اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل اتحاد جوهر و عرض در علم حصولی

بررسی دیدگاه فاضل قوشچی و نقد آن در فلسفه اسلامی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از چالش‌های مهم در مبحث علم حصولی، یعنی مسئله اتحاد جوهر و عرض و همچنین کلیت و جزئیت در ذهن می‌پردازند. بحث با طرح دیدگاه فاضل قوشچی آغاز می‌شود که برای دفع اشکالِ اتحادِ جوهریت و عرضیت، قائل به وجود دو امر متمایز در ذهن است؛ یکی به عنوان معلومِ کلی که در ذهن حاصل شده و دیگری به عنوان عرضی که قائم به نفس است. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، به نقد این دیدگاه پرداخته و استدلال می‌کنند که چنین تفکیکی با وجدان و بداهت عقلی سازگار نیست. ایشان ضمن تبیین تفاوت میان اعتبار و واقعیت، توضیح می‌دهند که چگونه می‌توان کلیت و جزئیت را در علم حصولی حل کرد، اما اشکالِ اتحاد جوهر و عرض همچنان به قوت خود باقی می‌ماند. این جلسه در نهایت با تأکید بر لزوم پرهیز از احداث مذاهب بی‌دلیل در فلسفه به پایان می‌رسد.

تحلیل اتحاد جوهر و عرض در علم حصولی

2
  • اعتراض مرحوم آخوند به کلام فاضل قوشچى

  • مرحوم آخوند نسبت به کلام فاضل قوشچى اعتراض دارند و مى‌فرمایند: اصلاً این مسئله خلاف بدیهت و خلاف وجدان است که ما احساس کنیم دو چیز در ذهن پیدا مى‌شود. نه! آنچه که در ذهن هست فقط یک چیز است. بله، اگر از نقطه‌نظر اعتبار مى‌خواهید تغایر را بفرمایید، این مسئله درست است. از نظر اعتبار، اعتباراً آنچه را که تصور مى‌کنیم به حمل اوّلىِ ذاتى ـ همان‌طور که قبلاً صحبتش مفصل گذشت ـ عبارت از نفس ماهیتى است که حالّ بر نفس است و به حمل شایع صناعى آنچه را که تصور مى‌کنیم عین تعلق نفس به معلوم است و عین ربط نفس با آن معلوم بالذات است که آن معلوم بالذات حاکى از آن معلوم بالعرض خارجى است و این تعلق نفس عبارت از علم است.

  • خب در اینجا مسئلۀ کلیت و جزئیت حل مى‌شود اما آنچه که در اینجا باقى مى‌ماند مسئلۀ اتحاد جوهر و عرض است، زیرا جوهر و عرض دو امر اعتبارى نیستند بلکه دو امر تکوینى و واقعى هستند. اگر آنچه که در ذهن تصور مى‌شود واقعاً دوتا هست، این خلاف وجدان و آنچه را که ما مى‌فهمیم است و اگر جنبه، جنبۀ اعتبارى دارد پس یا باید شما بگویید که آنچه که در نفس هست واحد است و او به نفس قائم است، جوهر است بنابراین چگونه مى‌تواند با عرضیت و کیفیت توافق داشته باشد؟ و اگر عرض است چگونه جوهر تبدیل به عرض مى‌شود؟ و این اشکال قطعاً باقى مى‌ماند! این کلام، کلام فاضل قوشچى است. البته بعضى از مقررین آمده‌اند از طرف فاضل قوشچى جواب بدهند که جوابشان ناتمام است و اشکال مرحوم آخوند در اینجا وارد است. بعد وارد عِلمِ الله مى‌شوند که خیال مى‌کنم براى وقت دیگر بگذاریم.

  • قالَ بَعضُ أهلِ الکَلام فی دَفعِ الإشکالِ المَذکور.

  • و هوَ کونُ شَی‌ءٍ واحدٍ جوهراً و عَرضاً کُلیاً و جُزئیاً عِلماً و مَعلوما.