اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

بررسی نسبت میان حقیقت مجرد فصل و تعینات مادی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مقولات عشر و جایگاه فصول جواهر می‌پردازند. بحث با طرح اشکال شیخ‌الرئیس در کتاب شفا آغاز می‌شود که چرا فصول جواهر نباید در تحت مقوله جوهر قرار گیرند تا از تسلسل فصول غیرمتناهیه جلوگیری شود. در ادامه، تفاوت میان جنس و فصل و نحوه تحقق آن‌ها در عالم خارج و ملکوت مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با تبیین این نکته که فصل، حقیقتی مجرد و فراتر از مقولات است، به چگونگی تنزل این حقایق در قالب ماده و نقش آن در تشخص انواع می‌پردازند. در نهایت، با مقایسه دیدگاه صدرالمتألهین در حرکت جوهری و دیدگاه شیخ‌الرئیس در هبوط حقایق، به این نتیجه می‌رسند که وحدت میان عالم ماده و عالم معنا، کلید اصلی فهم این مباحث است و می‌توان میان این دو مشرب فلسفی جمع کرد.

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

4
  • مطلبى را آقاى حسن‌زاده در حاشیه دارند، ایشان مى‌فرمایند که شاید مقصود از این انسانیّت در کلام این شخص اشاره به مُثُل افلاطونى باشد که او از این مُثُل تعبیر به انسانیّت کرده است،1 که استفاده این معنا از کلام این شخص بعید است.

  • اشکال بر کلّی بودن وجود ذهنی و جواب آن

  • اگر شخصى اشکال بکند و بگوید که همان‌طورى که وجود خارجى قابل تسرّى و تعدّى به مصادیق نیست، وجود ذهنى هم همین‌طور است؛ می‌گوید مگر شما نمى‌گویید که وجود و وعاء کلیّات طبیعیّه در ذهن است؟ مى‌گوییم: بله! مى‌گوید مگر شما نمى‌گویید که هر چیزی تشخّص و وجود پیدا بکند جزئى است؟ این را هم مى‌گوییم: بله! مى‌گوید: پس بنابراین آنچه که در ذهن است قابل سرایت بر مصادیق دیگر نیست چون این مال خود ذهن است‌.

  • جواب مسئلۀ ایشان همان چیزى است که قبلاً عرض شد، که ما دو نظر به وجود ذهنى داریم؛ یک نظر آلى و یک نظر استقلالى. در نظر آلى نفسِ مفهومى که در ذهن قرار مى‌گیرد از نقطۀنظر حکایت با خارج مورد توجّه قرار مى‌گیرد و در آنجا دیگر جنبۀ ذهنى‌بودن و تشخّص مدّ نظر قرار نمی‌گیرد. لذا وقتى که ما مى‌گوییم: حیوان؛ با اینکه این حیوان یک امرى است که در ذهن ما وجود ذهنى پیدا کرده است امّا با همین‌قدر شما احساس مى‌کنید که این حیوان منطبق بر تمام حیواناتى است که در خارج هستند، پس از مورچه تا بزرگترین حیوان که فیل باشد یا حیوانات دیگر در اینجا داخل در تحت این مفهوم هستند؛ به‌جهت‌اینکه در اینجا جنبۀ آلیّت مورد نظر قرار گرفته است، همان جنبه‌اى که حکایت از خارج مى‌کند. بله از این نقطۀنظر که شما این معنا یعنی حیوان را در ذهن آورده‌اید این یک معنایى است که اختصاص به شما دارد و مال شماست. شما مى‌توانید بگویید این مفهوم حیوان را که در ذهن آورده‌اید مال خودم است و به کسى دیگر نمى‌دهم و هر کسى مى‌تواند این کار را انجام بدهد، این مى‌شود همان جزئى که قابل تسرّى نیست.

    1. شرح فارسی الاسفار الاربعة، حسن‌زاده آملی، ج 3، ص 532.