
ماهیت وجود ذهنی و آثار تکوینی آن بر نفس
نقش اختیار انسان در پذیرش حق و پرهیز از قساوت قلب
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت وجود ذهنی و جایگاه آن در نظام هستی میپردازد. بحث با بررسی چگونگی تحقق وجود در ذهن و خارج به صورت جوهر و عرض آغاز شده و به این نکته کلیدی میرسد که نفس انسان با خلق صور ذهنی، خود نیز تحت تأثیر این صور قرار میگیرد. در ادامه، استاد با تحلیل آثار تکوینی کلام اهلبیت علیهمالسلام بر روح، به آسیبشناسی قساوت قلب میپردازد. ایشان توضیح میدهند که چگونه برخورد دوگانه با حقایق دینی و توجیه نفسانی، موجب ایجاد حجاب و قساوت میشود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر ضرورت آزادی فکر و انتخاب آگاهانه میان نور و ظلمت، راهکار عملی برای حفظ لطافت نفس و دوری از انحرافات فکری و اخلاقی را تبیین میکند.
ماهیت وجود ذهنی و آثار تکوینی آن بر نفس
9توضیح ذو مراتب بودن حق و هلاکت برای انسان
استاد: شکّى نیست در اینکه مراتب عالَم تکوین در نفس انسان همراه با مراتب نزول موجود است، بهعبارتدیگر درجات همراه با دَرَکات موجود است، یعنى گرچه این مراتبى که شما راجعه به کلام امام ذکر کردید همه اینها صحیح است، و کسى که به کلام امام علیهالسّلام گوش مىدهد و کلام امام علیهالسّلام را مىخواند در واقع دارد خودش را به یک مسئلۀ فطرى، تکوینى و عالَم حق و واقع و صعود در مراتب اسماء و صفات مىرساند. ولی این مطلب داراى مراتبى است چطور اینکه خود حقائق عالم تکوین هم داراى مراتب است. «قُلِ الحَقَّ و إن کانَ فیهِ هَلاکُکَ»؛ حق داراى مراتب مختلفى است همانطوریکه هلاکت انسان هم داراى مراتب مختلفى است. بسیارى از افراد هستند که از هلاکت ظاهرى و مالی ابایی ندارند و حق را در هلاکت مالى مطرح مىکنند، بعضی افراد هستند که از هلاکت مالى ابایى ندارند یعنی نسبت به مال مسئلهای ندارند ولى نسبت به صحّت و سلامتى اینطور نیستند و در آنجا گیر میافتند، بعضی نسبت به سلامتى هم مسئلهای ندارند ولى وقتى که مسئله به عِرض و آبرو برسد در آنجا گیر مىافتند، بعضی نسبت به هلاکت بدنى مطلبی ندارند امّا وقتى که مسئلۀ شخصیّت پیش مىآید در آنجا مسئلۀ آنها روشن مىشود! و جنبۀ انانیّت هم همینطور است؛ ممکن است یک شخص از شخصیّتهای خودش هم بگذرد ولى در مراتب بالاى از انانیّت قرار بگیرد.
پس این مسئلۀ هلاکت، ظهور مراتب مختلفهاى است که هر شخص در هر رتبهاى که هست براى او پیش مىآید. فهمیدن کلام امام علیهالسّلام اقتضاء میکند که آن شخص قارى و مطالعه کننده، کلام امام علیهالسّلام را در آن رتبه ادراک بکند. نفس ادراک کلام امام علیهالسّلام در همان مرتبه و مطابق با مقتضیات وجود، این یک طرف مسئله است، طرف دیگر مسئله تعلّق نفس به عالَم دنیا و شهوات و تعلّق نفس به خود است، که این هم نزول مراتب اسماء و صفات است منتها از نقطۀنظر بُعد. این دو جنبه هر دو در نفس انسان هستند و انسان باید بین این دو یکى را اختیار بکند؛ طرفِ تعلّق به دنیا را اختیار بکند یا طرفِ فهمیدن و همسطح کردن و خود را به آن معدن رساندن و همینطور از تعلّقات کمکردن را اختیار کند که خود را باید به آن برساند.
