
اتحاد نفس با صور علمی و معقولات
نقد دیدگاه فاضل قوشچی درباره کیفیت تحقق صورت در ذهن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه فاضل قوشچی پیرامون کیفیت تحقق صور علمی در وعاء ذهن میپردازند. بحث با تبیین جایگاه علم، عالم و معلوم در حکمت مشاء آغاز میشود و این حقیقت مورد تأکید قرار میگیرد که هر امر مجردی که استقلال ذاتی داشته باشد، عالم به ذات خویش است. در ادامه، استاد با استناد به مبانی عقلی، این پرسش را مطرح میکنند که آیا نفس انسانی میتواند خالق و فاعلِ صور معقوله باشد یا خیر. ایشان با ردِ دیدگاهِ فاعلیتِ نفس در ایجاد صور، به تبیین نقش «عقل فعال» در القای صور به نفس و فرآیند اتحاد نفس با معلوم میپردازند. در پایان، آثار تربیتی این اتحاد، از جمله تنزل نفس در اثر معاشرت با امور مبتذل و ارتقای آن در اثر انس با کلام معصومین و اولیاء الهی، به عنوان راهکاری برای آزمایش و تکامل نفس تبیین میشود.
اتحاد نفس با صور علمی و معقولات
5اشکال دیگرى که وارد مىشود این است که روى این حساب لازم مىآید که آن معلوم ما در عین واحد هم کلى باشد و هم جزئى باشد؛ اینکه کلى باشد بهخاطر اینکه شما وقتى که تصور یک طبیعت کلى را مىکنید و آن طبیعت کلى جداى از آن نفس هست، بنابراین قابل صدق بر کثیرین است. وقتى که شما طبیعت غنم یا طبیعت انسان را تصور مىکنید، قابل [صدق] بر زید، عمرو، بکر و خالد است. و از آنطرف یک دلیل دیگرى داریم: کلُّ شىءٍ یوجَدُ فى الخارج فَهو متَشخِّصٌ و لابدَّ أن یکون جزئیاً. پس این شیئی که الآن در نفس هست، شىءٌ فى الخارج أم لا؟! بله شیئی در خارج هست منتها نه خارج در مکان خارجى بلکه خارجىای که در نفس هست، و الشىءُ ما لَم یَتشخَّص لم یوجَد و التشخِّص هو الجزئى، بنابراین نتیجه مىگیریم که این شیئی که الآن در نفس هست جزئى است درحالیکه شما گفتید: کلى و قابل صدق بر کثیرین است. این دو دلیل که در اینجا اشکال وحدت کلى و جزئى هم باقى مىماند. اشکالات دیگر هم هست.
أنّه قد تَقَرَّرَ عندهم وَ سَنَتلو عَلیک إن شاء الله تعالى أنَّ کلَّ صورةٍ مجردةٍ قائمةٍ بِذاتِها فإنَّها علمٌ و عالمةٌ بِذاتها و معلومةٌ لِذاتها.1
هر صورت مجردهاى که این صورت مجرده قائم به ذاتش است اینهم علم است و هم عالم به ذاتش است و هم معلوم براى ذات خودش است.
منظور از صورت در اینجا واضح است که شکل نیست و مقصود از صورت حقیقتى است که هویت خارجى دارد و آن هویت خارجى و حقیقت او عبارت از تحقق همان است، به آن صورت گفته مىشود و طبعاً این صورت باید مجرد باشد.
و بنوا على ذلک إثبات علم الله تعالى بِذاتِه و عِلمِ الملائکةِ الروحانیین بِذواتهم.
علم بارى تعالى به ذات خودش و علم ملائکه به ذاتشان، همۀ اینها را بر این اثبات کردند چون این ملائکه حقایق و صور مجرده هستند و چون صور مجرده هستند باید عالم به ذات خودشان باشند و جهل در آنها راه ندارد! همینطور اثبات علم که از صفات بارى تعالى است از همین باب ثابت مىشود.
- . همان، ص 283.
