اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

بررسی نسبت میان حقیقت مجرد فصل و تعینات مادی

14٬161
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مقولات عشر و جایگاه فصول جواهر می‌پردازند. بحث با طرح اشکال شیخ‌الرئیس در کتاب شفا آغاز می‌شود که چرا فصول جواهر نباید در تحت مقوله جوهر قرار گیرند تا از تسلسل فصول غیرمتناهیه جلوگیری شود. در ادامه، تفاوت میان جنس و فصل و نحوه تحقق آن‌ها در عالم خارج و ملکوت مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با تبیین این نکته که فصل، حقیقتی مجرد و فراتر از مقولات است، به چگونگی تنزل این حقایق در قالب ماده و نقش آن در تشخص انواع می‌پردازند. در نهایت، با مقایسه دیدگاه صدرالمتألهین در حرکت جوهری و دیدگاه شیخ‌الرئیس در هبوط حقایق، به این نتیجه می‌رسند که وحدت میان عالم ماده و عالم معنا، کلید اصلی فهم این مباحث است و می‌توان میان این دو مشرب فلسفی جمع کرد.

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مقولات عشر و جایگاه فصول جواهر می‌پردازند. بحث با طرح اشکال شیخ‌الرئیس در کتاب شفا آغاز می‌شود که چرا فصول جواهر نباید در تحت مقوله جوهر قرار گیرند تا از تسلسل فصول غیرمتناهیه جلوگیری شود. در ادامه، تفاوت میان جنس و فصل و نحوه تحقق آن‌ها در عالم خارج و ملکوت مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با تبیین این نکته که فصل، حقیقتی مجرد و فراتر از مقولات است، به چگونگی تنزل این حقایق در قالب ماده و نقش آن در تشخص انواع می‌پردازند. در نهایت، با مقایسه دیدگاه صدرالمتألهین در حرکت جوهری و دیدگاه شیخ‌الرئیس در هبوط حقایق، به این نتیجه می‌رسند که وحدت میان عالم ماده و عالم معنا، کلید اصلی فهم این مباحث است و می‌توان میان این دو مشرب فلسفی جمع کرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

9
  • قُلتُ: لَیسَ المَقصودُ أنَّ الإنسانَ المَوجودَ فی الذِهنِ مَثَلاً لَیسَ شَخصًا و لَیسَ مَعَهُ ما یَمنَعُهُ عَن الاشتِراکِ بَل المُرادُ أنَّ لَنا أن نَتَصَوَّرَ مَعنَى الإنسانِ المُطابِقِ لِکَثیرینَ و نُحضِرُهُ عِندَ العَقلِ کَذلِکَ و مَعلومٌ یَقینًا أنَّ الإنسانَ المَعلومَ کَذلِکَ مِن حَیثُ إنَّهُ مَعلومٌ کَذلِکَ لَیسَ فی الخارِجِ و لا مُتَشَخِّصًا بِتَشَخُّصً خارِجیٍّ أصلاً.

  • متن مرحوم آخوند در ادامه ادلّۀ اثبات وجود ذهنی

  • وَ مِن الإستِبصاراتِ فی هذا البابِ: أنّا نَتَصَوَّرُ الأمورَ الإنتِزاعیَّةَ و الصَفاتَ المَعدومَةَ فی الخارِجِ و نَحکُمُ بِها على الأشیاءِ، فَلا مَحالَةَ لَها ثُبوتٌ؛ فَثُبوتُها إمّا فی الخارِجِ و هوَ مَحالٌ لِأنَّها أمورٌ اعتِباریَّةٌ، فَهیَ مَوجودَةٌ فی الذِهنِ و هوَ المَطلوبُ.

  • وَ مِن العَرشیّاتِ الوارِدَةِ: أنَّ کُلَّ فاعِلٍ یَفعَلُ فِعلاً لِغایَةٍ و حِکمَةٍ، لَو لَم یَکُن لَما یَتَرَتَّبُ على فِعلِهِ مِن الغایَةِ و الغَرَضِ نَحوٌ مِن الثُبوتِ، لَم یَفعَل ذلِکَ الفاعِلُ فِعلاً لِأجلِهِ، و لو کانَ لَهُ تَحَقُّقٌ فی الخارِجِ عینیٌّ لَزِمَ تَحصیلُ الحاصِلِ؛ فَلابُدَّ و أن یَکونَ لَهُ نَحوٌ مِن التَقَرُّرِ لا یَتَرَتَّبُ عَلَیهِ آثارُهُ المَخصوصَةُ بِهِ المَطلوبَةُ مِنهُ، و هوَ المَعنى بِالوُجودِ الذِهنیِّ.

  • وَ مِمّا یُنَبِّهُکَ على ما نَحنُ بِصَدَدِهِ کَونُ الأشیاءِ الوَهمیَّةِ الغَیرِ الواقِعَةِ فی الأعیانِ سَبَبًا لِلتَّحریکاتِ و التَأثیراتِ الخارِجیَّةِ و إن لَم یَتَرَتَّب عَلَیها آثارُها المَخصوصَةُ المَطلوبَةُ؛ أ و لاتَرىٰ أنَّ تَخَیُّلَکَ لِمُشتَهىٰ لَطیفٍ کَیفَ یُحدَثُ فی بَدَنِکَ شَیئًا و تَخَیُّلَکَ لِلحُموضَةِ یوجَبُ لَکَ انفِعالاً و قُشَعریرَةً. و لَو لَم یَکُن لِصورَةِ بَیتٍ تُریدُ بَناءَهُ نَحوٌ مِن الثُبوتِ لَما کانَ سَبَبًا لِتَحریکِ أعضائِکَ.

  • وَ قَد حُکیَ عَن بَعضِ حُذّاقِ الأطِبّاءِ مُعالِجَةُ بَعضِ المُلوکِ حَیثُ أصابَهُ فالِجٌ لا یَنجَعُ فیهِ العَلاجُ الجِسمانیُّ، دَفَعَهُ بِمُجَرَّدِ تَدبیراتٍ نَفسانیَّةٍ و أمورٍ تُصوُّریَّةٍ باعِثَةٍ لِاشتِعالِ الحَرارَةِ الغَریزیَّةِ حتّى دَفَعَت المادَّةُ.

  • وَ بَعضُ النُفوسِ قَد یَبلُغُ فی القوَّةِ و الشَّرَفِ إلى حَیثُ یَقوى تَصَوُّراتُهُ وُجودًا و ظُهورًا حتّى یَقومَ وُجودُها مَقامَ الوُجودِ العینیِّ فَیُبرِئُ المَریضَ و یُمَرِّضُ الأشرارَ و یُقَلِّبُ عُنصُرًا إلى عُنصُرٍ آخَرَ حَتّى یَجعَلَ غَیرَ النّارِ نارًا أو یُحَرِّکَ أجسامًا عَجَزَت عَن تَحریکِها نُفوسُ أبناءِ النّوعِ. کُلُّ ذلِکَ بِإهتِزازٍ عِلویٍّ و تأییدٍ مَلَکوتیٍّ و طَرَبٍ مَعنَویٍّ؛1

    1. . الحکمة المتعالیة، ج ‌1، ص 274.
/