اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی تعریف جوهر در فلسفه

تحلیل دیدگاه بوعلی سینا درباره جایگاه فصل و جنس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق اشکالات وارد بر تعریف مشهور جوهر می‌پردازد. بحث با تبیین اشکال نخست بر وجود ذهنی آغاز می‌شود که بر اساس آن، تعریف جوهر به موجودی که در موضوع نیست، منجر به انقلاب ماهیت یا اندراج مقولات در کیف می‌گردد. در ادامه، دیدگاه بوعلی سینا در پاسخ به این اشکالات مطرح می‌شود که بر اساس آن، تعریف مذکور برای جوهر به دلیل خلط میان تقوّم ذاتی و تحقق خارجی، مخدوش دانسته شده است. استاد با تحلیل دقیق رابطه جنس و فصل، توضیح می‌دهد که فصل، محقق خارجی جنس است نه مقوّم ذاتی آن؛ و در نهایت با نقد برخی برداشت‌های مسامحه‌آمیز از کلام بوعلی، بر این نکته تأکید می‌ورزد که حقایق امکانی، عین فقر و تعلق به فاعل هستند و نباید وجود بالفعل را در تعریف ماهوی آن‌ها دخالت داد.

نقد و بررسی تعریف جوهر در فلسفه

7
  • توضیح اشکال کلام بوعلی در وجود ذهنی

  • حالا می‌گوییم که این مسئله در وجود خارجى است، جناب بوعلى شما در وجود ذهنى چه مى‌فرمایید؟ در وجود ذهنى که ما جوهر را تصوّر مى‌کنیم و جوهر، جنس الأجناس و جنس الأنواع است و ما فقط جنس را بدون فصل تصوّر مى‌کنیم، در اینجا چه فصلى آمده است و این جوهر را به نوع خاصّی از وجود درآورده است؟ ما در اینجا فصلى نداریم بلکه نفسِ جوهر و جنس بدون هیچ فصلى در وجود ذهنى ما نقش مى‌بندد.

  • حالا گاهى اوقات ما یک فصلى را ضمیمه مى‌کنیم و آن را تبدیل به انسان، غَنَم و بقر مى‌کنیم، و در بعضى از اوقات این فصل را هم نمى‌آوریم بلکه فقط خود جوهر را مى‌آوریم، یا خود عَرَض و موضوع را مِن حَیثُ هوَ هوَ مى‌آوریم؛ بدون اینکه این عَرَض در تحت چه نوعى باشد، بدون اینکه این جوهر چه نوعى در تحت او باشد، فقط نفس جوهریّت در نظر مى‌آید که به عنوان جوهریّت عام باشد یا جوهریّت خاص در نظر مى‌آید که حیوان یا جسم باشد بدون اینکه مورد خاصّی در ذهن شما بیاید. همین‌که من الآن گفتم حیوان باشد، کدام‌یک از حیوانات در ذهن شما آمد؟ هیچ حیوانى نیامد! همین‌که من گفتم جسم باشد، کدام‌یک از اجسام در ذهن شما آمد؟ هیچ جسمی نیامد! بلکه فقط جسم و حیوان مِن حَیثُ هوَ هوَ آمد، نه حیوان در ضمنِ نوع یا جسم در ضمنِ یک صورت. بنابراین این مطلب که دراین‌صورت فصل را از مقسِّمیت به مقوِّمیّت تبدیل مى‌کند هم محلّ ایراد است.

  • جواب بوعلی از اشکال اوّل بر وجود ذهنی به موجود بما هو موجود نبودن معنای جوهر

  • وَ الجَوابُ عَنهُ على ما یُستَفادُ مِن کُتُبِ الشَیخِ: أنَّ مَعنَى الجوهَرِ الَّذی صَیَّروهُ جِنسًا و جَعَلوهُ عنوانًا لِلحَقایِقِ الجوهَریَّةِ، لَیسَ هوَ الموجودُ مِن حَیثُ هوَ موجودٌ مَسلوبًا عَنهُ الموضوعُ؛ لِأنَّ هذا المَعنى لا یُمکِنُ أن یَکونَ جِنسًا لِشَی‌ءٍ و إلاّ لَکانَ فَصلُهُ الَّذی فُرِضَ مُقَسِّمًا لَهُ مُقَوِّمًا لَهُ، ضَرورَةَ أنَّ الفُصولَ المُقَسِّمَةِ لِلجِنسِ لا یَحتاجُ إلى شَی‌ءٍ مِنها الجِنسُ فی تَقَوُّمِهِ مِن حَیثُ هوَ، بَل هیَ مِن الخَواصِّ العارِضَةِ لِلجِنسِ کما أنَّهُ عَرَضٌ عامٌّ لازِمٌ لَها، بَل احتیاجُهُ إلَیها فی أن یوجَدَ و یُحَصَّلَ تَحصیلاً وُجودیًّا لا تَألُّفیًّا.1

    1. همان، ص 277.