اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت جوهر و عرض در وجود ذهنی

تحلیل نسبت میان کلیات جواهر و صور عقلیه

14٬240
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم جوهر و عرض در ظرف وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با بررسی اشکال اندراج صور علمیه در مقوله کیف آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های پیشین درباره کلیات جواهر ادامه می‌یابد. استاد با تفکیک میان کلی طبیعی و کلی عقلی، توضیح می‌دهند که چگونه کلیات جواهر با وجود تفاوت در نحوه بروز آثار در ذهن و خارج، حقیقت جوهری خود را حفظ می‌کنند. در این مسیر، ایشان ضمن نقد تمثیل‌های رایج همچون مغناطیس، بر اهمیت توجه به حیثیت حکایت‌گری صور ذهنی از واقعیت‌های خارجی تأکید می‌ورزند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون نحوه تحقق ماهیت جوهری در ذهن و تبیین جایگاه معلوم بالذات و معلوم بالعرض، نقشه راهی برای درک دقیق‌تر مباحث فلسفی در حوزه مقولات ارائه می‌دهد.

ماهیت جوهر و عرض در وجود ذهنی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم جوهر و عرض در ظرف وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با بررسی اشکال اندراج صور علمیه در مقوله کیف آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های پیشین درباره کلیات جواهر ادامه می‌یابد. استاد با تفکیک میان کلی طبیعی و کلی عقلی، توضیح می‌دهند که چگونه کلیات جواهر با وجود تفاوت در نحوه بروز آثار در ذهن و خارج، حقیقت جوهری خود را حفظ می‌کنند. در این مسیر، ایشان ضمن نقد تمثیل‌های رایج همچون مغناطیس، بر اهمیت توجه به حیثیت حکایت‌گری صور ذهنی از واقعیت‌های خارجی تأکید می‌ورزند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون نحوه تحقق ماهیت جوهری در ذهن و تبیین جایگاه معلوم بالذات و معلوم بالعرض، نقشه راهی برای درک دقیق‌تر مباحث فلسفی در حوزه مقولات ارائه می‌دهد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت جوهر و عرض در وجود ذهنی

11
  • مسامحه بودن أنَّ کُلّیَ الجوهَرِ جوهَرٌ

  • تلمیذ: در آنجا که مى‌گویند کلیّات جواهر، جوهر هستند، لا بشرط مَقسمى جوهر مراد است. یعنى همان چیزی که معرّای از هر قیدى است مى‌شود لا بشرط مَقسمى!

  • استاد: ببینید جنبۀ لا بشرطى، مسئله را حل نمى‌کند. اصلاً لا بشرط مَقسمى مبهم است و مشخّص نیست. لا بشرط مَقسمى مثل کلمه می‌ماند، کلمه لا بشرط مَقسمى است که از او سه وجه باز مى‌گردد؛ حرف است و فعل است و اسم است. حالا آیا این کلمه بدون حرف، فعل و اسم وجود خارجى دارد؟ می‌بینیم که ندارد و فقط صوت است. وقتی من یک صوتی را از دهان خود خارج می‌کنم، این دیگر کلمه نیست، بلکه خودش یک قِسمى در قبال کلمه است؛ یعنى آن چیزی که از فَم خارج مى‌شود یا معنا دارد که مى‌شود فعل، اسم و حرف، یا معنا ندارد که مى‌شود صوت، یا معناى خاص دارد که اسمش را آواز مى‌گذارند. پس تمام اینها اقسامی هستند که یک مَقسمى همۀ آنها را دربرگرفته است، حالا آن مَقسم مى‌شود طبیعت مبهمه که حقیقت خارجى ندارد.

  • تلمیذ: پس شما اصلا مى‌خواهید بفرمایید که در این عبارت آخوند که می‌گویند: أنَّ کُلّیَ الجوهَرِ جوهَرٌ، مسامحه است، و شما اصلاً جوهریّتش را قبول ندارید، و آن تعریف دوّمی را که مرحوم مصنّف بیان می‌کنند که آن را ترجیح مى‌دهند جوهر نیست؟

  • استاد: بله، أنَّ کُلّیَ الجوهَرِ جوهَرٌ، این، مفهوم است!

  • وَ لیُعلَم هاهُنا أنَّ مَعنىٰ قَولِهم: إنَّ کُلّیّاتِ الجَواهِرِ جَواهِرٌ، لَیسَ أنَّ المَعقولَ مِن الجوهَرِ الّذی یوصَفُ بِأنَّهُ فی الذِّهنِ و لَهُ مَحَلٌّ مُستَغنٍ عَنهُ أنَّهُ قَد یَزولُ عَنهُ صوَرُ الجَواهِرِ العَقلیَّةِ و یَعودُ إلَیهِ.

  • وَ یَکونُ تِلکَ الصّوَرُ بِحَیثُ توجَدُ تارَةً فی الخارِجِ لا فی موضوعٍ و تارَةً فی الذِّهنِ فی الموضوعِ، کالمِغناطیسِ الَّذی هوَ فی الکَفِّ؛ فَإنَّهُ بِحَیثُ یَجذِبُ الحَدیدَ تارَةً کما إذا کانَ فی خارِجِ الکَفِّ و لا یَجذِبُهُ أخرىٰ کما إذا کانَ فیهِ، فَإنَّ هذه مُغالِطَةٌ مِن بابِ تَضییعِ الحَیثیّاتِ و إهمالِ الإعتباراتِ و أخذِ الکُلّیِّ مَکانَ الجُزئیِّ؛1

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 280.
/