اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل اتحاد جوهر و عرض در علم حصولی

بررسی دیدگاه فاضل قوشچی و نقد آن در فلسفه اسلامی

14٬011
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از چالش‌های مهم در مبحث علم حصولی، یعنی مسئله اتحاد جوهر و عرض و همچنین کلیت و جزئیت در ذهن می‌پردازند. بحث با طرح دیدگاه فاضل قوشچی آغاز می‌شود که برای دفع اشکالِ اتحادِ جوهریت و عرضیت، قائل به وجود دو امر متمایز در ذهن است؛ یکی به عنوان معلومِ کلی که در ذهن حاصل شده و دیگری به عنوان عرضی که قائم به نفس است. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، به نقد این دیدگاه پرداخته و استدلال می‌کنند که چنین تفکیکی با وجدان و بداهت عقلی سازگار نیست. ایشان ضمن تبیین تفاوت میان اعتبار و واقعیت، توضیح می‌دهند که چگونه می‌توان کلیت و جزئیت را در علم حصولی حل کرد، اما اشکالِ اتحاد جوهر و عرض همچنان به قوت خود باقی می‌ماند. این جلسه در نهایت با تأکید بر لزوم پرهیز از احداث مذاهب بی‌دلیل در فلسفه به پایان می‌رسد.

تحلیل اتحاد جوهر و عرض در علم حصولی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از چالش‌های مهم در مبحث علم حصولی، یعنی مسئله اتحاد جوهر و عرض و همچنین کلیت و جزئیت در ذهن می‌پردازند. بحث با طرح دیدگاه فاضل قوشچی آغاز می‌شود که برای دفع اشکالِ اتحادِ جوهریت و عرضیت، قائل به وجود دو امر متمایز در ذهن است؛ یکی به عنوان معلومِ کلی که در ذهن حاصل شده و دیگری به عنوان عرضی که قائم به نفس است. در ادامه، استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، به نقد این دیدگاه پرداخته و استدلال می‌کنند که چنین تفکیکی با وجدان و بداهت عقلی سازگار نیست. ایشان ضمن تبیین تفاوت میان اعتبار و واقعیت، توضیح می‌دهند که چگونه می‌توان کلیت و جزئیت را در علم حصولی حل کرد، اما اشکالِ اتحاد جوهر و عرض همچنان به قوت خود باقی می‌ماند. این جلسه در نهایت با تأکید بر لزوم پرهیز از احداث مذاهب بی‌دلیل در فلسفه به پایان می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل اتحاد جوهر و عرض در علم حصولی

4
  • إنَّما الإشکال مِن جَهةِ کونَ شی‌ءٍ واحِد جوهراً و عرضاً أو علماً و معلوماً أو کلیاً و جزئیاً.

  • [اشکال این است که] یک شىء هم جوهر باشد و در عین جوهریت عرض باشد. علم باشد و در عین اتصافِ نفس، همان معلوم بالذات باشد. کلى باشد و درعین‌حال جزئی و مصداق براى وجود ذهنى باشد. جوابى که ایشان مى‌فرمایند این است:

  • نَقول إن أرادَ أنَّ هُناکَ أمرَین مُتغایرَین بِالإعتبارِ موافقاً لِما ذَهبَ إلیهِ الحُکماء و المُحققون فَلا یَفی إلاّ بِدفعِ إشکالِ کونِ شی‌ءٍ واحدٍ علماً و معلوماً و کونُه کُلیاً و جُزئیاً.1

  • اگر مقصود ایشان از دو امر این است که دو امر بالاِعتبار متغایر هستند اما بالذات واحد هستند که دراین‌صورت با مذهب حکما و محققون وفق پیدا مى‌کند. آن مقدار که این جواب، توان و قدرت دارد پاسخ بدهد فقط از اتحاد کلى و جزئى بودن معلوم مى‌تواند پاسخ بدهد که بله، یک شىء در عین اینکه کلى است یعنى همان شیئی است که بر ذهن حاصل مى‌شود و قابل انطباق بر کثیرین است اما از جهت اینکه یک حصّۀ خاص وجود ذهنى را دارد جزئى است لذا آنچه را که ادراک مى‌کنید ـ همین‌که الآن دارم مى‌گویم و تک‌تک شما ادراک مى‌کنید ـ همۀ اینها جزئى است چون هرکدام از شما ادراک خاص به خود را دارد که به دیگرى ارتباطى ندارد و این لا نَعنی مِن جزئیته إلاّ هذا که نتواند قابل صدق بر کثیرین بشود گرچه همان معنایى را که شما ادراک مى‌کنید مانند همان معنایی است که دیگرى ادراک کرده است و مانند همان معنایى است که شخص ثالث ادراک کرده است. حتى اگر یک میلیون نفر پاى صحبت انسان بنشینند و انسان یک مطلبى را بگوید، آنچه را که یک شخص از این یک میلیون نفر ادراک مى‌کند قابل صدق بر جمیع مدرکات افراد دیگر از نظر مفهومى است اما از نظر حصّۀ وجودى این‌طور نیست و هر چیزى را که شخص ادراک مى‌کند برای خود اوست و هیچ ارتباطى با دیگرى ندارد چون وجود قابل سرایت به مصادیق متعدد نیست. در اینجا وجود منبسط [منظور نیست بلکه] همان وجود حصّۀ وجودى خاص [مدّنظر است]. آن حصّۀ وجودى خاص براى هر شخصى مختص به خود او خواهد بود.

    1. . همان، ص 282 و 283.
/ 380