اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اتحاد نفس با صور علمی و معقولات

نقد دیدگاه فاضل قوشچی درباره کیفیت تحقق صورت در ذهن

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه فاضل قوشچی پیرامون کیفیت تحقق صور علمی در وعاء ذهن می‌پردازند. بحث با تبیین جایگاه علم، عالم و معلوم در حکمت مشاء آغاز می‌شود و این حقیقت مورد تأکید قرار می‌گیرد که هر امر مجردی که استقلال ذاتی داشته باشد، عالم به ذات خویش است. در ادامه، استاد با استناد به مبانی عقلی، این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا نفس انسانی می‌تواند خالق و فاعلِ صور معقوله باشد یا خیر. ایشان با ردِ دیدگاهِ فاعلیتِ نفس در ایجاد صور، به تبیین نقش «عقل فعال» در القای صور به نفس و فرآیند اتحاد نفس با معلوم می‌پردازند. در پایان، آثار تربیتی این اتحاد، از جمله تنزل نفس در اثر معاشرت با امور مبتذل و ارتقای آن در اثر انس با کلام معصومین و اولیاء الهی، به عنوان راهکاری برای آزمایش و تکامل نفس تبیین می‌شود.

اتحاد نفس با صور علمی و معقولات

4
  • بنابراین [از] این جهت نفس یا جنبۀ فاعلى دارد یعنى علت فاعلى براى این است که در اینجا اشکال پیش مى‌آید که چطور ممکن است نفس که جنبۀ بالقوه دارد خودش موجب یک امر و صورت بالفعل باشد؟! یااینکه نفس علت غایى است که در اینجا هم اشکال پیش مى‌آید زیرا غایت مهم‌تر از مغیّا است، علت غایى مهم‌تر از نفس ذى‌العله است! وقتى که آن غایت به‌عنوان اشرفیت مقدم باشد بنابراین در اینجا نفس باید از آن صورتى که می‌خواهد آن صورت را به‌وجود بیاورد اشرف باشد! اگر بخواهد از آن اشرف باشد پس چرا دیگر آن را به‌وجود می‌آورد؟! نفس آن صور را براى فعلیت و کمال خودش به‌وجود مى‌آورد حالا اگر خود نفس نسبت به آن صورت جنبۀ فعلیت داشت دیگر دراین‌صورت تحقق آن صورت لغو خواهد بود.

  • مثل اینکه شما بروید براى کمالتان علم یاد بگیرید یعنى این علمى که الآن در این کتاب هست موجب کمال است حالا اگر شما قبل از اینکه این را بخوانید خودتان نسبت به این مسائل عالم بودید، دیگر چرا کتاب را باز مى‌کنید؟! دیگر چرا باید درس بخوانید؟! خودتان عالم هستید دیگر. این جنبۀ اشرفیت اقتضاء مى‌کند که آن صورت، مادون باشد و اشرف همیشه ناظر به مادون باشد، نه آن دیگری، و این صورتِ معلولیت که موجب کمال نفس است دلیل بر این مى‌شود که این صورت غایت براى نفس می‌شود نه‌اینکه نفس علت غایى براى آن باشد! علت مادى هم ندارد به‌خاطر اینکه نفس مجرد است.

  • پس به هیچ‌کدام از این علل نمى‌شود [مربوط] باشد. اگر شما بگویید: علت قابلى است یعنى قابل این صور است و قبول مى‌کند، دیگر شناعت قبول این صور خودش از همه بدتر خواهد شد به‌خاطر اینکه این ظرفیت در جنبۀ قبول خوابیده است یعنى یک شىء باید براى دیگرى ظرف باشد که بتواند او را قبول کند. خب اگر قرار باشد که خودش مستقل باشد و نفس هم که مستقل است چرا او ظرف براى این باشد؟! [خب] این ظرف براى او باشد! چرا نفس ظرف براى این صورت باشد؟! صورت، ظرف براى نفس باشد! چون هرکدام از اینها مستقل از یکدیگر هستند. بنابراین مى‌شود از اینجا استفاده کرد که اولاً این صورتى که در ذهن هست نمى‌تواند به‌عنوان یک امر مستقل جداى از ذهن باشد و دوم اینکه نمى‌تواند به‌عنوان حالّ باشد یعنى در این ذهن قرار گرفته باشد. بله! نفس به‌عنوان کیف ایجاب آن صورت را مى‌کند و به او التصاق دارد نه‌اینکه یک امر جداى از اوست.