اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت وجود ذهنی و آثار تکوینی آن بر نفس

نقش اختیار انسان در پذیرش حق و پرهیز از قساوت قلب

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت وجود ذهنی و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازد. بحث با بررسی چگونگی تحقق وجود در ذهن و خارج به صورت جوهر و عرض آغاز شده و به این نکته کلیدی می‌رسد که نفس انسان با خلق صور ذهنی، خود نیز تحت تأثیر این صور قرار می‌گیرد. در ادامه، استاد با تحلیل آثار تکوینی کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام بر روح، به آسیب‌شناسی قساوت قلب می‌پردازد. ایشان توضیح می‌دهند که چگونه برخورد دوگانه با حقایق دینی و توجیه نفسانی، موجب ایجاد حجاب و قساوت می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر ضرورت آزادی فکر و انتخاب آگاهانه میان نور و ظلمت، راهکار عملی برای حفظ لطافت نفس و دوری از انحرافات فکری و اخلاقی را تبیین می‌کند.

ماهیت وجود ذهنی و آثار تکوینی آن بر نفس

12
  • مسئله در اینجا هم همین‌طور است یعنی کلمات ائمّه علیهم‌السّلام و این علوم و معارف خودشان فى حدّ نفسه نور و بهاء هستند و هرکدام از آنها در درون خودش مراتبى از بهاء و بهجت دارند که هر کسى بر طبق فهم خودش مى‌فهمد. همین عبارت‌هاى اسفار را هر کسى بر طبق فهم خودش ادراک مى‌کند، کلمات امام علیه‌السّلام را هر کسى بر طبق فهم خودش ادراک مى‌کند؛ چون کلمات امام علیه‌السّلام ذو مراتب است، آیات قران را هر کسى بر طبق فهم خودش ادراک مى‌کند منتها یک شخصى این آیات را مى‌خواند و فقط آنها را در مرتبۀ صِرف تصوّر وجود ذهنى نگه‌مى‌دارد و دیگر جلوتر نمى‌آید تا حرکت بکند.

  • عدم تأثیر حق برای افراد مقابل حق

  • مثل نمازى که امام جماعت مسجد الحرام یا مسجد مدینه مى‌خوانند، این سنّى‌های متعصّب هستند که خیلى هم قشنگ مى‌خوانند، ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾1 را آنچنان مى‌گویند که انسان کیف مى‌کند یعنی صدای آنها این‌قدر صداى قشنگى است مخصوصاً آن کسی که در مدینه است و امام جماعت است، ولى قلبش سیاه است یعنى مثل قیر مى‌ماند، چون من‌باب‌مثال اگر این آیات را بخواند که ﴿ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ﴾؛2در نمازکه به این مى‌رسد همان‌جا عقل و ذهنش به او مى‌گوید که این مربوط به على و خلافت على است! رد مى‌شود و مى‌رود، همان موقع که در نماز دارد این آیات را مى‌خواند، این را رد مى‌کند. چون در این رد شدن و گذشتن از اینجا برخلاف آن نورانیّت قدم برداشته است، آن خواندن برای او تبدیل به ظلمت می‌شود؛ چون الآن این جهات نفس آمده است جنبۀ نورانیّت او را از بین برده است و ذهن او فقط تبدیل شده است به یک محلّ برای عکّاسى که همین‌طور عکس‌بردارى مى‌کند و کار دیگری انجام نمى‌دهد. آن وقت نفس او چون در مقابل نورانیّت می‌ایستد و با آن برخورد مى‌کند نه تنها نمى‌گذارد آن نورانیّت در این رسوخ پیدا بکند و او را نزدیک بکند بلکه از آن طرف همین‌طور باعث دوری او مى‌شود.

    1. . سوره فاتحه (1) آیه 7.
    2. . سوره مائده (5) آیه 3.