک میان دو جنبه «علمی» و «معلومی» صورت، توضیح میدهند که چگونه صورت ذهنی در حالت اتحاد با نفس، از یک تشخص و قدرت وجودی ویژه برخوردار میشود که میتواند در خارج اثرگذار باشد. در ادامه، تفاوت میان علم حصولی که برآمده از انتزاع و تجرید است با علم حضوری که ناشی از حضور صورت در نفس است، تشریح شده و به این شبهه پاسخ داده میشود که چگونه با وجود تفاوت در ادراکات شخصی، اشتراک در مفاهیم و انتقال مطالب ممکن میگردد.
تبیین حقیقت وجود ذهنی و جایگاه آن در نفس
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون مسئله «وجود ذهنی» و کیفیت ادراک حقایق توسط نفس میپردازند. بحث با واکاوی دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی و صدرالمتألهین آغاز میشود و به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که آیا صور ذهنی، وجودی ضعیفتر از صور خارجی دارند یا از مرتبهای بالاتر برخوردارند. استاد با تفکیک میان دو جنبه «علمی» و «معلومی» صورت، توضیح میدهند که چگونه صورت ذهنی در حالت اتحاد با نفس، از یک تشخص و قدرت وجودی ویژه برخوردار میشود که میتواند در خارج اثرگذار باشد. در ادامه، تفاوت میان علم حصولی که برآمده از انتزاع و تجرید است با علم حضوری که ناشی از حضور صورت در نفس است، تشریح شده و به این شبهه پاسخ داده میشود که چگونه با وجود تفاوت در ادراکات شخصی، اشتراک در مفاهیم و انتقال مطالب ممکن میگردد.
تبیین حقیقت وجود ذهنی و جایگاه آن در نفس
8من یک وقت در مجلس آقا بودم دیدم یکى کنار من نشسته است و دارد مىنویسد، خودم آنجا دیدم دارد اشتباه مىنویسد! یعنى چون مشغول نوشتن بود دقیقاً حواسش به ایشان نبود! گفتم که آقا اینجا اشتباه است این را بعداً نروى براى کسى بگویى! الآن ایشان این را گفتند! خب بعداً هم مىگوید که نه این را آقا گفتند و بعد هم نقل مىشود! خلافِ خلاف [نقل میشود]. التفات کردید؟! خب یک کسى یک طور دیگر میفهمد.
مرحوم آقا یک قضیهای را در عصر جمعه نقل کردند، بعد من یادم هست که همانجا بودم وقتى که ایشان رفتند وضو بگیرند یکى گفت: دیدى آقا جنگ را تأیید کردند؟! اصلاً کجاى این صحبت ایشان این بود؟! من که پسر ایشان بودم نفهمیدم کجاى حرف ایشان این بود! اما چون او در عالم تخیلات خودش هست از نحوۀ صحبت و بیان، کلماتى که گاهى داراى پس و پیشها است و [میشود موجب] تغییر باشد بر همان نحوۀ ذهنیت خودش حمل مىکند و اگر توجه کرده باشید در صحبتها بهجاى فهمیدن فقط دنبال این است که آنچه موافق با او است را بگیرد نهاینکه آنچه را که هست کنار بگذارد و بعد واقعش را بگیرد!
همۀ ما مبتلا به این مسئله هستیم منتها کموزیاد دارد و در این قضیه تفاوت مىکند. این ادراک، ادراک هر کسى است و برای خودش است لذا مىگوییم که آقا این را شما فهمیدید ما نفهمیدیم شما هم به او مىگویید که نه آقا این را شما فهمیدید ما نفهمیدیم! چرا؟! چون ادراک برای خودش است. اما صحبت در این است که اگر حالا ما این ادراک را روى کاغذ آوردیم و نوشتیم و همه هم یک اندازه بود ـ فرض این است که همه یک اندازه است ـ درحالىکه ادراک هر کسى مخصوص به خودش است، پس چرا در اینجا مابهالاِشتراک بهوجود آمد؟! این بهخاطر این است که آن چیزی که تحقق پیدا کرده دو مسئله است؛ یک مسئله خود آن جنبۀ ادراک شخصى است که آن قابل انتقال نیست و روى کاغذ هم نمىآید. من الآن ادراک خودم را چطور روى کاغذ بیاورم؟! روى کاغذ نمىآید، خودم را که نمىتوانم روی کاغذ ببرم بلکه ذهنیت خودم را روى کاغذ مىآورم اما آن را که فهمیدم و الآن به علم حضورى واجدش هستم و احساس مىکنم که من فرق کردم ...، شما که الآن در اینجا آمدید یک احساسى برایتان پیدا شده که از نیم ساعت قبل فرق کردید یا نه، آن فرقتان را مىتوانید روى کاغذ بیاورید؟! نمىتوانید روى کاغذ بیاورید، آن براى خودتان است و هر کسى براى خودش است. شما آن نمازى که مىخوانید و با حضور قلب انبساط پیدا مىکنید آن حالت خودتان را مىتوانید روى کاغذ بیاورید؟! آن را نمىتوانید بیاورید و آن حالت براى خودتان است ولى مىتوانید روى کاغذ بنویسید براى من چنین حالى در نماز پیدا شد. این را مىتوانید بنویسید. پس دو جنبه الآن در اینجا واقع شده است؛ یک جنبه، جنبهای است که با نفس شما متحد است که او قابل انتقال نیست ...
