اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین ربط حادث و قدیم در حکمت مشاء

تحلیل ابداع صور ذهنی توسط نفس و نقد نظریه حلول

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه ارتباط میان موجودات حادث و قدیم می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه حکمت مشاء در باب ربط این دو آغاز شده و با نقد نظریه «حلول» در مجردات ادامه می‌یابد. ایشان با تفکیک میان ظرفیت‌های مکان‌ی و رتبی، توضیح می‌دهند که چگونه نفس انسانی به جای پذیرش صور از خارج، خود به ابداع آن‌ها می‌پردازد. در ادامه، با نقد اشکالات مطرح شده توسط فاضل قوشچی، به تبیین این حقیقت می‌پردازند که صور ذهنی، ظهورات و بروزات نفس هستند و نه موجوداتی مستقل که در نفس حلول کرده باشند. در نهایت، با تأکید بر اهمیت تربیت نفس و تصحیح افکار، این نتیجه حاصل می‌شود که ادراک صحیح هستی، نیازمند استناره قلب به نور ملکوت است تا انسان بتواند حقایق را آن‌گونه که هستند، مشاهده و درک کند.

تبیین ربط حادث و قدیم در حکمت مشاء

4
  • بناءًعلیٰ‌هذا ترجیح اینکه احدهما ظرف باشد و دیگری مظروف باشد ترجیح بلامرجح خواهد بود. بله، افرادى که به فرمایش ایشان قلب آنها به نور ملکوت استناره پیدا کرده است در مقام مکاشفه مشاهده مى‌کنند که چگونه نفس ابداع مى‌کند و از خود به‌وجود مى‌آورد و آنچه را که در ضمیر خود منطوى است و آنچه را که در باطن خود دارد به منصۀ بروز و ظهور مى‌رساند نه‌اینکه از جاى دیگر صورتى بر او القا بشود و نه‌اینکه از یک عالم دیگر یک معنا بر او القا بشود. در واقع مى‌توانیم دو تعبیر در اینجا بیاوریم که هردو حکایت از یک معنا و یک حقیقت و نفس‌الأمر مى‌کند؛ تعبیر اول اینکه آنچه را که براى نفس ظهور پیدا مى‌کند از علوم، معارف، اعتقادات و صور عقلانیه تمام اینها بروزات و ظهوراتى است که در وجود خودش‌ است و به منصۀ بروز و ظهور درمى‌آید. این فکرى که الآن براى من پیدا شده است، در نفس من وجود داشته و منطوى بوده است و من این فکر را الآن به مرتبۀ بروز و ظهور نفسانى درآورده‌ام. اینکه الآن دارید این صور را ادراک مى‌کنید، تمام این صور در نفس شما منطوى و برنامه‌ریزى شده بوده، این برنامه‌ریزى براى همۀ افکار و تخیلات و براى همۀ آنچه که در مقام فعلیت...

  • البته مرحوم آخوند این مطالب را ندارند و ما الآن داریم از طریق بحث خارج مى‌شویم. آنچه که ایشان مى‌فرمایند در مقام بروز و ظهور است که تا این مقدار جلو مى‌آیند و بیش از این مطلب را نمى‌گویند. حالا ما قضیه را اضافه مى‌کنیم و جلو مى‌رویم. آنچه از افکار که براى ما بروز و ظهور پیدا مى‌کند اینها آن چیزهایى است که در نفس هست و یک قضیۀ واحد است. دو نفر این قضیۀ واحد را مى‌بینند؛ یکى نگاه مى‌کند و از این مسئله تصور سوء مى‌کند و بروز و ظهور و امر سیّئه از اوست و دیگرى نگاه مى‌کند و تصور حسن مى‌کند و بروز و ظهور امر حَسن از اوست. یک گل است، یکى نگاه به گل مى‌کند و مى‌گوید: چرا این گل در منزل من نیست؟ تصور سوء و بروز و ظهور نفسانى سوء از او مى‌آید اما یکى نگاه به این گل مى‌کند و مى‌گوید: به‌به! چه خوب که این گل در منزل رفیق من هست! تصور حُسن از او به‌وجود مى‌آید درحالى‌که قضیه و واقعیت یکى است اما آنچه که در ضمیر هر کسى هست همان بروز و ظهور پیدا مى‌کند؛ «از کوزه همان برون تراود که در اوست»1 منتها سلسلۀ علیت از نقطه‌نظر مقام بروز و ظهور که ملائکه واسطه و مدبرات براى ابراز و اظهار این مسئله هستند نفس را در مقام ابراز و اظهار کمک و مساعدت مى‌کنند. این مساعدت بنا بر مسلک آخوند به تعبیرى جنبۀ ابداع دارد و همین مساعدت بنا بر مسلک حکماى مشاء به تعبیرى جنبۀ حلول دارد و همین مساعدت بنا بر مسلک اهل عرفان جنبۀ بروز و ظهور دارد که اینها خودِ مقام اظهار و ابراز را همان منطویات نفس مى‌دانند و در اینجاست که‌ مسئلۀ تربیت مسئلۀ خیلى مهمى است که چگونه انسان مى‌تواند خود را تربیت کند، افکار خود را تصحیح کند، خود را آزمایش و اختبار و امتحان کند و مى‌تواند خود را درقبال واقع شدن مسائل مختلف بیازماید. من‌باب‌مثال وقتی با یک قضیه‌اى مواجه مى‌شود ببیند درقبال این قضیه چه خاطره‌اى بر او عارض مى‌شود و چه تصورى بر او مى‌آید؟ آن تصور را اگر اصلاح نشده باشد اصلاح کند و آن خاطره را اصلاح کند که اصلاح هم به‌دست ما است. منظور از اینکه به‌دست ما است نه‌اینکه به‌دست خدا نیست بلکه منظور این است که افرادى که در مقام بربیایند، همین اصلاح هم جزو بروزات و ظهورات نفس است که مى‌آید خود را عوض مى‌کند و تغییر مى‌کند و بعد از مدتى انسان احساس مى‌کند دیگر آن صور قبیحه و وقیحۀ قبل براى او عارض نمى‌شود و تصورات او نسبت به مسائل و حوادث فرق کرده است و نظرش نسبت به وجود و هستى‌شناسى و آنچه که در جوانب او مى‌گذرد با سابق متفاوت شده است. حُسن به‌جاى سیّء قرار گرفته است، عقل به‌جاى شیطان واقع شده است، جنود رحمان به‌جاى جنود ابالسه قرار گرفته‌اند و این مسئله به امداد از ملکوت است.

    1. دیوان اشعار شیخ بهایی، رباعیات، رباعی ۱۹:
      حال متکلم از کلامش پیداست***از کوزه همان برون تراود که در اوست