اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی جایگاه فصول جواهر در مقولات

تحلیل نسبت میان جوهر، عرض و فصول ماهوی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مسائل دقیق فلسفی پیرامون جایگاه «فصل» در مقولات عشر می‌پردازند. بحث با طرح اشکالی از مرحوم بوعلی سینا آغاز می‌شود که برای پرهیز از تسلسل در تعریف جوهر، قائل به خروج فصول جواهر از تحت مقولات شده است. در ادامه، این دیدگاه و پاسخ‌های مرحوم آخوند ملاصدرا مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. محور اصلی این گفت‌وگو، تبیین نحوه وجودی فصل و نسبت آن با جنس در اعیان خارجی و عالم مجردات است. استاد با تفکیک میان عالم ماده که نیازمند ترکیب جنس و فصل است و عالم مجردات که در آن مرتبه وجودی، عین فصلیت است، به رفع شبهه اتحاد جوهر و عرض در یک وجود واحد می‌پردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که جوهریت به معنای ماهیتِ مستقل، بر مبدعات و مجردات نیز صادق است، هرچند ساختار وجودی آن‌ها با مرکبات عالم ماده متفاوت است.

بررسی جایگاه فصول جواهر در مقولات

5
  • قُلتُ لا یَلزم مِن عدمِ اندراجِ فُصولِ الأنواعِ الجوهریةِ تَحتَ مَقولةِ الجوهرِ لِذاتِها اندراجُها تَحتَ مَقولةٍ أخرىٰ حَتى یَصدقُ عَلیها مَفهومُ العَرضِ لِکونهِ عرضاً عاماً لازماً لِلمقولاتِ العَرضیةِ إذ لا مانع‌َ بِحسبِ العقلِ و النقل ِمِن عَدمِ وقوعِ الحقائقِ البَسیطة التی لا جِنسَ لَها و لا فَصل.1

  • اینکه مى‌گوییم که فصول انواع جواهر در تحت‌ مقولۀ جوهر ذاتاً مندرج نیست ایجاب نمى‌کند که حتماً باید داخل در تحت مقولۀ عرض باشد تااینکه مفهوم عرض بر آن صدق کند. چون این عرض یک عرض عامى است که به همۀ مقولات عرضیه صدق مى‌کند. هر عرضى را از نقطه‌نظر عروض، عرض مى‌گویند. از این نقطه‌نظر به مقولۀ فصل هم در اینجا عرض بگویند، مانعى نیست هم به‌حسب عقل و هم به حسب نقل آنچه که بزرگان فرمودند که مربوط به مبدعات و مجردات و اینها باشد. آنچه را که نقل شده است و عقل هم اقتضاء مى‌کند این است که اینها اصلاً در تحت مقوله‌ای از مقولات نیستند. عقول مجرده، انوار مجرده، ارواح مجرده، مبدعات، تمام عوالم ملکوت و تمام عوالم مجرده تمام آنها که جنبۀ ماده و جنبۀ جنسیت ندارند و همان ماهیت وجودى آنها رتبۀ وجودى آنها را تشکیل مى‌دهد، تمام اینها فصل محض هستند و چیزى نیستند که با یک جنس دیگر [ترکیب] بشوند و بعد یک وجود مبدعات و یک وجود مجرده را به‌وجود بیاورند. نه! همان نحوۀ وجودشان عبارت از آن کیفیت وجود است. حالا من مثال مى‌زنم گرچه این مثال فقط از باب نزدیک شدن است، شما این آب را درنظر بگیرید، این آب ترکیباتى دارد وقتى که نگاه بکنید می‌بینید چقدر کلسیم دارد، چقدر سدیم دارد، چقدر ید دارد، چقدر سایر مواد معدنى، کلر، کلراید و امثال‌ذلک دارد حالا مجموعۀ اینها که من‌حیث‌المجموع جمع شده این آب را تشکیل مى‌دهد حالا اگر آمدیم و تقطیر کردیم و اینها را یکى‌یکى جدا کردیم. وقتى که جدا کردیم و هرکدام از اینها را جدا نگه داشتیم دیگر به مجموعۀ اینها که آب نمى‌گویند! چون ترکیب‌ در اینجا ازبین رفته است فرض کنید یُدش در اینجا واقع مى‌شود، سدیمش در آنجا واقع مى‌شود، پتاسیمش در اینجا واقع مى‌شود، کلرایدش در اینجا واقع مى‌شود و تمام اینها یکى‌یکى در آن محدودۀ وجودى خودشان بدون ترکیب مى‌شوند. در واقع همۀ اینها براى خودشان فصل مى‌شوند. این براى خودش فصل مى‌شود و آن براى خودش فصل مى‌شود و دیگر یک جنبۀ جمعیتى که آن جنبۀ جمعیت همۀ اینها را باهم ترکیب بکند که آن جنبۀ مایعیتِ آن معیان هست که آن میعان جمع بین مواد مختلف مى‌کند آن میعان را ازبین ببرید و آن را کنار بگذارید فقط اکسیژن و هیدروژن محضه است فرض کنید اگر ترکیب آن ازبین برود بعد وقتى که تَه ظرف را نگاه کنید مى‌بینید که یک مقدارى رسوبات هست. آن رسوبات عبارت از همان چیزهایى است که در این آب بود و ما قبلاً اینها را نمى‌دیدیم و همۀ اینها را متحد و واحد مى‌دیدیم درحالی‌که اینها فصلیت این آب را تشکیل مى‌دادند مثلاً چندتا فصل با همدیگر جمع شده بودند و این آب را البته به این کیفیت تشکیل مى‌دادند.

    1. . همان، ص 281 و 282.