اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت جوهر و عرض در وجود ذهنی

تحلیل نسبت میان کلیات جواهر و صور عقلیه

14٬240
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم جوهر و عرض در ظرف وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با بررسی اشکال اندراج صور علمیه در مقوله کیف آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های پیشین درباره کلیات جواهر ادامه می‌یابد. استاد با تفکیک میان کلی طبیعی و کلی عقلی، توضیح می‌دهند که چگونه کلیات جواهر با وجود تفاوت در نحوه بروز آثار در ذهن و خارج، حقیقت جوهری خود را حفظ می‌کنند. در این مسیر، ایشان ضمن نقد تمثیل‌های رایج همچون مغناطیس، بر اهمیت توجه به حیثیت حکایت‌گری صور ذهنی از واقعیت‌های خارجی تأکید می‌ورزند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون نحوه تحقق ماهیت جوهری در ذهن و تبیین جایگاه معلوم بالذات و معلوم بالعرض، نقشه راهی برای درک دقیق‌تر مباحث فلسفی در حوزه مقولات ارائه می‌دهد.

ماهیت جوهر و عرض در وجود ذهنی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم جوهر و عرض در ظرف وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با بررسی اشکال اندراج صور علمیه در مقوله کیف آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های پیشین درباره کلیات جواهر ادامه می‌یابد. استاد با تفکیک میان کلی طبیعی و کلی عقلی، توضیح می‌دهند که چگونه کلیات جواهر با وجود تفاوت در نحوه بروز آثار در ذهن و خارج، حقیقت جوهری خود را حفظ می‌کنند. در این مسیر، ایشان ضمن نقد تمثیل‌های رایج همچون مغناطیس، بر اهمیت توجه به حیثیت حکایت‌گری صور ذهنی از واقعیت‌های خارجی تأکید می‌ورزند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون نحوه تحقق ماهیت جوهری در ذهن و تبیین جایگاه معلوم بالذات و معلوم بالعرض، نقشه راهی برای درک دقیق‌تر مباحث فلسفی در حوزه مقولات ارائه می‌دهد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت جوهر و عرض در وجود ذهنی

12
  • بیان اشتباه در معنای إنّ کُلیّاتِ الجَواهِرِ جَواهِرٌ

  • «و اینجا باید دانسته و مشخّص بشود که معنای اینکه آنها مى‌فرمایند: کلیّات از جواهر (مانند انسانیّت، غنمیّت، بقریّت و مجرّدات،) جواهر هستند، (نه اینکه فقط جزئیّات و مصادیق آنها جوهر هستند.) معنا و مقصود این افراد این نیست که آن صورت تصوریّه و معقول از جوهرى (مانند انسانیّت کلّى و حیوانیّت) که توصیف می‌شود باید در ذهن قرار بگیرد (یعنی وصف او، وصف در ذهن است) و اینکه دارای یک محلّى است که مستغنى از او است، چون گاهی صور جواهر عقلیّه از این معقول زائل می‌شوند و از بین مى‌روند (و این همان جایى است که در ذهن تشریف مى‌آورد) و صور جواهر عقلیّه به او برمى‌گردد (در صورتى که در خارج باشند.)

  • و این صور به گونه‌ای هستند که گاهى در خارج، لا فى موضوع هستند و گاهی در ذهن، فى موضوع هستند، (یعنى ماهیّتش تغییر پیدا مى‌کند.) مانند مغناطیس و آهن‌ربایی که در مشت و دست انسان باشد؛ پس آن به‌گونه‌ای است که گاهی آهن را جذب می‌کند و این در جایی است که در خارج از دست است، و گاهی آهن را جذب نمی‌کند و این در جایی است که در دست است.

  • (این تشبیه بین کلیّات جواهر و مغناطیس، و همچنین تعریف و تبیینى که در اینجا کرده‌اند که در خارج مستغنی از موضوع است و در ذهن محتاج به موضوع است، این مسئله صحیح نیست بلکه در خارج و ذهنش یکی است.)

  • پس این مغالطه از باب از بین بردن و نادیده گرفتن حیثیّات است، (حیثیّت بشرط لا و همین‌طور حیثیت لا بشرط مَقسمى، البتّه قِسمى هم اشکالى ندارد.) و از باب اهمال و نادیده گرفتن اعتبارات است، و از باب اخذ کلّى مکان جزئى است. (حالا کدام طبیعت این‌طور است؛ طبیتعى که متّصف به کلیّت باشد یا طبیعت لا بشرط از کلیّت و جزئیّت؟ آن طبیعت لا بشرط از کلیّت و جزئیّت فرق نمى‌کند ولی آن طبیعتی که متصف به کلیّت است وعائش فقط ذهن است. لذا ایشان از این نقطۀنظر بر این مغالطه‌ای که شده است اشکال وارد مى‌کنند.)»

/ 0