اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت وجود ذهنی و آثار تکوینی آن بر نفس

نقش اختیار انسان در پذیرش حق و پرهیز از قساوت قلب

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت وجود ذهنی و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازد. بحث با بررسی چگونگی تحقق وجود در ذهن و خارج به صورت جوهر و عرض آغاز شده و به این نکته کلیدی می‌رسد که نفس انسان با خلق صور ذهنی، خود نیز تحت تأثیر این صور قرار می‌گیرد. در ادامه، استاد با تحلیل آثار تکوینی کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام بر روح، به آسیب‌شناسی قساوت قلب می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهند که چگونه برخورد دوگانه با حقایق دینی و توجیه نفسانی، موجب ایجاد حجاب و قساوت می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر ضرورت آزادی فکر و انتخاب آگاهانه میان نور و ظلمت، راهکار عملی برای حفظ لطافت نفس و دوری از انحرافات فکری و اخلاقی را تبیین می‌کند.

ماهیت وجود ذهنی و آثار تکوینی آن بر نفس

5
  • پا روی حق گذاشتن علّت برای قساوت قلب

  • همین‌طور مطالعۀ این روایات، علوم، فقه، تفسیر و علوم آل محمّد علیهم‌السّلام در انسان ایجاد نورانیّت مى‌کند؛ در وقتى که منظور و مقصود انسان از آنها فهمیدن خود اینها باشد، نه اینکه منظورش از فهمیدن، براى جمع‌کردن مردم باشد یا اینکه اینها را بخواند و بعد خلافش را انجام بدهد. چون این خلاف انجام‌دادن موجب مى‌شود که نفس کم‌کم یک حالت واکسیناسیون نسبت به این روایات و مطالبى که خوانده است پیدا بکند. فرض کنید من‌باب‌مثال امام علیه‌السّلام مى‌فرمایند: تا چیزى را با عقلت مقیاس نکردى و با چشمت ندیدى، این را نگو!1 حالا ما مى‌رویم در یک مورد گیر مى‌کنیم؛ اگر بخواهیم به این روایت عمل بکنیم به منافع ما برخورد مى‌کند، و اگر بخواهیم به این روایت عمل نکنیم و آن را کنار بگذاریم، در اینجا خودمان را با این روایت درگیر کرده‌ایم! اینجا نفس شروع به توجیه‌کردن مى‌کند. این توجیه‌کردن آن قساوت را به‌وجود می‌آورد.

  • لذا بالاى منبر می‌رویم و مردم را به این روایت دعوت مى‌کنیم ولى پاى خودمان که به‌میان می‌آید، به هزار شایعه ترتیبِ اثر مى‌دهیم و هزار تهمت هم به مردم مى‌زنیم و کَکِمان هم نمى‌گزد و همه را هم سلوک مى‌دانیم. دلیل این مسئله چیست؟ به‌خاطر این است که پاى روى حق گذاشته‌ایم. پا روى حق گذاشتن، پا روی حق گذاشتن است و فرقى نمى‌کند؛ چه آن عَرَق خور و شراب خوار پاى روى حق بگذارد یا من پسر آقا بیایم پا روى حق بگذارم هر دو یکى است.

  • آزاد نبودن فکر انسان سبب برای حجاب در مقابل حق

  • پس اگر خود من که روایت امام صادق علیه‌السّلام را بالای منبر مى‌خوانم که فرمودند: «باید نسبت به برادر مؤمن حُسن ظن داشته باشید و اگر حسن ظن نداشته باشى ایمانت غلط است.»2 و اینها را با صدای بلند در بالاى منبر به مردم مى‌گویم، ولى وقتى پاى خودم به‌میان مى‌آید نه تنها حُسن ظن ندارم بلکه حُسن ظن را هم سوء ظن تلقّى مى‌کنم؛ این به‌خاطر این است که نفس قسى شده است یعنى در مرتبۀ قساوت گیر کرده است، به‌خاطر این است که الآن نمى‌تواند فکرش را آزاد بکند! اگر از اوّل آزاد بود و فکرش را رها می‌کرد تا به هر کجا این فکر می‌خواهد برود؛ اگر به دیوار می‌خورد بخورد، اگر به درخت می‌خورد بخورد، حتّی بخورد به پسر آقا! به هر کسی مى‌خواهد بخورد بگذار بخورد، جلوى فکر را نگیر! وقتى جلوى فکر را مى‌گیرید هزار مصیبت و چاله بعد از آن به‌وجود مى‌آید، بگذار فکر آزاد برود تا تو را همیشه آزاد نگه بدارد. مسئله در اینجا همین است که بگذار فکر هر کجا مى‌رود برود، به هر کسی اشکال وارد مى‌کند بکند، هر کسی را تایید مى‌کند بکند و هر کسی را تنقیح و اصلاح مى‌کند بکند.

    1. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 626:
      «قالَ أمیرُالمُؤمِنینَ علیه‌السَّلام فی وَصیَّتِهِ لابنِهِ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفیَّةِ رَضیَ اللَهُ عَنهُ:
      «یا بُنَیَّ لا تَقُل ما لا تَعلَمُ بَل لا تَقُل کُلَّ ما تَعلَمُ؛ فَإنَّ اللهَ تَبارَکَ و تَعالَى قَد فَرَضَ عَلَى جَوارِحِکَ کُلِّها فَرائِضَ یَحتَجُّ بِها عَلَیکَ یَومَ القیامَةِ و یَسألُکَ عَنها و ذَکَّرَها و وَعَظَها و حَذَّرَها و أدَّبَها و لَم یَترُکها سُدًى فَقالَ اللهُ عَزَّوجَلَّ: ﴿وَلَا تَقۡفُ مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٌ إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَٰٓئِكَ كَانَ عَنۡهُ مَسۡ‍ُٔولٗا﴾
      ترجمه: «فرزند عزیزم آنچه را نمی‌دانى مگوى، بلکه همگى آنچه را که میدانى مگوى؛ زیرا خداى تعالى بر کلّیۀ اعضاء تو وظائف و واجباتى را مقرّر و مفروض داشته است که در روز قیامت بوسیلۀ آنها بر تو احتجاج می‌کند و از آنها سؤال می‌نماید. و آن اعضاء را تذکّر داده و موعظه کرده و بر حذر داشته و تأدیب نموده و آنها را بیهوده رها نکرده است، چنان‌که خداى عزّوجلّ‌ فرموده است: از چیزى که به او علم و یقین ندارى پیروى مکن، حقّا که گوش و چشم و دل، همه آنها از پیروى باطل مؤاخذه خواهند شد.» (محقّق)
      *. سوره إسراء (17) آیه 36.
    2. بحار الانوار، ج 72، ص 196؛ مستدرک الوسائل, ج 9, ص 145:
      «قالَ الصّادِقُ علیه‌السّلامحُسنُ الظَّنِّ أصلُهُ مِن حُسنِ ایمانِ المَرءِ و سَلامَةِ صَدرِهِ، و عَلامَتُهُ أن یَرَى کُلَّ ما نَظَرَ إلَیهِ بِعَینِ الطَّهارَةِ و الفَضلِ مِن حَیثُ ما رَکِبَ فیهِ و قَذَفَ مِنَ الحَیاءِ و الامانَةِ و الصّیانَةِ و الصِّدقِ
      ترجمه: «حُسن ظن از حُسن ایمان و سلامت قلب شخص است، و نشانه‌اش این است که هر چیزى را به چشم پاکى و فضیلت بنگرد، براى آنچه در وجود او آمیخته است از حیاء و امانت دارى و خوددارى و راستى.» (محقّق)