اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

بررسی نسبت میان حقیقت مجرد فصل و تعینات مادی

14٬161
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مقولات عشر و جایگاه فصول جواهر می‌پردازند. بحث با طرح اشکال شیخ‌الرئیس در کتاب شفا آغاز می‌شود که چرا فصول جواهر نباید در تحت مقوله جوهر قرار گیرند تا از تسلسل فصول غیرمتناهیه جلوگیری شود. در ادامه، تفاوت میان جنس و فصل و نحوه تحقق آن‌ها در عالم خارج و ملکوت مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با تبیین این نکته که فصل، حقیقتی مجرد و فراتر از مقولات است، به چگونگی تنزل این حقایق در قالب ماده و نقش آن در تشخص انواع می‌پردازند. در نهایت، با مقایسه دیدگاه صدرالمتألهین در حرکت جوهری و دیدگاه شیخ‌الرئیس در هبوط حقایق، به این نتیجه می‌رسند که وحدت میان عالم ماده و عالم معنا، کلید اصلی فهم این مباحث است و می‌توان میان این دو مشرب فلسفی جمع کرد.

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مقولات عشر و جایگاه فصول جواهر می‌پردازند. بحث با طرح اشکال شیخ‌الرئیس در کتاب شفا آغاز می‌شود که چرا فصول جواهر نباید در تحت مقوله جوهر قرار گیرند تا از تسلسل فصول غیرمتناهیه جلوگیری شود. در ادامه، تفاوت میان جنس و فصل و نحوه تحقق آن‌ها در عالم خارج و ملکوت مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با تبیین این نکته که فصل، حقیقتی مجرد و فراتر از مقولات است، به چگونگی تنزل این حقایق در قالب ماده و نقش آن در تشخص انواع می‌پردازند. در نهایت، با مقایسه دیدگاه صدرالمتألهین در حرکت جوهری و دیدگاه شیخ‌الرئیس در هبوط حقایق، به این نتیجه می‌رسند که وحدت میان عالم ماده و عالم معنا، کلید اصلی فهم این مباحث است و می‌توان میان این دو مشرب فلسفی جمع کرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین جایگاه فصول جواهر در مقولات

11
  • ترجمه متن آخوند در چند دلیل دیگر برای اثبات وجود ذهنی

  • و از مسائلى که موجب روشنی و وضوح مسئله در این باب مى‌شود: این است که ما امور انتزاعیّه و صفات معدومه را در خارج تصوّر مى‌کنیم و به‌واسطۀ این صفات و امور انتزاعیّه بر اشیاء حکم مى‌کنیم؛ (من‌باب‌مثال مى‌گوییم که هذا ممکنٌ، هذا رئیسٌ، هذا مالِکٌ، هذا زوجٌ و امثال‌ذالک. درحالتى‌که این صفات معدومه و امور انتزاعى در خارج وجود ندارند.) فلا محاله این صفات و امور انتزاعی باید یک ثبوتى داشته باشند (و الاّ شما نمى‌توانید حکم بکنید؛) پس ثبوت آنها یا در خارج است که این محال است چون اینها امورى هستند که انسان آنها را اعتبار مى‌کند نه اینکه تشخّص و تعیّن خارجى داشته باشند. پس موجود در ذهن هستند و هو المطلوب.

  • و از عرشیّاتى که در اینجا وارد شده است و بر ما آمده است: این است که هر فاعلى فعلى را که انجام مى‌دهد به‌خاطر هدف، حکمت، دلیل و غایتی است، و اگر بر فعلش از غایت و غرض نحوه‌ای از ثبوت مترتّب نبود، این فاعل هیچ فعلی را به‌خاطر آن انجام نمی‌داد. (این فاعل طبعاً دستش به طرف کارى نمى‌رود.) و اگر براى این غایت یک تحقّق خارجى و عینى باشد تحصیل حاصل لازم مى‌آید؛ یعنی لازم مى‌آید که از اوّل آن هدف و غایت بوده باشد، (وقتى که هست پس دیگر این دنبال چه چیزی برود؟!) پس باید نحوه‌ای از تقرّر داشته باشد، (باید یک نحوه وجودِ علمى قبل از وجود عینى داشته باشد،) به‌طوری که آثار مخصوص به آن و مطلوب از آن بر این وجود علمی مترتّب نشود. و مقصود ما از وجود ذهنى همین است.

  • و از آن مسائلى که تو را آگاهی می‌دهد بر آنچه که ما در مقام بیانش هستیم این است: که اشیاء وهمیّۀ غیر واقعیّه که در اعیان و خارج وجود ندارند، سبب تحریکات و تأثیرات خارجى مى‌شوند. (اشیاء وهمیّه‌اى که در اعیان واقع نیستند یعنی آنچه که در قواى واهمۀ انسان مى‌آید مانند عداوت و دشمنى، حب، محبّت، تصوّر اشیاء، این‌ها سبب تحریکات و تأثیرات خارجى در انسان مى‌شوند یعنی موجب انفعال انسان مى‌شوند.) اگرچه آثار مخصوصه و مطلوبۀ از آنها بر این پیدا نمى‌شود؛ (شما وقتى که لیموترش را در نظر بگیرید معدۀ شما از آب لیموترش پر نمى‌شود، یا دفع صفرا اى نگار نازنین نمى‌شود، دهان شما آب مى‌افتد ولى صفراى شما تا اینکه آن را میل نفرمایید از بین نمى‌رود، یعنى آثار مطلوبۀ خارجى بر آن مترتّب نمى‌شود. در هر چیزی اگر مى‌خواهید آثار مطلوبه مترتّب باشد باید دنبال عینی آن بروید نه دنبال ذهنى‌؛

/