
اتحاد نفس با صور علمی و معقولات
نقد دیدگاه فاضل قوشچی درباره کیفیت تحقق صورت در ذهن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه فاضل قوشچی پیرامون کیفیت تحقق صور علمی در وعاء ذهن میپردازند. بحث با تبیین جایگاه علم، عالم و معلوم در حکمت مشاء آغاز میشود و این حقیقت مورد تأکید قرار میگیرد که هر امر مجردی که استقلال ذاتی داشته باشد، عالم به ذات خویش است. در ادامه، استاد با استناد به مبانی عقلی، این پرسش را مطرح میکنند که آیا نفس انسانی میتواند خالق و فاعلِ صور معقوله باشد یا خیر. ایشان با ردِ دیدگاهِ فاعلیتِ نفس در ایجاد صور، به تبیین نقش «عقل فعال» در القای صور به نفس و فرآیند اتحاد نفس با معلوم میپردازند. در پایان، آثار تربیتی این اتحاد، از جمله تنزل نفس در اثر معاشرت با امور مبتذل و ارتقای آن در اثر انس با کلام معصومین و اولیاء الهی، به عنوان راهکاری برای آزمایش و تکامل نفس تبیین میشود.
اتحاد نفس با صور علمی و معقولات
1درس سیصد و چهل و سوم
بررسی کلام فاضل قوشچى دربارۀ کیفیت تحقق صورت در وعاء ذهن
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
أنّه قد تَقَرَّرَ عندهم وَ سَنَتلو عَلیک إن شاء الله تعالى أنَّ کلَّ صورةٍ مجردةٍ قائمةٍ بِذاتِها فإنَّها علمٌ و عالمةٌ بِذاتها و معلومةٌ لِذاتها.1
بحث راجع به کلام فاضل قوشچى دربارۀ کیفیت تحقق صورت در وعاء ذهن بود که تحقق آن به دو امر و در دو مرتبه بود؛ مرتبۀ اول، مرتبۀ کلیت و معلومیت و مرتبۀ دوم، مرتبۀ جزئیت و تعلق به نفس.
اشکالى که مرحوم آخوند وارد کردهاند این بود که اگر به صرف تغایر دو امر، دو حقیقت مختلف در خارج تحقق پیدا مىکند، این خلاف وجدان است و اگر به معناى دو اعتبار است، اعتبار به اعتبار معتبِر است و دلالت بر تعدد دو امر در خارج نمىکند و اشکال به حال خود باقى است یعنى اشکال تبدل جوهر به کیف و اندراج جوهر در تحت مقولۀ کیف به حال خودش باقى است و تفاوتى در این زمینه ندارد.
تعریف علم و عالم و معلوم
مسئلهای که مرحوم آخوند در ذیل این قضیه مطرح مىکنند، یک مسئلۀ بسیار مهم و بلندمرتبهای است و او این است که هر چیز مجردى که جنبۀ معلومیت و استقلال ذاتى داشته باشد یعنى فعلیت آن فعلیت بالذات باشد لا بالغیر، آن امر مجرد و معلوم باید هم علم باشد و هم عالم باشد و هم معلوم یعنى هر صورت معلومهاى که بالذات و بالفعل استقلال داشته باشد یعنى قائم به ذات باشد، عالم به وجود و حضور و حیثیت خود است. بنابراین آن حیثیت و وجود خود، به علم حضورى براى او معلوم مىشود و همان تعلق معلوم به عالِم و کیفیت ربط بین آن معلوم و عالم عبارت از علم است، پس علم همان حیثیت انتسابیه است. معلوم عبارت از همان شىء مدرَک و مظهَر عند العالم است. عالم هم عبارت از همان جنبۀ فاعلى است که خودش را ادراک مىکند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 283.
